خلاصه کتاب:
کریس همون پسریه که کوزت همیشه میخواسته!شوخطبع، بانمک، خوشقلب و مهربون.کریس همیشه سعی میکنه تو هر شرایطی، زیبایی و شادی رو پیدا کنه و روی لب همه لبخند بیاره؛ حتی وقتی تو یه کلیسای مخروبه، مشغول جنگیدن با هزاران شیطانه.کریس دقیقا همون چیزیه که کوزت نیاز داره.فقط مشکل اینجاست که کریس یه گرگینه هست و کوزت یکی از پریهای دربار ماه!دربار ماه، تنها دربار پریهاست که روی گرگینهها کنترل و نفوذ داره.کریس حتی اگه خیلی هم خوششانس باشه، بازم به اندازه کافی قوی نیست تا بتونه حتی برای یکی دو ساعت تو دربار ماه دووم بیاره! چون خیلی زود تو این دربار تبدیل به یه اسیر میشه!
نام کتاب: دربار ماه مجموعه دختر آلفا جلد هشتم Lunar Court
خلاصه کتاب:
ریحانه، دختر جوانی که پس از فوت پدر، با گذشتن از آمال و آرزوهایش، با قدرتی به وسعت دریا، بار خانوادهاش را به دوش میکشد. درست در قلهی سختیها تصمیمِ اشتباهی میگیرد و میان باتلاق دردسر میافتد. ریحانه که با هر دست و پا زدن بیشتر در باتلاق فرو میرود، برای رهایی از دردسر به طنابِ غریبهای چنگ میزند که باعث میشود سرنوشت برای هر دویشان جور دیگری رقم بخورد... .
خلاصه کتاب:
دوست داشتنت مثل عطر میمونهاولش یه بو و حالی داریوسطاش یه بو و حالیو بعد از وصال...تازه می فهمم انگار قبل از این، هیچ چیزی از تو رو نداشتم...
خلاصه کتاب:
پسری از تبار کردستان، که روزگار طناب تباهی بر گردَنش آویخته. وی برای ادامه زندگی و پرداخت قرضش،ناخواسته وارد یک باند مواد مخدر میشه و زندگیش از فرش به عرش میرسه از طرفی هم عشق دوران کودکی و نوجوانیش رو از دست میده.بعد گذشت سالها دوباره روزگار دو معشوق رو بر سر راهم قرار میده اما این بار همه چیز فرق کرده...
میقات، حکایتی غریب از عاشقانه ای در دل کوچه و پس کوچههای شهرست. روایت از برهی گلهای رمیده، که دل، به مهر گرگِ زیبا رویِ شبهایش سپرده. با لالایی زوزههایش، چشم بسته و تَن را خوش خیالانه به کثیفی دندانهایش میسپارد؛ اما روزگار...روزگار... امان از بازیهای پر پیچ و خم روزگار.
ابر اهریمنان ماورایی در کالبد خشک قدرت و غرور از انرژی های برتر خود، با هم بر سر قدرت میجنگند...با دسیسه و توطعه با هم رقابت میکنند تا هر کدام قدرت بیشتر ماورایی خود را حفظ کند...تاریکی سودای نابودی جهان کائنات را دارد ...دختری از نسل انسان به پشتوانه قدرت طبیعت به عنوان کُشنده تاریکی به بازی نابرابری مقابل تاریکی برگزیده میشود، بازی شطرنج گونه ای اغاز میشود که بازیگردان ها پشت نقاب تزویر و قدرت پنهان شدند و مهره های بازی با چالش های سختی رو در رو خواهند شد ...اما در همه کائنات قدرت عشق میتواند از همه قدرت های برتر اهریمنی قوی تر باشد و برگ های بازی را تغییر دهد...اشک ابلیس را بر زمین جاری کند... تاریکی را به قدم زدن بر ان وا دارد... و دخترک بر تن ماه برقصد ...!!
قلبم پازِل هزارتکهی عشق است و هر بوسه و نِگَهِ تبدارِ تو، یک تکه از این پازل!بیا؛ببوس؛ و تا میتوانی تماشایم کن.پازلم کمی پیچیده است. بیشتر ببوس و البته که با لطافت و نرمی. در آغوشم بگیر که ابتدا دور پازل تکمیل شود و بعد، با انگشتهای مردانهات از موجِ فنردارِ موهایم بیا پایین...صحبت از ناز کردن و تشنه بودنِ من نیست هاا؛تنها میخواهم پازل قلبم را کامل کنم.
خلاصه کتاب:
عاشقی جُرمیست که تاوانش زهر نارو است. تو را در باتلاق خود میکشاند و خوب که در ژرفای عشق فرو رفتی، نفست را میبرد. تو میمانی و آرمانِ یک ناجی که بیاید و مدد دهد. نه چَشمداشتی به انتهای راه است، نه آرزویی برای زیستن و نه رمقی. مدتها بعد، از آن دوردستها اگر سرابزده شوی؛ بلکه مردی را ببینی و با خود بگویی که ای کاش عاشقت کند وقتی چند دقیقهی پیش خیانت لالت کرد!
دانلود رمان از طریق سایت تک رمان در دسترس بوده و نویسندگان می توانند رمان خود را در انتشارات تک رمان منتشر کنند. سایت و انجمن تک رمان در تاریخ 1398/8/20 راه اندازی شده است.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " تک رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.