| دوشنبه 23 فروردین 1400 | 15:57
تک رمان
دانلود رمان
دانلود دلنوشته عروسک خیمه‌های شب‌بازی من

  دانلود دلنوشته عروسک خیمه‌های شب‌بازی من ویژه سایت تک رمان

 مقدمه:

عروسک‌ها زیبا و دل‌فریب‌اند! چشمان شهلایی و موهای ابریشمی دارند.
اما هیچ‌کس نمی‌تواند درون جسم چوبی‌شان را ببیند!
زیرا چوب، دیدنی نیست!
عروسک‌ها را باید احساس کرد.
درون‌شان خیلی رازها و دلخستگی‌های عاشقانه نهفته است!

بازدیدها: 32

+6
دانلود رمان خاطرات نوجوانی

  دانلود رمان خاطرات نوجوانی ویژه تک رمان

خلاصه:

زندگی می‌گذرد؛ پس بخندیم تا خوش بگذرد.​

خاطره‌های شیرین، همیشه چاشنی لبخندت می‌شوند، مثل قصه ما که سر دراز داشت و داستانمان هم که پر از حرف بود.​

داستان ما از جایی شروع شد که مهاجرت من برایم خوش‌آیند شد. خوش‌آیند شد؛ چون با چهارنفر درست شبیه‌خودم آشنا شدم. قرار بود تو قصه من و اون چهارنفر اتفاقات‌زیادی رقم بخوره، اتفاقاتی که شروعشون از مدرسه بود!​


اطلاعات فایل رمان


نام رمان: خاطرات نوجوانی

 منبع تایپ: تک رمان

 ژانر (موضوع):  اجتماعی

 وضعیت: تکمیل شده


 اطلاعات تیم اجرایی


 نویسنده: hnnaneh (حنانه سادات میرباقری)

 طراح جلد: ~Tarlan~

 ویراستار: Aby_z

 ناظر: م.صالحی

کپیست: Elnaz.H (الناز حقیقی)


 سخن نویسنده:

با سلام خدمت تمام عوامل سایت تک رمان و خوانندگان عزیزی که افتخار دادند و شروع به خواندن این رمان کردند.
این جلد در واقع یک‌سری خاطرات مدرسه من و دوستانم هست و می‌دونم ممکنه پسند همه نباشه ولی خوشحال می‌شم نگاهی بهش بندازین.
ضمن شروع، یک نکته رو خدمتتون بگم که این رمان یک مجموعه سه جلدی پی‌درپی و در عین حال مستقل از هم هست؛ بنابراین حتی اگر جلد اول رو نخوندید، منتظر جلد دوم که با هیجان بیشتری برمی‌گرده، باشید.


  دانلود رمان خاطرات نوجوانی ویژه تک رمان

قسمتی از رمان:

مقدمه:
دو چیز هیچ وقت از یاد آدم‌ها نمیره؛
دوست‌های خوب و روزهای خوب
و یک چیز هم هیچ‌وقت از دل آدم نمیره؛
روزهای خوبی که با دوست‌های خوب گذشت.
به یاد روزهای خوبم با دوست‌های خوبم.

این اثر تقدیم به «H.M5» که حضورش کمک شایانی به من کرد.


 پیشنهاد ما برای شما:


رمان های در حال تایپ تک رمان:

رمان درحال تایپ من تمامت کردم  نوشته زهرا اسدی 

رمان درحال تایپ تو رویا نیستی نوشته منیره صالحی

رمان در حال تایپ صلیب شکسته نوشته مهدیه سیف‌الهی

رمان در حال تایپ رنگین کمان خاکستری نوشته میلاد سرداری

رمان های کامل شده تک رمان:

دانلود رمان تخدیر های ثانیه‌ای

دانلود رمان رستاخیز دیمون

دانلود رمان ترجمه شده گریز از آلفا 

دانلود رمان سقوط نرم

دانلود رمان زندگی دووجهی


 باکس دانلود فایل 


دانلود رمان خاطرات نوجوانی

بازدیدها: 189

+5
دانلود رمان دست خط زندگی

  دانلود رمان دست خط زندگی ویژه تک رمان

خلاصه:

