| جمعه 3 بهمن 1399 | 08:37
تک رمان
دانلود رمان
دانلود مجله تونل زمان آذرماه ۹۹

  دانلود مجله تونل زمان آذرماه ۹۹

 

پیش‌گفتار:

سلام تک رمانی های عزیز، امیدوارم حالتون خوب باشه.
توی این روزای تکراری که همه معتقدیم عقربه‌های ساعت اندازه ما تکرار و تجربه نکرده، یه تفریح کوتاه میون این همه امتحان و درس میتونه شیرین باشه.

بازدیدها: 58

+16
دانلود رمان ماه بی ستاره

  دانلود رمان ماه بی ستاره ویژه تک رمان

خلاصه:

سیتا دختریه که بعد از ده سال هنوز هم به فکر عشق بچگیشه، و حالا اتفاقاتی پیش میاد و این رو ثابت می‌کنه که عرفان یا همون عشق بچگیش کنارشه؛ اما اون کیه؟ کسی که همیشه دورادور مراقب سیتاس عرفانه؟ سیتا میتونه از پس این معمای بزرگ بر بیاد؟حتی اگر پای جونش وسط باشه؟


اطلاعات فایل رمان


نام رمان:  ماه بی ستاره

 منبع تایپ: تک رمان

 ژانر (موضوع): عاشقانه، معمایی، پلیسی

 وضعیت: تکمیل شده


 اطلاعات تیم اجرایی


 نویسنده: bi..ta

 طراح جلد:   Katrina 

 ویراستار: ziba

 طراح تکست گرافی: ندارد.

کپیست: poliouchos


 سخن نویسنده:


موجود نمیباشد.


  دانلود رمان ماه بی ستاره ویژه تک رمان

قسمتی از رمان:

هیچ‌کس از این دنیا سر در نمی‌یاره، نه آدم‌ها دم دارن و نه اتفاقا خبر میدن؛ پس منتظر هرچی هستم!
همین‌طوری داشتم برای خودم دنیا و زندگی کوفتی و شرح می‌دادم که، مثل همیشه از سر خیابون صدای دعوای مامان بابام میومد.
اه خدا دیگه از اینم خسته شدم که بگم خسته شدم! من موندم دعواهای این‌ها تموم نمیشه؟
کلید و انداختم رو در و وارد شدم از پله ها بالا رفتم، باز کلید انداختم و در خونه رو باز کردم. همون لحظه هر دوشون ساکت شدن و بهم نگاه کردن، همون لحظه بود که بابام گفت:
_بیا اینم از دخترت! دقیقا مثل خودته، تا این وقت شب حتما ب*غ*ل پسر مسرا بوده! عین همید، هردوتون خ*را*ب هستین.
با این حرفاش حسابی د*اغ کردم، کیفم و انداختم و سمتش رفتم که مامان جلوم رو گرفت.
مامان:
_سیتا مامان آروم باش، این رو می‌شناسیش که.
خ*ون جلوی چشام رو گرفته بود. خیلی وقت بود این‌هارو بهم می‌گفت؛ ولی صبر منم حدی داره، این هم خیلی از حدش گذشته.
مامان و کنار زدم و جلوی بابا رفتم. هم‌قدش بودم، یقه‌شو گرفتم و با داد حرفام رو زدم:
_چه رویی داری که این‌هارو داری میگی؟خودت و با ما اشتباه نگیر، این تویی که شب تا صبح با زن‌ها میچتی، این تویی که میگی میری سرکار؛ ولی تو خیابون‌ها دست‌تودست این و اونی! حالا هم سر بار ما نشو. میشی هم مثل بچه‌ی آدم ه‌یجا بشین!
رو مبل پرتش کردم. تو بهت بود تاحالا تو روش وایساده بودم؛ ولی نه در این حد.
از جاش بلند شد، با قدم‌های تند ‌به‌سمتم اومد. از موهام گرفت، جیغی کشیدم؛ ولی کم نیاوردم و یه مشت م*حکم به دستش زدم، اخی گفت.
من:
_حواست باشه، تو هیچ حقی به گر*دنم نداری! فکر نکن هیچی بهت نمیگم.


 بنر تکست‌گرافی رمان:


موجود نمی‌باشد.


 پیشنهاد ما برای شما:


رمان درحال تایپ ماهی ها هم دلتنگ می‌شوند نوشته نارینه

رمان درحال تایپ بلند پروازی به این زیبا نوشته زهرا وطن خواه  

رمان درحال تایپ تو رویا نیستی نوشته منیره صالحی

رمان در حال تایپ قلم عاشقی نوشته نسا رحمتی

دانلود رمان ترجمه شده گریز از آلفا 

دانلود رمان ترجمه شده من آلفا میشوم 


باکس دانلود فایل 


دانلود رمان ماه بی ستاره

بازدیدها: 306

+6
دانلود رمان عشق ناشدنی

  دانلود رمان عشق ناشدنی

خلاصه:

دختر و پسری از شادی ها و زیبایی ها که تا کنون غم و اندوه در خانه
شان را نزده است. این دو نفر سرنوشتشان به هم گره می خورد. دست در
دست هم می گذارند و زندگی را در عشقشان خلاصه می کنند، اما
اشتباهشان همین جا بود. تفاوت بین دنیای این دو نفر اجازه ی چشیدن
طعم عشق را به آنان نمی دهد و با تولد قدرت های خطرناک، دوره ی
جدیدی از سحر و جادو آغاز می شود .

