| جمعه 28 خرداد 1400 | 02:24
تک رمان
دانلود رمان
دانلود رمان استراتگوس مرگ

استراتگوس مرگ

دانلود رمان استراتگوس مرگ داستان از این‌جا شروع می‌شود که هورزاد به بازی گرفته می‌شود! جنگی میان مرگ و زندگی؛ اما این‌بار ورق روزگار برگشته است؛ هورزاد استراتگوس مرگ است. این‌بار او…

نگاهی به رمان:

دانه‌ای مروارید از چشمان زیبایش سرازیر شد. سریع با انگشتش آن را پاک کرد. قلبش آتش گرفته بود. تکه‌ای از وجودش از او دور شده بود؛ چه‌گونه می‌توانست آرام باشد؟ نفس عمیقی کشید و به آسمان پرستاره خیره شد. آسمان این سرزمین همیشه پر از ستاره بود. دلش می‌خواست به اندازه‌ی این ستاره‌ها از این سرزمین و مردمانش دور باشد.

«تو برای من همون عشق پاک سابقی

تو هنوزم عاشقی می‌دونم»

سربازی کنارش ایستاد و احترام گذاشت:

– درود ملکه‌ی من، مشاور دومتون توی سالن اصلی قصر منتظرتون هستن.

– باشه، بگو منتظرمون بمونه.

سرباز سریع احترام گذاشت و دور شد. بعد از اتفاقات اخیر، دوباره رفتارش سرد شده بود؛ چرا که دیگر کشش چنین ماجرایی را نداشت. آرام به سمت ورودی قصر حرکت کرد. بی‌توجه به سربازهایی که هر چندقدم برای حفاظت از قصر ایستاده بودند و با ورود او احترام می‌گذاشتند، خیره به زمین خاکی بود. باد دست نوازش‌گر خود را بر روی درختان و گل‌های محوطه‌ی قصر می‌کشید. همگی، حتی پرندگان به احترام غم ملکه‌ی سرزمینشان سکوت کرده بودند.

به در طلایی‌رنگ قصر که نقش آتش رویش حکاکی شده بود نگاه کرد. سربازان در ورودی را باز کردند و جارچی فریاد زد:

– ملکه‌‌ی اعظم وارد می‌شوند.

مشاور و ملکه‌ی پیشین کنار یکدیگر ایستاده بودند. مشاور سریع احترام گذاشت. بدون آن‌که به اطرافش نگاهی بیندازد، مستقیم به سوی تخت سلطنتی طلایی‌رنگش قدم برداشت. دانلود رمان استراتگوس مرگ از دو پله جلوی تختش بالا رفت به سمت مشاور و مادرش برگشت، لباس بلند قرمزرنگش را که روی آن طرح آتش به رنگ طلایی طراحی شده بود، مرتب کرد و آرام روی تخت نشست. چشمان بی‌فروغش را به چشمان قهوه‌ای‌رنگ مرد روبرویش دوخت.

– درود ملکه‌ی من، حالتون خوبه؟

آب گلویش را قورت داد. دلش کمی، فقط کمی معجزه می‌خواست.

– درود بهداد. دیگه طاقت ندارم، زودتر بگو تونستی کاری کنی یا‌ نه؟

بهداد ترسان نیم‌نگاهی به ملکه‌ی پیشین سرزمینش انداخت و آب دهانش را قورت داد و لرزان لب باز کرد:

– ملکه همه‌چیز پیچیده‌ست…

ملکه داد زد:

– زودتر بگو تونستی کاری انجام بدی؟ توی این موقعیت هیچ از اضافه‌گویی خوشم نمیاد!

– سرورم نتونستیم کاری انجام بدیم.

بازدیدها: 628

+30
  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: استراتگوس مرگ (جلد سوم)
  • ژانر: عاشقانه، تخیلی، تراژدی
  • نویسنده: فاطمه تاجیکی
https://taakroman.ir/?p=52
لینک کوتاه مطلب:
درباره admin
فاطمه تاجیکی هستم موسس سایت و انجمن تک رمان؛ نویسنده، منتقد، طراح، مدرس نویسندگی...
3.5 2 votes
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اشاره به موضوع
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
View all comments
آمار سایت
  • 334,721
  • 174
  • 500
  • ۱۴۰۰-۰۳-۲۶
ورود کاربران

درباره سایت
تک رمان
سایت و انجمن تک رمان در تاریخ 1398/8/20 در راستای هدف ترویج کتابخوانی و ایجاد مکانی برای گرد هم آوری افراد خوش ذوق که علاقمند به قلم هستند و کمک به نویسندگان نو قلم و بی توجه به محدودیت سنی فعالیت خود را آغاز کرده است تک رمان محلی برای درخشش نویسندگان تازه کار...
آخرین نظرات
  • Kimia : ممنونم عزیزم😘...
  • پروانه : خیلی عالی و زیبا نوشتی کلی لذت بردم نویسنده عزیز آرزوی موفقیت در تمام کاراتون رو...
  • پروانه : درجه یک و عالی بود رمان زیباتون نویسنده عزیز آرزوی موفقیت در تمام کاراتون رو دار...
  • admin : خسته نباشی نویسنده عزیز قلمت مانا♡...
  • Elahe_V : سلام عزیزم❤خوشحالم که خوشتون اومده و این مجموعه رو دنبال میکنید🌹 ترجمه جلد ششم ه...
  • admin : وقت بخیر؛ نویسنده هنوز اقدام به تایپ جلد سوم نکردن و قراره پس از مدتی استراحت جل...
  • مینا : جلد سوم امید رهایی رو میخوام...
  • admin : وقت بخیر روی لینک های دانلود قسمت باکس دانلود کلیک کنید....
  • Hami : خیلی عالیه واقعا از نویسنده تشکر میکنم...
  • شیوا : خیلی رمانتون عالیه فقط جلد ششم اسمش چی هست ؟...
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " تک رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.