آرزو دختری است که قدم در راهی گذاشته، که نامنتهی است. کاوش و تحقیق، و پی در پی به دنبال سرنخ‌های بیشتر…​

آرزو یک دختر است. آیا می‌تواند زنده بماند؟ آیا همچنان می‌تواند قدم‌هایی استوار در این مسیر بگذارد؟ در همین راه قتل‌های سریالی و همکاری با امید و آرزو… ستوان آرزو اقبالی هیچ‌گاه آینده خویش را این‌گونه نمی‌اندیشید.​


اطلاعات فایل رمان


نام رمان: دست خط زندگی

 منبع تایپ: تک رمان

 ژانر (موضوع):  پلیسی، جنایی/عاشقانه، معمایی

 وضعیت: تکمیل شده


 اطلاعات تیم اجرایی


 نویسنده: کیانا سبزی

 طراح جلد: Katrina

 ویراستار: م.صالحی

 ناظر: وانیا

کپیست: kiyana


  دانلود رمان دست خط زندگی ویژه تک رمان

قسمتی از رمان:

با کمک پاهام میز رو به عقب هل دادم. صندلی رو کنار پنجره کشیدم. عجب شهر شلوغی بود، پر از ظلم. حوصله بیرون و نداشتم. داخل اون، شهر شلوغ، چیز جالبی برای یافتن نبود. پس برگشتم پشت میزم. داد زدم و گفتم:​

-جناب آقای امید، قهوه من چی شد؟​

اومد تو و قهوه هم دستش بود. زل زدم بهم و با خشم گفت:​

– ستوان اقبالی من سروان این اداره هستم نه آبدارچی.​

همین جوری خیره شده بود بهم.​

– خب ببخشید امید. حالا قهوه رو بده.​

با لبخندی اومد سمتم. گذاشت روی میزم و رفت نشست روی میز کنار من. قهوه رو با شکلات تلخ خوردم. که امید برگشت و انگار می‌خواست دوباره چرت و پرت بگه:​

– ستوان اقبالی کم خودتون تلخ هستین قهوه تلخ و با شکلات تلخ هم می‌خورین.​

و کل همکارها خندیدن با خودش. حوصلش رو نداشتم. چرت و پرت زیاد می‌گفت. خودمم خنده‌ی ریزی کردم. با خشم نگاهش کردم.​

– شما صحبت نکنی، نمی‌گن لالی.​

برگشت و گفت:​

– بله ستوان اقبالی، چشم.​

و لبخندی زد.​

– از دست تو امید.​

قهوه رو خوردم. امید یک دفعه برگشت با ترس گفت:​

– آرزو پرونده جدید رو دیدی؟​

نگاه کردم و تا دیدم خیره شدم بهش.​

– نه امکان نداره.​

همینجوری توی فکر بودم،سرم تیر می‌کشید. چند دقیقه‌ای توی تعجب بودم که اداره تعطیل شد. کیفم رو برداشتم و داشتم می‌رفتم؛ ذهنم بدجور درگیر بود. به سمت در می‌رفتم که یک دفعه امید گفت:​

– ستوان اقبالی بیاین، من شما رو می‌رسونم. مسیرمون یکی هست.​

حوصله نداشتم. لبخندی روی صورتم نمایش دادم و گفتم:​

…..


 پیشنهاد ما برای شما:


رمان های در حال تایپ تک رمان:

رمان درحال تایپ من تمامت کردم  نوشته زهرا اسدی 

رمان درحال تایپ تو رویا نیستی نوشته منیره صالحی

رمان در حال تایپ صلیب شکسته نوشته مهدیه سیف‌الهی

رمان در حال تایپ رنگین کمان خاکستری نوشته میلاد سرداری

رمان های کامل شده تک رمان:

دانلود رمان تخدیر های ثانیه‌ای

دانلود رمان رستاخیز دیمون

دانلود رمان ترجمه شده گریز از آلفا 

دانلود رمان سقوط نرم

دانلود رمان زندگی دووجهی


 باکس دانلود فایل 


دانلود رمان دست خط زندگی

بازدیدها: 263

+12
دانلود دلنوشته ژرفای تنهایی

  دانلود دلنوشته ژرفای تنهایی ویژه تک رمان

 مقدمه:

ژرفای تنهایی من را نمی‌شود اندازه گرفت…
عمقش به عمق سیاهی شب می‌ماند. چشم هیچ‌کس را یارای درک ژرفای این سیاهی نیست.


