| یکشنبه 17 اسفند 1399 | 21:40
تک رمان
دانلود رمان
دانلود دلنوشته آناپنویی

  دانلود دلنوشته آناپنویی ویژه تک رمان

 مقدمه:

کور می‌شوی!
آنقدرکه پلک‌هایت را روی هم می‌گذاری و شب برای دیدن سیاهی‌ها، چشم‌هایت را باز می‌کنی!
آرام آرام نفس می‌کشی و به صدایِ خس‌خس‌های س*ی*نه‌ات و به صدایِ پایِ جمعیتی که به سوی تو حرکت می‌کنند، گوش می‌دهی.
همان‌هایی که در تلاش اند که پلک‌هایت را در روشنایی از هم باز کنند؛ اما نه! نمی‌شود… .
چشم‌های تو هیچ‌گاه باز نخواهند شد و انگشتانِ سیاهِ این ادمها در چشم‌هایت فرو می‌روند!
همان‌هایی که بی رحمانه سعی می‌کنند بزور چشمانت را بگشایند؛ اما تو عاشقی کور هستی و شیفته‌ی کور بودن!
خ*ون می‌چکد از لا‌به‌لای پلک‌هایت و آرزو می‌کنی همه‌ی آنهایی که فکر می‌کنند، می‌بینند؛ نیز به این حس و حالت دچار شوند! اینگونه شاید؛ دیگر کسی نباشد که بخواهد چشمان کسی را باز کند، و او برای باز شدن چشمان خود بسته‌اش، برای تمام عمر نابینا بماند!
این مردم به کسی رحم نمی‌کنند. تو باید سریع چشمانت را باز می‌کردی.
کور شدنت، تاوان داشت دوست خوبم! همان تاوانی که خودت را به آن محکوم نمودی.


 اطلاعات فایل دلنوشته


 نام دلنوشته: آناپنویی

 منبع تایپ: انجمن تک رمان

 ژانر (موضوع): عاشقانه، تراژدی

 وضعیت: تکمیل شده


 اطلاعات تیم اجرایی


 نویسنده: ثنا(جیرجیرک آبی)

 طراح جلد: .SARISA.

 ویراستار: AlmaBerryς੭

 کپیست: FATEMEH85


 سخن نویسنده:

*آناپنوئی در زبان یونانی به معنای نفس و نفس کشیدن، می‌باشد.
دلنوشته‌هایم بی‌مخاطب‌اند.


  دانلود دلنوشته آناپنویی

قسمتی از دلنوشته:

بعضی‌ها هم با نوشته‌هایشان زندگی می‌کنند.
مثل من…!
راحتم بگذارید.
اجازه دهید کمی صدای قلبم به گوش‌های ناشنوایتان برسد!
بگذارید، من کمی برایتان بنویسم. بگذارید؛ در واژه‌ی دیدن، زندگی کنم!
زندگی کنیم..
و زندگی کنید…!

***

پنهان می‌شوم
لابه‌لای تاریکی شب‌هایم…!
آنجا پنهان می‌شوم کهکسی دیوانگی‌هایم را نبیند.
همگی از تظاهر به عاقل بودن بریده‌ایم!
کمی هم دیوانگی نیاز است
برای کمتر حس کردن د*ر*د شدید قلبمان…!

دانلود رمان


 پیشنهاد ما برای شما:


رمان‌های درحال تایپ:

رمان درحال تایپ رنگین‌کمان خاکستری نوشته میلاد سرداری

رمان در حال تایپ رمان نهفته در شعله‌ها نوشته سوما غفاری

رمان درحال تایپ رمان تب جنون نوشته نسا رحمتی 

رمان درحال تایپ من تمامت کردم نوشته زهرا اسدی 

رمان های کامل شده:

دانلود رمان سراب خفته

دانلود رمان زندگی دو وجهی

دانلود رمان همخونه شرقی

دانلود رمان شفای عشق


 باکس دانلود فایل 


دانلود دلنوشته آناپنویی

بازدیدها: 157

+16
دانلود رمان دامگستران (آغاز نو)

  دانلود رمان دامگستران (آغاز نو) ویژه تک رمان

خلاصه:

دو خواهر به نام‌های کاترین و کلارا، در سال ۱۷۴۳ در ایتالیا تبدیل به خ*ون آشام می‌شوند؛ کاترین که کلارا را مقصر این اتفاق می‌داند تصمیم به انتقام از او می‌گیرد و می‌خواهد زندگی عادی او در میان انسان‌ها را برهم زند؛ اما کلارا در دبیرستان مارس ویل با معلم تاریخ مرموزی به نام سابین مونیز آشنا می‌شود که انسانی معمولی نیست و پشت پر*ده‌ای دارد و با آشنایی کاترین و کلارا زندگی آن دو خواهر دگرگون خواهد شد…​


اطلاعات فایل رمان


نام رمان:  دامگستران (آغاز نو)

 منبع تایپ: تک رمان

 ژانر (موضوع): عاشقانه، فانتزی، تراژدی

 وضعیت: تکمیل شده


 اطلاعات تیم اجرایی


 نویسنده: تاتا

 طراح جلد:   ~tarlan~

 ویراستار: م.صالحی

 طراح تکست گرافی: ندارد.

کپیست: sosano.o


 سخن نویسنده:


موجود نمیباشد.


  دانلود رمان دامگستران (آغاز نو) ویژه تک رمان

قسمتی از رمان:

اما کاترین برخلاف من همیشه از جای ساکت و آرام خوشش می‌آید، عجیب است که امروز به شدت ذهنم را مشغول می‌کند، امیدوارم مشکلی پیش نیاید؛ حس عجیبی نسبت به امروز دارم.​
همگی به کلاس رفتیم و در جاهای خود نشستیم و با احساس چشمان خیرۀ کسی که در گوشۀ کلاس، با تپش قلبی نامنظم نشسته، به آرامی از شانه نگاهی به چشمان سبز و مردمک گشاد شدۀ آدرین که عمیقاً به من خیره بودند کردم و با تکانی به خودش از رویایی که در سر داشت پرید و با نگاه لطیفم ضربان قلبش بیشتر شد و با اضطرابی که در لبخند و چشمانش بود سرش را پایین انداخت. لبخندی زدم و به جلو برگشتم.​
با ورود آقای پیترز به کلاس و شروع گفتگو با حسی عجیب به سخنان او گوش دادم.​
سوال لیلی که با چه کسی به مهمانی خواهیم آمد مرا به خود مشغول کرد و جواب نینا که با خاله‌اش خانم گلوریا خواهد آمد.​
او خانم چهل سالۀ زیبایی است، در واقع خیلی زیبا نسبت به سنش؛ مرا به شک می‌اندازد، حس بدی نسبت به او ندارم اما حس احتیاط و کناره‌گیری چرا، دارم.​
اولين باری که با او دست دادم یادم است؛ چشماش را دیدم، دیدم که خیلی عمیق و بی‌درک شدند، نتوانستم ذهنش را بخوانم، حتی به خودم جرات هم ندادم این کار را بکنم؛ گفتم که، آهنربا این دفعه دفع شد؛ او جزء کسانی بود که از طرفش دفع شده بودم؛ حتی روز اول دبیرستان که با نینا روبرو شدم هم اولش از من می‌ترسید…

 بنر تکست‌گرافی رمان:


موجود نمی‌باشد.


 پیشنهاد ما برای شما:


در حال تایپ

رمان درحال تایپ ماهی ها هم دلتنگ می‌شوند نوشته نارینه

رمان درحال تایپ بلند پروازی به این زیبا نوشته زهرا وطن خواه  

رمان درحال تایپ تو رویا نیستی نوشته منیره صالحی

رمان در حال تایپ پیست مرگ نوشته صبانصیری

کامل شده:

دانلود رمان ماه بی ستاره

دانلود رمان ترجمه شده گریز از آلفا 

دانلود رمان ترجمه شده من آلفا میشوم 


باکس دانلود فایل 


دانلود رمان دامگستران (آغاز نو)

بازدیدها: 333

+6
دانلود مجله کنکور با طعم کرونا مردادماه ۹۹

  دانلود مجله کنکور با طعم کرونا مرداد ماه ۹۹

 

پیش‌گفتار:

درود بر تک رمانی‌های درخشانی که الحق تک بودن تو خونشونه!
ما تیم مجله تک رمان این‌بار با دومین مجله از سری مجله‌های ماهانه انجمن تک رمان، دوباره مهمان اوقات فراغت‌تون شدیم و از این بابت بسیار خوش‌حال و مفتخریم.
شاید با دیدن نام و شعار روی جلد مجله، تا الآن موضوع مجله رو فهمیده باشید؛ اما پیشنهاد می‌کنم به‌دنیای پر شور و جذاب مجله ورود کنید و لحظاتی رو با اعضای تیم مجله شاد و مفید تجربه کنید.
جایی که هوای کنکوری‌های مظلوم و مورد شکنجه واقع شده رو ندارن و اصلا به این موجودات بخت برگشته توجهی نمی‌شه! اما برای اولین بار در مجله قراره که شما شاهد طرفداری پرو پا قرص تیم مجله باشید.
دیگه خودتون تصور کنین درد دل و فانتزی‌های یک کنکوریه آروز به دل مونده‌ی قرنطینه‌ای چه‌قدر می‌تونه جنجال انگیز باشه!
توصیه می‌کنیم هیچ جوره این مجله رو از دست ندین که قطعا کلاه گشادی روی سر مبارک‌تون جا خوش می‌کنه.
بخندید و شاد باشید، نظر یادتون نره! =*)


 اطلاعات فایل مجله


 نام مجله: کنکور با طعم کرونا

 منبع تایپ: تک رمان

 ژانر (موضوع): ادبی، سرگرمی

 وضعیت: تکمیل شده

تاریخچه: مجله کنکور با طعم کرونا دومین مجله رسمی از سری مجله‌های ماهانه سایت و انجمن تک رمان است که توسط تیم مجله تک رمان در مرداد ماه سال ۱۳۹۹ تهیه و تنظیم شده و به احترام دهه اول محرم در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۳۹۹ منتشر شد. 


 اطلاعات تیم اجرایی مجله


 مجله نویسان: طلا=*) (طی‌فا)، Asal_KM ، Walantin،

mahsa jodaii، zedzedianfar ،kiyana

 طراح جلد:  طلا=*)

 منتقد: Mids

 ویراستار: ZiBa

 مترجمان کمیک: Nini Lin ، Walantin

 صفحه آرا: طلا=*)

 کپیست: طلا=*)

 مدرس نویسندگی: معصومه مولایاری

 مدیر مجله: طلا=*)

 


 بنر تکست‌گرافی مجله:

 


 

 پیشنهاد ما برای شما:


دانلود مجله ویروس دهه نودی تیرماه ۹۹

دانلود کتاب آموزشی گویش و اصطلاحات کرمان

دانلود کتاب آموزشی ناگفته‌های زبان

دانلود کتاب آموزشی واژگان چند شکلی زبان پارسی

دانلود رمان ترجمه شده گریز از آلفا 

دانلود رمان ترجمه شده من آلفا میشوم 


باکس دانلود فایل 

دانلود مجله کنکور با طعم کرونا شهریورماه 99

دانلود مجله کنکور با طعم کرونا شهریور ماه 99

بازدیدها: 147

+19
  • 189 روز پيش
  • طــلایـــه
  • ۳ نظر
دانلود رمان ماه بی ستاره

  دانلود رمان ماه بی ستاره ویژه تک رمان

خلاصه:

سیتا دختریه که بعد از ده سال هنوز هم به فکر عشق بچگیشه، و حالا اتفاقاتی پیش میاد و این رو ثابت می‌کنه که عرفان یا همون عشق بچگیش کنارشه؛ اما اون کیه؟ کسی که همیشه دورادور مراقب سیتاس عرفانه؟ سیتا میتونه از پس این معمای بزرگ بر بیاد؟حتی اگر پای جونش وسط باشه؟


اطلاعات فایل رمان


نام رمان:  ماه بی ستاره

 منبع تایپ: تک رمان

 ژانر (موضوع): عاشقانه، معمایی، پلیسی

 وضعیت: تکمیل شده


 اطلاعات تیم اجرایی


 نویسنده: bi..ta

 طراح جلد:   Katrina 

 ویراستار: ziba

 طراح تکست گرافی: ندارد.

کپیست: poliouchos


 سخن نویسنده:


موجود نمیباشد.


