اگه توام میخوای یه نویسنده موفق و محبوب بشی و رمانت رو چاپ کنی همین حالا یک تک رمانی شو! عضویت در انجمن تک رمان
اگه توام میخوای یه نویسنده موفق و محبوب بشی و رمانت رو چاپ کنی همین حالا یک تک رمانی شو! عضویت در انجمن تک رمان

دانلود داستان کوتاه عشق منجمد

230 بازدید

 دانلود داستان کوتاه عشق منجمد ویژه سایت تک رمان

خلاصه:

عشقی ناب، در فراز چشم های من و تو! در میان دستان من و تو! در قلب های جفتمان! باهم کامل می‌شویم و مکمل همدیگر! بگذار بگویم چقدر دوستت دارم. اصلا بگذار همه چیز را بگویم؛ که زندگی کردن و نفس کشیدن هایم در با تو بودن معنا می‌شوند.نبود من، در نبود تو خلاصه می‌شود؛ من نبود تو در پیش من و…
نبود من در این جهان!


اطلاعات فایل دلنوشته


نام داستان: عشق منجمد

منبع تایپ: انجمن تک رمان

ژانر (موضوع): عاشقانه، تراژدی

وضعیت: تکمیل شده


اطلاعات تیم اجرایی


نویسنده: نگین بای

طراح جلد: kiyana

کپیست: Nightmare


مقدمه:

قلب من محبتی می‌خواهد؛ محبتی که به من بال و پر بدهد، تا در وسعت لبخند های طولانی بپرم.
محبتی که من را نسیمی کند، تا در دست مملو از خوش‌رویی و دلگرمی بوزم.
درختی ایستاده در دستان گرم مهربانی ها، قایقی رونده در دریایی از رویاهای شیرین و ابری در بدرقه‌ی زیبایی ها؛ محبتی که من را همچون آب، آتش، هوا و سنگ، برف کند و باران؛ یا پلی بالای رودخانه‌ی شگفتی ها و هزاران محبتی که من را لایق بداند.
قلبم عشق می‌خواهد؛ عشقی که من را نیز بخواهد.
عشقی که به اندازه‌ی وسعت آسمان دارای اعتماد باشد؛ پر از استواری های ناپیدا!
مانند آبنباتی شیرین و مانند گل، زیبا باشد.
عشقی همچون دریا پاک و همانند ماه تابان!
قلبم تو را می‌خواهد؛تویی که آغاز و پایان همه چیزم هستی!
من تو را می‌خواهم!​

 


دانلود داستان کوتاه عشق منجمد

قسمتی از دلنوشته:

با آزاده از دانشگاه خارج شدیم. نفسم رو سوزناک بیرون فرستادم. خیلی از دست امین ناراحت و صد البته عصبی بودم؛ اما حیف که کاری از دستم بر نمیاد و بخاطره قیافه‌ی زشتی که دارم زبونم کوتاهه! آزاده همونطور که روی یک دوشش کوله پشتی خودش و روی اون یکی دوشش کوله‌ی من بود هلک هلک دنبالم میومد. دستم رو کشید تا بلکه کمی از سرعتم کم بشه.
صداش رو شنیدم که غر زد:
-خدا خیرت بده المیرا! یک نگاهم به من بدبختم کنی بد نیستا
. حالا اگه اون امین در به در این کار و کرده باید من کیف صدکیلوییت رو حمل کنم آخه؟ انصافه؟! نه تو بگو انصافه؟
-وایی! بس کن آزاده! اگه قراره تا خونه غر بزنی راهم و عوض کنم.
-به به چشم چپ و راستم روشن! راهت و عوض کنی؟ داشتیم المیرا؟
سرجام وایستادم. خیلی داشتم اذیت می‌شدم. بخاطره نگاه آزاردهنده و زجر آور دیگران! همش من رو به چشم جوجه اردک زشت می‌دیدن. به طرف آزاده برگشتم.
– تو که داری یه کیف اینور و اونور می‌کنی انقدر اذیت می‌شی. منو بگو که نگاه های همه اذیتم می‌کنه. هر جا می‌رم پچ پچا شروع می‌شه.
آزاده شیطون ابرویی بالا پروند و گفت:-حتی من؟!
به حرفش اهمیتی ندادم.

دانلود رمان


پیشنهاد ما برای شما:


رمان‌های درحال تایپ:

رمان درحال تایپ روباه شیطان نوشته سمیه اعلایی

رمان درحال تایپ افسون رسوا کارگروهی کاربران تک رمان

رمان کوتاه درحال تایپ مسخ لطیف نوشته کوثر 

رمان درحال تایپ افسانه چشم‌هایت نوشته دلبرک

رمان های کامل شده:

دانلود رمان خاطرات نوجوانی

دانلود ترجمه رمان جادوگر

دانلود رمان رستاخیز دیمون

دانلود رمان تو رویا نیستی 

دانلود رمان دست خط زندگی

دانلود رمان زندگی دووجهی

دانلود داستان کوتاه عشق منجمد

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://taakroman.ir/?p=1736

باکس دانلود

پسورد: taakroman.ir
خرید فالوور اینستاگرام / طراحی جلد کناب / ویراستاری کتاب / چاپ رایگان کتاب
admin
فاطمه تاجیکی هستم موسس سایت و انجمن تک رمان؛ نویسنده، منتقد، طراح، مدرس نویسندگی...
مطالب بیشتر
برچسب ها:
اشتراک گذاری:

نظرات

4 نظر در مورد دانلود داستان کوتاه عشق منجمد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.