 اطلاعات فایل دلنوشته


 نام دلنوشته: ژرفای تنهایی

 منبع تایپ: انجمن تک رمان

 ژانر (موضوع): عاشقانه، تراژدی

 وضعیت: تکمیل شده

سطح: 


 اطلاعات تیم اجرایی


 نویسنده: “AshoB”

 طراح جلد: Nesa(نسا رحمتی)

 ویراستار: گلبرگ

 کپیست: AlmaBerry


 سخن نویسنده:


  دانلود دلنوشته ژرفای تنهایی

قسمتی از دلنوشته:

ماه می‌تابد و ستاره سوسو می‌زند…
رود می‌خواند و باد می‌نوازد؛ درخت می‌رقصد و گل طنازی میکند…
زیباست اما…
شب که می‌آید؛ آن‌گاه که در جدال گرگ‌و‌میش، شب چیره می‌شود و قدم در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر می‌گذارد،
در آن دم که شهر را تنگ در بر می‌گیرد و سیاهی را می‌گستراند،
چه مهتاب باشد چه نباشد،
چه ستاره سوسو بزند چه خاموش شود…
نوای باد به گوش برسد یا نه…
گل شکوفه کند یا بخشکد…
شب است…
تاریکی است…
تنهایی است…
فغان و زوال است…
شب، شب است…
تاریک، خاموش، عبوس…

و من زاده‌ی شبم…

****

خیاط ماهری شده‌ام؛ آن‌قدر که خیالت را بافتم.
رفته‌ای اما در پستوی ذهنم، آن‌جا که دخمه‌ی خاطراتم قرار دارد، یادت را زنده نگاه داشته‌ام…
و من هنوز هم در شب‌های تنهایی‌ام، تا سپیده دم از تو برای ماه می‌گویم؛
آن‌قدر می‌گویم تا پرتوی خوشید او را از پهنه‌ی چشمم محو کند.

چهارستون قلبم بر خاطراتت استوار است،
وای از آن روزی که فراموشی گریبان خاطراتم را بگیرد…

دانلود رمان


 پیشنهاد ما برای شما:


دلنوشته‌های درحال نگارش:

دلنوشته سکوت نوشته ملیکا قائمی

 در گودی چشم | ثناء (جیرجیرکِ آبی)

دلنوشته بورژوا | کاف_طوفان کاربر انجمن تک رمان

رمان‌های درحال تایپ:

رمان درحال تایپ سیب های کال نوشته ~پارسا تاجیک~ 

رمان کوتاه در حال تایپ لبخند مصنوعی نوشته Asal_Km 

رمان درحال تایپ خنجری ازجنس دل آسا نوشته مهدیه مومنی

رمان درحال تایپ من تمامت کردم نوشته زهرا اسدی 

دلنوشته های کامل شده:

دانلود دلنوشته بن بست آتش

دانلود دلنوشته دخترم

دانلود دلنوشته کمی هم از تو

دانلود مجموعه شعر جهان با تو


 باکس دانلود فایل 


دانلود دلنوشته ژرفای تنهایی

بازدیدها: 87

+6
دانلود داستان کوتاه دختری از تبار سختی

  دانلود داستان کوتاه دختری از تبار سختی

خلاصه:

دختری با تعصبات سخت خانواده که هیچ‌وقت روی خوب زندگی رو ندید؛ کسی که خانواده و حامی نداشت اما پس از مدت ها عاشق شد. ولی …


 اطلاعات فایل داستان


 نام داستان: دختری از تبار سختی

 منبع تایپ: تک رمان

 ژانر (موضوع): عاشقانه، اجتماعی

 وضعیت: تکمیل شده


 اطلاعات تیم اجرایی


 نویسنده: فاطمه احمدهویدی

 طراح جلد:   Katrina 

 ویراستار: ندارد.