قدرت هایی که کل دنیا را در خطری بزرگ می اندازد. جادوهایی که تا حاال نظیرشان نه دیده شده و نه
شنیده شده. سرانجام عاشق از معشوق جدا می ماند و آن گاه است که…


 اطلاعات فایل رمان


 نام رمان: عشق ناشدنی.

 منبع تایپ: انجمن تک رمان

 ژانر (موضوع): عاشقانه، فانتزی

 وضعیت: تکمیل شده


 اطلاعات تیم اجرایی


 نویسنده: سوما غفاری

 طراح جلد:  .SARISA.

 ویراستار: ندارد.

 طراح تکست گرافی: ندارد.

 کپیست: سدگال

 ناظر: ندارد.


 سخن نویسنده:


موجود نمیباشد.


  دانلود رمان عشق ناشدنی 

قسمتی از رمان:

این رو گفتم و راهی که اومده بودم رو برگشتم . دقایقی بعد از جنگل خارج شدم . سوار ماشین جاش شدم و گفتم :
کاترینا: می تونیم بریم .
جاش حرفی نزد و ماشین رو روشن کرد و حرکت کردیم . در طول راه ، سکوت فضای
بینمون رو پر کرده بود؛ چون به خاطر خستگی َکسی حرف نمی زد. جاش من رو به خونه
رسوند و بعد رفت تا بقیه رو برسونه ، آخه بینمون فقط اون ماشین داشت . در رو با
کلیدهام باز کردم و وارد شدم . تمام چراغ های خونه خاموش بودن و تاریکی به همراه
سکوت در همه جای خونه قدم می زد . مزاحمشون نشدم و به اتاقم پناه بردم . بعد از
عوض کردن لباس هام ، خودم رو روی تخت انداختم و با لذت فراوان در آغوش خواب
فرو رفتم . روز بعد در حالی این که صبحانه می خوردم ، داشتم به این فکر می کردم که
امروز بیکار بودم. پس باید برای امروز یه برنامه ریزی می کردم . سعی کردم کامال در
افکارم غرق بشم تا راحت تر بتونم فکر کنم اما مامانم با حرفش من رو از افکارم به
بیرون کشید و یه سطل آب روی برنامه ریزیم ریخت.
مامان : واسه ی امروز هیچ برنامه ای نریزین چون کار داریم .
پرسیدم :
کاترینا: چه کاری ؟!
مامانم : باید خونه رو تمیز کنیم .
ریتا : چرا ؟!
مامانم : همسایه های جدیدمون رو واسه ی شام دعوت کردم .
یه کمی فکر کردم و گفتم :
کاترینا: همسایه های جدید تو همین خونه ی کناریمون؟
مامانم : آره
بابام : این ها کی اومدن


 بنر تکست‌گرافی رمان:


موجود نمی‌باشد.


 پیشنهاد ما برای شما:


رمان درحال تایپ ماهی ها هم دلتنگ می‌شوند نوشته نارینه

رمان درحال تایپ برده عشق نوشته رابی قلی زاده

رمان درحال تایپ درخشش ماه در سایه انتقام نوشته هدیه صفائی

رمان در حال تایپ یکه‌ سوار نوشته سمیه رضایی(گندم)

دانلود رمان ترجمه شده گریز از آلفا 

دانلود رمان ترجمه شده من آلفا میشوم 


باکس دانلود فایل 


دانلود رمان عشق ناشدنی

بازدیدها: 199

+5
دانلود مجموعه شعر بغض های خط خطی

دانلود مجموعه شعر  بغض های خط خطی  

 

مقدمه مجموعه شعر:

 

جا گذاشته‌ام
حواسم را
به گمانم
در لابه‌لای خاطرات ترک‌خورده‌ام!

می‌گردم همچون
دوره‌گردی،
اما نه به دنبال خود!
که به
دنبال حواسی که
پرت شده است انگار،
لابه‌لای هیاهوی ذهنم،
یا جایی
میان
جدل عقل و احساس!


اطلاعات فایل مجموعه شعر 


نام مجموعه: بغض های خط خطی

منبع تایپ: انجمن تک رمان

ژانر (موضوع): عاشقانه، تراژدی

وضعیت: تکمیل شده


اطلاعات تیم اجرایی


نویسنده: نسا رحمتی   

طراح جلد: فاطمه تاجیکی   

ویراستار: زهرا جعفری

طراح تکست گرافی: ندارد.

کپیست:.poliuoshos.

ناظر: ندارد.


سخن نویسنده:


موجود نمی‌باشد.


دانلود مجموعه شعر

بغض های خط خطی قسمتی از متن دلنوشته:

گاهی؛

خالی که نمی‌شوی هیچ؛

دمادم و لبالب از غم می‌شوی!