  دانلود رمان ماه بی ستاره ویژه تک رمان

قسمتی از رمان:

هیچ‌کس از این دنیا سر در نمی‌یاره، نه آدم‌ها دم دارن و نه اتفاقا خبر میدن؛ پس منتظر هرچی هستم!
همین‌طوری داشتم برای خودم دنیا و زندگی کوفتی و شرح می‌دادم که، مثل همیشه از سر خیابون صدای دعوای مامان بابام میومد.
اه خدا دیگه از اینم خسته شدم که بگم خسته شدم! من موندم دعواهای این‌ها تموم نمیشه؟
کلید و انداختم رو در و وارد شدم از پله ها بالا رفتم، باز کلید انداختم و در خونه رو باز کردم. همون لحظه هر دوشون ساکت شدن و بهم نگاه کردن، همون لحظه بود که بابام گفت:
_بیا اینم از دخترت! دقیقا مثل خودته، تا این وقت شب حتما ب*غ*ل پسر مسرا بوده! عین همید، هردوتون خ*را*ب هستین.
با این حرفاش حسابی د*اغ کردم، کیفم و انداختم و سمتش رفتم که مامان جلوم رو گرفت.
مامان:
_سیتا مامان آروم باش، این رو می‌شناسیش که.
خ*ون جلوی چشام رو گرفته بود. خیلی وقت بود این‌هارو بهم می‌گفت؛ ولی صبر منم حدی داره، این هم خیلی از حدش گذشته.
مامان و کنار زدم و جلوی بابا رفتم. هم‌قدش بودم، یقه‌شو گرفتم و با داد حرفام رو زدم:
_چه رویی داری که این‌هارو داری میگی؟خودت و با ما اشتباه نگیر، این تویی که شب تا صبح با زن‌ها میچتی، این تویی که میگی میری سرکار؛ ولی تو خیابون‌ها دست‌تودست این و اونی! حالا هم سر بار ما نشو. میشی هم مثل بچه‌ی آدم ه‌یجا بشین!
رو مبل پرتش کردم. تو بهت بود تاحالا تو روش وایساده بودم؛ ولی نه در این حد.
از جاش بلند شد، با قدم‌های تند ‌به‌سمتم اومد. از موهام گرفت، جیغی کشیدم؛ ولی کم نیاوردم و یه مشت م*حکم به دستش زدم، اخی گفت.
من:
_حواست باشه، تو هیچ حقی به گر*دنم نداری! فکر نکن هیچی بهت نمیگم.


 بنر تکست‌گرافی رمان:


موجود نمی‌باشد.


 پیشنهاد ما برای شما:


رمان درحال تایپ ماهی ها هم دلتنگ می‌شوند نوشته نارینه

رمان درحال تایپ بلند پروازی به این زیبا نوشته زهرا وطن خواه  

رمان درحال تایپ تو رویا نیستی نوشته منیره صالحی

رمان در حال تایپ قلم عاشقی نوشته نسا رحمتی

دانلود رمان ترجمه شده گریز از آلفا 

دانلود رمان ترجمه شده من آلفا میشوم 


باکس دانلود فایل 


دانلود رمان ماه بی ستاره

بازدیدها: 328

+6

دانلود رمان دیزالو

دانلود رمان دیزالو

  دانلود رمان دیزالو ویژه تک رمان

خلاصه:

ماهورا زند گریمور مطرح سینما قربانی یک سوء ظن غلط ساختگی می شود… سناریوی تلخ و
ناجوانمردانه ای که الوند رستگار، سوپراستار سینما برایش چیده…


اطلاعات فایل داستان


 نام رمان: دیزالو

 منبع تایپ: تک رمان

 ژانر (موضوع): عاشقانه، اجتماعی

 وضعیت: تکمیل شده


 اطلاعات تیم اجرایی


 نویسنده: آندرومدا

 طراح جلد:   Katrina 

 ویراستار: ندارد.

 طراح تکست گرافی: ندارد.

کپیست: سدگال


 سخن نویسنده:


موجود نمیباشد.


  دانلود رمان دیزالو ویژه تک رمان

قسمتی از رمان:

دست هایم را روی چشم هایش می گذارد. رطوبتشان آزارم می دهد. انگار خبر اشکش خبر مرگ من
است و آخ از ضربانی که نامنظم می شود و بوق بوقی که بلند. سرت با ترس بالا می آید و کمی دور
می شوی و آرام می شوم. صدای لرزانت را می شنوم:
می فهمم که حس می کنی. مطمئنم!”
” –
فاصله می گیری. قدم به قدم…
– “راحت باش عزیزم. ولی برای من سختش نکن!”
منی که حتی در این حالت هم از هراس چشم هایش عزرائیل را می بینم چگونه راحت باشم و
سختش نکنم؟
– “من می رم خونه. می رم یه کم به سر و وضع راحیل برسم.”
لبخندت…
– “تو هم زود برگرد. منتظرتم ماهی کوچولو!”
لرزش صدایت:
– “تا هروقت که طول بکشه. ولی تو نفس بکش که من نفس بکشم.”
تا کنون حمله آرامش را به وجودم ندیده بودم اما با وجود چشم طوسی هیچ چیز غیر ممکن نیست.
رفتن چشم طوسی با رفتن نگاهم به سوی شیشه مصادف می شود. نگاه غمگین و اشکی پسرک
نوجوان آزارم می دهد. چشم طوسی دستش را می کشد و تنهایم می گذارند ولی نگاه پسرک روی
س.نه ام سنگینی می کند و ادبیات کاش هیچ وقت فعل رفتن را تعریف نمی کرد تا منی وجود نداشته
باشد که اکنون برای چشم طوسی صرفش کند. آرامش تنم تا ساعت ها بعد برقرار می ماند و با دیدن
مردی پشت شیشه در آنی ویران می شود. بعید می دانم بیاید داخل. پرستارانی که به روی دو مرد…


 بنر تکست‌گرافی رمان:


موجود نمی‌باشد.


 پیشنهاد ما برای شما:


رمان درحال تایپ ماهی ها هم دلتنگ می‌شوند نوشته نارینه

رمان درحال تایپ بلند پروازی به این زیبا نوشته زهرا وطن خواه  

رمان درحال تایپ تو رویا نیستی نوشته منیره صالحی

رمان در حال تایپ یکه‌ سوار نوشته سمیه رضایی(گندم)

دانلود رمان ترجمه شده گریز از آلفا 

دانلود رمان ترجمه شده من آلفا میشوم 


باکس دانلود فایل 


دانلود رمان هیچ وقت دیر نیست

بازدیدها: 290

+9
دانلود رمان کلاغ زاده

دانلود رمان کلاغ زاده (جلد اول)

لینک دانلود به درخواست نویسنده برای چاپ حذف گردید.

 

 خلاصه رمان:

نارون، همان کلاغ بدشگونی‌ است که به خیالش، هر فراز و نشیب‌ زندگی‌‌ای را با قدم‌هایش برهم می‌ریزد و اما، کسی از جنس عشق، در قعر سیاهیِ روزهایش‌، ناجی‌اش می‌شود!
ریسمان‌های در هم پیچیده‌ای از عشق‌شان، گاه به زندگی‌اشان استحکام می‌بخشد و گاهی دیگر، لغزش است که رها می‌کند این ریسمان‌ها را.


اطلاعات فایل رمان


نام رمان: کلاغ زاده (جلد اول)

منبع تایپ: تک رمان

ژانر (موضوع): عاشقانه_اجتماعی

وضعیت: تکمیل شده


اطلاعات تیم اجرایی


نویسنده: نوشین سلمانوندی کاربر تک رمان

طراح جلد: katrina

ویراستار: ziba

طراح تکست گرافی: ندارد

کپیست: فاطمه تاجیکی

ناظر: ShaHRokh_Ardalaan


سخن نویسنده:


شخصیت‌های رمانی که تنها در روستا زندگی می‌کنن کتابی حرف می‌زنن؛ چون به طور مثال روستایی‌ان و تسلط کافی به زبان فارسی ندارن این‌جور حرف می‌زنن و خودم خواستم این نوع حرف زدن رو بهشون اختصاص بدم. وگرنه تمامی دیالوگ‌ها و حتی حرف زدن نارون شخصیت اصلی رمان، عامیانه هستش و فقط مونولوگ‌ها ادبیه.


دانلود رمان کلاغ زاده (جلد اول) قسمتی از متن رمان:

روزهایم خو گرفته‌اند به زوزه‌‌ی گرگ‌های بیابان، یا شاید هم ناله‌ی سگ‌های گرسنه در سوز زمستانی طاقت‌فرسا.
کلاغ‌ها‌ صدا می‌دهند و این یعنی، رگه‌های مردنِ کسی در قوم‌مان قرار است بپیچد و کفتارها نخستین حاضرانی هستند که لاشه‌ی جسمش را متلاشی می‌کنند!
س*ی*نه‌ام از فشار اندوهی دانسته، نبض می‌گیرد و هر لحظه امکان تکه‌تکه شدنش بیشتر می‌شود.
چشم می‌بندم و به صدای جیرجیرک‌های آوازخوان کنار چادر گوش می‌سپارم.
هماهنگ صدا می‌دهند و هر شب هم به تعداد‌شان افزوده‌تر می‌شود!
شب پر از تکرار و بی‌قراری‌ست، پر از سیاهی و خاموشی.
آسمان روستای‌مان دیگر جایی برای حضور ستاره‌ها ندارد. شاید هم زیادی شلوغ و دست‌ و پاگیر شده‌اند.
پلک می‌زنم و دوباره چهره‌ام را در آیینه‌ی چرک‌آلود بی‌بی‌ سلطان برانداز می‌کنم.
پرستوهای چشمانم سالیان درازی‌ست که خداحافظی کرده‌اند، یا بهتر است بگویم:
– آنها از حضور کلاغ‌های شوم بی‌رحم، ترسیده دست به خودکشی زده‌اند!
با رفتن بانو همه بدون اتلاف وقت، خداحافظی کرده و برای همیشه تنهایم گذاشته‌اند.
آهِ سنگینم را از میان نفس‌های داغی که از بدبختی‌هایم سرچشمه می‌گیرد، خالی کرده و برای بار آخر، چهره‌ی نحسم را در آیینه بررسی می‌کنم.
خوفی عمیق در استخوان‌های تنم می‌دود و تا به گلوگاهم می‌رسد.
خوب می‌دانستم که دوباره بغضِ بی‌خانمان در نزده قصد وارد شدن به گلویم را دارد‌.
صدا می‌آمد! صدای کشیده شدنِ پای کسی روی خاک و گل‌های اطراف چادر می‌آمد.
از آیینه‌‌ی شوم بدبختی‌ها روی گرفتم و به دندانه‌های چوبی چادر سیاه رنگی که باعث بسته شدنش می‌شد، چشم دوختم. صدای قدم‌هایش، نمی‌توانست برای یک حیوان وحشی‌‌ای باشد!
سایه‌اش تا به داخل نقش بست و قامت بلندش هویدای نشانی‌اش در ذهنم‌ شد.


بنر تکست‌گرافی رمان:


موجود نمی‌باشد.

 


پیشنهاد ما برای شما:


رمان درحال تایپ دزد سفید قلب نوشته سارا البوغبیش

رمان درحال تایپ  تخدیرهای ثانیه ای نوشته ماهک

رمان درحال تایپ مقبره‌ای برای تو نوشته سارا مقصودی 

دانلود رمان تقاص دل بستن

دانلود کتاب آموزشی واژگان چند شکلی زبان پارسی

دانلود رمان ترجمه شده من آلفا میشوم 


باکس دانلود فایل


دانلود رمان کلاغ زاده

بازدیدها: 651

+19
آمار سایت
  • 171,439
  • 164
  • 400
  • ۱۳۹۹-۱۲-۱۵
درباره سایت
تک رمان
سایت و انجمن تک رمان در تاریخ 1398/8/20 در راستای هدف ترویج کتابخوانی و ایجاد مکانی برای گرد هم آوری افراد خوش ذوق که علاقمند به قلم هستند و کمک به نویسندگان نو قلم و بی توجه به محدودیت سنی فعالیت خود را آغاز کرده است تک رمان محلی برای درخشش نویسندگان تازه کار...
آخرین نظرات
  • maryam banoo : خسته نباشی عزیزمممممم😍😍😍😍😍😍❤️❤️❤️❤️...
  • Elahe_V : خیلی خیلی ممنونم از کادر زحمتکش تک‌رمان❤❤ آرزوی موفقیت روزافزون برای سایت خوبتون...
  • لیلی : واییی اومد؟😍 خیلی منتظرش بودم بریم که بخونیم...
  • PeRle : تولدت مبارک رفیق ناپیدا💝...
  • admin : خسته نباشی الهه جان تولدت مبارک با آرزوی بهترین‌ها🌹...
  • .SARISA. : تولدت مبارک الهه نازنینم🎂😍 ممنون که انقد برای کاربرای سایت تک رمان ارزش قایلی ود...
  • Zahra.jafari : عالی دوستان خسته نباشید...
  • admin : خسته نباشید عزیزان...
  • maryam banoo : عالی عزیزانم 😍😍😍 خسته نباشید همگی🌹🌹🌹❤️❤️❤️...
  • تمنا : خیلی قشنگ بود😍...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " تک رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.