 طراح تکست گرافی: ندارد.


 سخن نویسنده:


موجود نمیباشد.


  دانلود داستان کوتاه دختری از تبار سختی

قسمتی از رمان:

زنگ آخر بود؛ عصبی بودم و منتظر بودم که زنگ بخوره. تا به سمت خونه راه بیافتم.
زیرل*ب شروع کردم به شمردن یک… دو… سه… چهار … پنج با شنیدن صدای زنگ ل*بخند عمیقی روی ل*ب‌هام نشست.
کار همیشه‌م بود. وقتی می‌دیدم نزدیکه زنگه و حوصله‌ا‌م سر میره، تا ده می‌شمردم تا زنگ بخوره. چون نیمکت آخر می‌شینم. کسی هواسش به من نیست و از این بابت ‌هم خیالم راحته که دبیرها گیر نمیدن.
وسایل‌هام رو آروم‌آروم جمع کردم، به سمت در کلاس رفتم و خارج شدم. توجه‌ای به بقیه نکردم که چه‌جور خارج می‌شن؛ هرچندکه همه جوری به سمت بیرون پرواز می‌کنن که انگار تا الان تو قفس نگه‌شون داشته‌اند! کم از قفس نیست. ولی خب…
از مدرسه‌تا خونه‌مون سه‌تا خیابون فاصله بود. من ترجیح میدم به‌جای سرویس پیاده برم. هرچند که پدر و داداش با تعصبم از این کار من اصلا خوششون نمیاد، ولی خب دیگه باید بپذیرن که نمی‌تونن منو تو قفس نگه دارند.
و باید یه استقلالی بهم بدند.
امروز پنجشنبه بود و ما کلاس تقویتی داشتیم. دلم می‌خواست برم قبرستون، سر خاک خواهرم آناهیتا بنشینم و کمی دردودل کنم، هرچند که من و اون رابطه صمیمی نداشتیم. ولی خب دلم براش تنگ بود!
دلم می‌خواد ببینمش که بدونه به یادش هستم.
هرچند من تنها کسی‌ام که به یادشه! وگرنه مامان و بابا اون طرف‌ها اصلا نمی‌رند.
با صدای بوق ماشین‌های مزاحم تازه هواسم رو به اطرافم دادم و با دیدن خیابون‌های که نمی‌شناختم با وحشت به اطرافم نگاه می‌کردم که لااقل یه‌جایی رو بشناسم.
ولی، نشناختم و این ترسم رو دوبرابر کرد. به خودم هزار لعنت فرستادم، بخاطر این‌که انقدر هواس‌پرتم!
بوق ماشین‌ها هنوز کمتر نشده بود؛ تازه یکی دیگه‌هم اضافه شد و حالا دو ماشین دنبالم‌ بودن.
حاج‌بابا کجایی که ببینی مزاحم دختر ته‌تغاریت شدن؟!
هرچند که براشون مهم نیست. ولی خب…
با شنیدن صدای یه‌پسر که می‌گفت:
– مزاحمت شدند؟!
نگاهی بهش کردم پسر لاغری بود، قابل اطمینان نبود، ولی خب بهتر اون‌ها که می‌شد! نمی‌شد؟
باترس سری تکون دادم، که اون به سمت اون‌ها رفت.
نمی‌دونم چی به هم دیگه می‌گفتند که برگشت و با لبخندی تیز نگا‌هم کرد.
تازه متوجه‌ منظورش شده‌بودم. اونا داشتن من رو مثل کالا نگاه می‌کردند!
محکم به سرم کوبیدم، یه‌پا داشتم دو پا دیگه قرض گرفتم و تا یه جایی که شلوغه رسیدم.
صداش رو می‌شنیدم که با داد صدام می‌کرد:
– آنام صبر کن، آنام!
همین‌طور با فریاد صدام می‌کرد، انقدر ترسیده بودم که حتی متوجه نشدم که این از کجا اسم منو می‌دونه؟!
اشکام راه خودشون رو پیدا کرده بودند. من از این ترس داشتم که‌ نکنه کسی من رو بشناسه و برن بزارن کف دست حاج‌بابا و سبحان، که دیگه فاتحه‌ا‌م خونده‌ست. دفعه قبلی مزاحم داشتم و اونا گردن من می‌دونستند. آخه میگن که کرم از خود درخته.
خب مگه من چه گناهی کردم که اینا مزاحم من می‌شن؟
همین‌طور که با دو ادامه می‌دادم که با دیدن سبحان و رفیقاش ماتم برد.
برگشتم و دیدم که اون پسر مزاحم دیگه نیست.