 

گاهی؛

به لبت می‌رسد جان

و

می‌چسبد بیخ گلو، 

 

با هیچ استجابتی هم

آرام نمی‌شوی که نمی‌شوی!

***

پرم از گفتن

ناگفته‌هایی که

چنگ می‌زند

همچون خنجری تیز

بر گلویم…!

 

خط‌‌خطی می‌شود

بغض‌هایم

از حجم نگفتن‌ها.

 

 

بغض‌هایی سنگین

به سان هوای پر خلأ

و

نفس‌هایی بی‌رمق

از سر درماندگی…!

 

سرگردانم

میان هیاهوی دنیایی که

نمی‌فهمد مرا!

***

می‌شکنم

تک‌تکِ بغض‌های خط‌خطی شده‌ام را،

به یادِ تمامِ ضربه‌هایی که

به شیشه‌ی دلم خورد.

 

 

نشسته‌ام میان

خرده‌شیشه‌هایی که

هرتکه‌اش

زخم خاطره‌هاییست

بر تن رنجورم!

***

به تاراج بردند

دنیایم را،

آن‌هایی که قول

ساختنش را

به من داده بودند.

 

دنیایی که

صدای خنده‌ام

گوش فلک را کر کند!

 

افسوس،

سقف خیالی این دنیا

آوار شد

بر سر آرزوهایم؛

لبریز درد شدم و

پربغض.

که صدای هق‌هق گریه‌های شبانه‌ام

آزار می‌دهد

گوش فلک را،

و من حتی

فراموش کرده‌ام

زمان آخرین‌ خنده‌‌ی

از ته‌ِ دل را!


بنر تکست‌گرافی رمان:


موجود نمی‌باشد.

 


پیشنهاد ما برای شما:


 

رمان درحال تایپ برده عشق نوشته رابی قلی زاده 

رمان درحال تایپ در انتهای کوهستان سرد نوشته معصومه مولایاری

رمان درحال تایپ ابرهای بی باران نوشته بلوبری

دانلود دلنوشته بارانی‌ست نوشته فاطمه وفائی پور

دانلود دلنوشته دروگان پگاه 

دانلود رمان ترجمه شده من آلفا میشوم

 


باکس دانلود فایل


دانلود رمان در تمنای توام

 

بازدیدها: 102

+7

دانلود رمان ارباب سالار

دانلود رمان ارباب سالار
خلاصه کتاب

دانلود رمان ارباب سالار

دانلود رمان ارباب سالار داستان یه دختره.  دختری که همیشه تنها بوده. مثل رمانهای دیگه، دختر قصه سوگلی نیست… نازپرورده نیست… با داشتن پدر هیچ وقت مهر پدری نداشته… همیشه له شده و همین له شدناش هیچ غروری رو برای اون باقی نزاشته. دختر قصه مغرور نیست؛اتفاقا خیلی هم مهربونه. حتی برای اونایی که بهش بد کردن. اما پسر قصه…تا دلت بخواد غرور داره…خودخواهه و از خود راضی … بالاخره کم کسی نیست که….  ارباب سالار..

دانلود رمان زیر شلاق زمستان

دانلود رمان زیر شلاق زمستان

دانلود رمان زیر شلاق زمستان نوشته Satiris

خلاصه:

یونس سالهاست که در شکم نهنگ زندگی می کنه.

اون راه می ره، نفس می کشه، غذا می خوره و
لبخند می زنه اما هیچ کدوم اینا واقعی و از صمیم قلب نیستن. نه با عذابی که به خاطر از دست
دادن نازنین در قلبش احساس می کنه…
و به یکباره دست سرنوشت، فرصتی برای جبران در اختیارش می ذاره اما این همه ماجرا نیست.
آیا یونس می تونه با خاطرات تلخ اتفاقات گذشته و تاثیرشون روی زندگی خودش و دیگران مواجه
بشه؟

بازدیدها: 132

+7
آمار سایت
  • 131,977
  • 152
  • 352
  • ۱۳۹۹-۱۰-۲۷
درباره سایت
تک رمان
سایت و انجمن تک رمان در تاریخ 1398/8/20 در راستای هدف ترویج کتابخوانی و ایجاد مکانی برای گرد هم آوری افراد خوش ذوق که علاقمند به قلم هستند و کمک به نویسندگان نو قلم و بی توجه به محدودیت سنی فعالیت خود را آغاز کرده است تک رمان محلی برای درخشش نویسندگان تازه کار...
آخرین نظرات
  • Maral : الان جلد سوم چی می شه...
  • دخترپاییز : بالاخره این رمانم اومد😍...
  • PeRle : خسته نباشی سامی عزیزم...
  • Maryam banoo : خسته نباشی عزیزدلم😍😍💋💋...
  • admin : خسته نباشی عزیزدلم...
  • آمنه : این رمان معرکه‌س😍😍😍 خیلی دوسش داشتم...
  • نگین ... : ممنون آشوب جانم...
  • AshoB : خسته نباشی عزیزم *-*...
  • نگین ... : متشکرم 🌹...
  • admin : خسته نباشید نویسنده عزیز...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " تک رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.