خلاصه کتاب:وقتی زندگی، آن روی تلخ و پر ابهامش را نشان میدهد، مجبور میشوی قدم در راهی بگذاری که جز سراب چیزی روبهرویت نیست. زیبا، گذشتهی رنجآوری را رها می کند تا سرنوشت خویش را به آیندهای همچون نامش پیوند بزند؛ ولی گویا که دست تقدیر پیشانینوشت دیگری برای او رقم زده است
خلاصه کتاب:با تو همقدم میشوم. با تو میگذرم از پلهایی که بر تاریکی بنا شدهاند. تو با من همراه شوی، جهان در دستانم چیره میشود. تو مرا باور کن! باور کن تا دگر لبخندهایم دروغین نباشد.
مرا قانع کن که تمامی این صحنهها، توهم من است. تو به من بگی دیوانهام میپذیرم. فقط حرفی بزن! سکوتت بر دلم چنگ میاندازد.
خلاصه کتاب:
دانلود رمان عصیانگر قرن به قلم پردیس نیساری و فاطمه السادات هاشمی /
گاهی آنقدر به دست بقیه مسخرهمیشویکه تحملتتمام میشود.
آن ها هرگز فکرنمیکردند کهممکناستبا حرف هایشان، من تبدیل به من بشوم!
از زنجیر و حسار حرفهایی کهآنها دورمانداختندازاد بشوم!آری... بخاطرآنها است که من به
منتبدیل میشوم!چه میشودمگر؟ فقطگویی که قرار است، عصیانگر باری دگر برخیزد!
در ایت جهانامگاورس، ان هامنرابه یکامگای بدبخت و تنها تبدیلکردند، امگایی کهدرنفرت
وغم غرق شد، اما یک روزی به آن ها ثابت می کنم که من فقط من نیستم! برای آخرین بار می گویم،
منرادست کم نگیرید!
میپرسندمن کیهستم؟ لابد نژاد برتر! اما خیر، پاسخ سخت نیست، کافی لست بگویید او، اواست.
هه بله!من خودم هستم.من، من هستم!
خلاصه کتاب:دانلود رمان خیط مات به قلم پوررضاآبیبیگلو / مردی در حال بازگشت است. دیگری گندی که اولادش پدید آورده را جمع میکند، یکی هم در این میان دلشکسته است.
خانوادهای بیخیال و پر امید، جمعیتی که به ندرت و استثنا میشود در آن فردی را یافت که افسرده باشد. کسانی که زندگیشان برهم قلاب شده و اگر هوای دیگری را نداشته باشند؛ همهشان بازنده بازیِ هستند که سرنوشتهایشان برایشان خواب دیدهاند؛ خوابی که یکوجب روغن رویش داشته باشد؛ البته در واقعیت خواب که نه! بههرحال ضربالمثلی بود در همین مایهها!
خلاصه کتاب:پسری از تبار هیجان با سری پُر شور و سودایی در ذهن، سرمست از لحظه های نابی که با غرور خلق کرده است؛ عشقی آتشین را در میان آهن پاره هایی از ج*ن*س غرور می یابد و این بار واردِ راهی می شود که جز هیجان، پستی و بلندی هایی را نیز به همراه دارد.مقدمه : میداند که آخر یک شب از آسایشگاه بیرون خواهد زد.لباسهای آبی کهنه تیمارستان را دور خواهد انداخت. یواشکی از آن کمد بزرگ ، لباسهای قدیمیاش را پیدا کرده و خواهد پوشید. پا بر*هنه به خیابان های شهر خواهد رفت و آواز خواهد خواند.
خلاصه کتاب:همهچیز در یک لحظهی کوتاه اتفاق افتاد و بعد از آن، تمام دنیایم تیره تار و شد.
خانهی گرم و راحتم به جهنمی خوفناک بدل شد.
و بو*س*ههای یار...
امان از عشقی که برایم حکم شکنجه را دارد!
در آخرین طبقهی جهنم، من و پادشاهم در کنار هم با درد رنج و شاید نگرانی...
اما میدانید؟ این درد را دوست دارم!
این شکنجه را با جان و دل میپذیرم!
من او را با تمام وجود میپرستم!
میدانید؟ اگر راستش را بخواهید، من عاشق شیطانم!
خلاصه کتاب:دانلود رمان خدیو ماه به قلم مهدیه سیف الهی/ «مهتاج نامدار» نامزد مرد مرموز و ترسناکی به نام «کیان فرهمند با فهمیدن علت مرگ ناگهانی و مشکوک مادرش، قدم در مسیری میگذارد که از لحظه به لحظهاش بوی مرگ و خون استشمام میشود؛ مِنجمله دشمنی او با کیان و آشناییاش با پدری که سالها از حضورش محروم بوده و همچنین، آشنایی با مردی عجیب و رمزآلود. خیانتی که رخ میدهد، راز ترسناک پدری که برملا میشود، پاکی مادری که خدشهدار میشود، حضور مردی که تکیهگاه مهتاج میشود، صدایی که بریده میشود و... خونهایی که بیگناه ریخته میشود، چه بر سر این قصه میآورند؟!
خلاصه کتاب:دانلود رمان پانیا/ داستان روایتگر زندگی دختریاست از جنس احساس، از جنس شیشه!مثل تمام دخترهای دیگر شکننده. این داستان، روایت میشود از گذشتهای به وصال آینده.گذشتهای که دخترک قصه از آن بیخبر است و این ماجرا زندگی او را تغییر میدهد.یک شباهت، یک اسم، یک احساس که این جدال را زیر و رو میکند.دختری از جنس بغض و خستگی که به اجبار کسانی که اسم خانواده را یدک میکشیدند، تن بهصیغهی مرد میانسالی میدهد، مردی که با دروغ و نیرنگ بازی را شروع کرد... با این عمل زندگیاشزیر و رو میشود و از گذشتهاش با خبر.گذشتهای که درکش برای دختری به سن او، خیلی سخت بود.اما...کسی دیگر در این جدال نقش پررنگی در زندگی دخترک پیدا میکند و...گویی گذشته دوباره تکرار میشود!چرا؟به خاطر ارثی که برایش رسیده بود؟برگشته بود؟ کسی که...»پایانِ خوش«
دانلود پادکست دلنوشته نامههایی به فرزند آیندهاممقدمه:
دانلود پادکست دلنوشته نامههایی به فرزند آیندهامگاهی وقتها، ریتم ضربان قلبم از دستم خارج میشود ودلش میخواهد از س*ی*نهام بیرون بیاید تا شاید به تو برسد.
دلی که برخی اوقات در هوایت گم میشود.
برای تویی که هنوز نیامدهای، دلتنگ میشود.
اینیامده، ایفرزندم، من با تو حرفها دارم.
حرفهایی ازروی عشق، صداقت و مهربانی که وظیفه خود میدانم برایت شرح دهم.من از دوست داشتنت ناگزیرم، چراکه بودنت برای من شبیه آبونان شبم، واجب است.
دانلود رمان از طریق سایت تک رمان در دسترس بوده و نویسندگان می توانند رمان خود را در انتشارات تک رمان منتشر کنند. سایت و انجمن تک رمان در تاریخ 1398/8/20 راه اندازی شده است.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " تک رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.