 بنر تکست‌گرافی رمان:


موجود نمی‌باشد.


 پیشنهاد ما برای شما:


رمان درحال تایپ ماهی ها هم دلتنگ می‌شوند نوشته نارینه

رمان درحال تایپ بلند پروازی به این زیبا نوشته زهرا وطن خواه  

رمان درحال تایپ تو رویا نیستی نوشته منیره صالحی

رمان در حال تایپ یکه‌ سوار نوشته سمیه رضایی(گندم)

دانلود رمان ترجمه شده گریز از آلفا 

دانلود رمان ترجمه شده من آلفا میشوم 


باکس دانلود فایل 


لینک های دانلود به درخواست نویسنده حذف شد.

دانلود داستان کوتاه دختری از تبار سختی

بازدیدها: 341

+9
دانلود رمان عطر ریحون

دانلود رمان عطر ریحون

دانلود رمان عطر ریحون داستان درباره دختری ست که خانواده اش شرایط پایین اقتصادی دارند، اما در عین حال از لحاظ فرهنگی در سطح خوبی هستند. دختر داستان ما تا اون جایی که یادش میاد، همیشه تنها بودند و جز همسایه شون کسی رو نداشتند. رمان از جایی شروع می شه که جواب کنکور میاد و ریحانه قصه ما دانشگاه تهران قبول می شه. قبول شدن در دانشگاه، ریحانه رو با آدمی آشنا می کنه که به مرور زمان می فهمه چقـدر دربند و دلبسته اونه. اون آدم چطور؟ همین قدر که ریحانه دوستش داره، اون هم دوستش داره؟ اصلاً چرا تنها زندگی می کنند؟ چرا تک فرزنده؟ در نهایت، سرنوشت ریحانه چه می شود؟

 

بازدیدها: 199

+14
آمار سایت
  • 214,355
  • 168
  • 433
  • ۱۴۰۰-۰۱-۱۹
درباره سایت
تک رمان
سایت و انجمن تک رمان در تاریخ 1398/8/20 در راستای هدف ترویج کتابخوانی و ایجاد مکانی برای گرد هم آوری افراد خوش ذوق که علاقمند به قلم هستند و کمک به نویسندگان نو قلم و بی توجه به محدودیت سنی فعالیت خود را آغاز کرده است تک رمان محلی برای درخشش نویسندگان تازه کار...
آخرین نظرات
  • admin : سلام سلامت باشید عزیزم♡ بله تمامی جلدها سانسور شده هستن. متاسفانه نمیشه ما طبق ق...
  • admin : سلام وقتتون بخیر شما الان کامنت رو توی صفحه جلد دوم رمان ارسال کردید....
  • admin : من فدای تو بشم مهربونم😘😘...
  • .SARISA. : مثل همیشه عالی😍 نه چون دوستمی, که داشتن همچین دوست خوش قلمی مایه مباهاته, جدا و...
  • Saba : سلام خسته نباشید دست بوس همه شما عزیزانم خیلی خوبید و خسته نباشید 🥺❤ یه سوال من...
  • عهدیه : من جلددوم روپیدانمیکنم توروخدا برام بفرستید...
  • Melika_Yari : خیلی ممنون همچنین از زحمات شما...
  • admin : سلام وقت بخیر عزیزم، خیر متاسفانه عضو انجمن نیستن‌...
  • Ill rose : سلام، امکان برقراری ارتباط با نویسنده هست؟ ایا از اعضای انجمن تک رمانه؟...
  • .SARISA. : خسته نباشید نویسنده عزیز. قلمتان مانا🍀💚...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " تک رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.