| جمعه 28 خرداد 1400 | 03:26
تک رمان
دانلود رمان

دانلود رمان عشق ناشدنی

دانلود رمان عشق ناشدنی

  دانلود رمان عشق ناشدنی

خلاصه:

دختر و پسری از شادی ها و زیبایی ها که تا کنون غم و اندوه در خانه
شان را نزده است. این دو نفر سرنوشتشان به هم گره می خورد. دست در
دست هم می گذارند و زندگی را در عشقشان خلاصه می کنند، اما
اشتباهشان همین جا بود. تفاوت بین دنیای این دو نفر اجازه ی چشیدن
طعم عشق را به آنان نمی دهد و با تولد قدرت های خطرناک، دوره ی
جدیدی از سحر و جادو آغاز می شود .

قدرت هایی که کل دنیا را در خطری بزرگ می اندازد. جادوهایی که تا حاال نظیرشان نه دیده شده و نه
شنیده شده. سرانجام عاشق از معشوق جدا می ماند و آن گاه است که…


 اطلاعات فایل رمان


 نام رمان: عشق ناشدنی.

 منبع تایپ: انجمن تک رمان

 ژانر (موضوع): عاشقانه، فانتزی

 وضعیت: تکمیل شده


 اطلاعات تیم اجرایی


 نویسنده: سوما غفاری

 طراح جلد:  .SARISA.

 ویراستار: ندارد.

 طراح تکست گرافی: ندارد.

 کپیست: سدگال

 ناظر: ندارد.


 سخن نویسنده:


موجود نمیباشد.


  دانلود رمان عشق ناشدنی 

قسمتی از رمان:

این رو گفتم و راهی که اومده بودم رو برگشتم . دقایقی بعد از جنگل خارج شدم . سوار ماشین جاش شدم و گفتم :
کاترینا: می تونیم بریم .
جاش حرفی نزد و ماشین رو روشن کرد و حرکت کردیم . در طول راه ، سکوت فضای
بینمون رو پر کرده بود؛ چون به خاطر خستگی َکسی حرف نمی زد. جاش من رو به خونه
رسوند و بعد رفت تا بقیه رو برسونه ، آخه بینمون فقط اون ماشین داشت . در رو با
کلیدهام باز کردم و وارد شدم . تمام چراغ های خونه خاموش بودن و تاریکی به همراه
سکوت در همه جای خونه قدم می زد . مزاحمشون نشدم و به اتاقم پناه بردم . بعد از
عوض کردن لباس هام ، خودم رو روی تخت انداختم و با لذت فراوان در آغوش خواب
فرو رفتم . روز بعد در حالی این که صبحانه می خوردم ، داشتم به این فکر می کردم که
امروز بیکار بودم. پس باید برای امروز یه برنامه ریزی می کردم . سعی کردم کامال در
افکارم غرق بشم تا راحت تر بتونم فکر کنم اما مامانم با حرفش من رو از افکارم به
بیرون کشید و یه سطل آب روی برنامه ریزیم ریخت.
مامان : واسه ی امروز هیچ برنامه ای نریزین چون کار داریم .
پرسیدم :
کاترینا: چه کاری ؟!
مامانم : باید خونه رو تمیز کنیم .
ریتا : چرا ؟!
مامانم : همسایه های جدیدمون رو واسه ی شام دعوت کردم .
یه کمی فکر کردم و گفتم :
کاترینا: همسایه های جدید تو همین خونه ی کناریمون؟
مامانم : آره
بابام : این ها کی اومدن


 بنر تکست‌گرافی رمان:


موجود نمی‌باشد.


 پیشنهاد ما برای شما:


رمان درحال تایپ ماهی ها هم دلتنگ می‌شوند نوشته نارینه

رمان درحال تایپ برده عشق نوشته رابی قلی زاده

رمان درحال تایپ درخشش ماه در سایه انتقام نوشته هدیه صفائی

رمان در حال تایپ یکه‌ سوار نوشته سمیه رضایی(گندم)

دانلود رمان ترجمه شده گریز از آلفا 

دانلود رمان ترجمه شده من آلفا میشوم 


باکس دانلود فایل 


دانلود رمان عشق ناشدنی

بازدیدها: 252

+5
دانلود رمان این بود زندگی

  دانلود رمان این بود زندگی

ه

خلاصه:

زماني كه فكر می‌كنی‌ همه چيز آرام است، زمانی كه آماده‌ای برای شروع، تنها يك جرقه همه چيز را شعله‌ور می‌كند.
دختر و پسری آماده ازدواج می‌شوند.
اما روزمرگی‌ها، دختر را به فكر فرو می‌برد.
آيا می‌خواهد زندگی‌ شبيه زندگیِ مادرش داشته باشد؟


 اطلاعات فایل رمان


 نام رمان: این بود زندگی

 منبع تایپ: انجمن تک رمان

 ژانر (موضوع): عاشقانه، اجتماعی

 وضعیت: تکمیل شده


 اطلاعات تیم اجرایی


 نویسنده: سمیه سادات هاشمی جزی

 طراح جلد:  .SARISA.

 ویراستار: چکا=*)، ثنا

 طراح تکست گرافی: ندارد.

 کپیست: sosanoo

 ناظر: ن.مقصودی


 سخن نویسنده:


موجود نمیباشد.


  دانلود رمان این بود زندگی 

قسمتی از رمان:

علي
ما گذشتیم و گذشت آن‌چه تو با ما کردی.
تو بمان و دگران وای به حال دگران.
به مرد شكست خورده درون قاب آينه خيره می‌ماند! همه چيز، سرِ درون اين مرد فرياد می‌زند. محاسنی بلند شده، موهای پريشان، زير چشمانی گود رفته، كمری شكسته، و هر چيزی كه در سی‌ و‌ چهار سالگی قامت يك مرد را می‌تواند خم كند، در او نمايان است!
از كجا خورده نمی‌فهمد! اين كه چرا پس زده شد را هم نفهميد! حال روز زار خودش را كه ديد محكم ل*ب به دندان گرفت! چه بر سر خودش آورده!
نبض تند روی شقيقه‌اش هشدار می‌داد فشار عصبيش بالا رفته، براي بيمارانش در اين زمان چه دارويی تجويز می‌كرد؟ يادش نمی‌آمد!
چشم‌هایش به سوزش افتاد و چنگی به موهای پريشانش زد. تحقير شدن برايش طعم مرگ داشت.
نمی‌فهميد در عمرش به چه كسي بدی کرده! آخر اين چه روزگاريست كه داشت؟ حالش از حال زار خودش بهم خورد. سرش را عقب انداخت، به سقف خانه خيره شد و چشمانش را بست؛ اما شوري چشمانش، قلب شكسته‌اش، مردانگی‌اش، نابودی آرزوهايش، اين همه سال انتظارش، همه و همه بلاخره او را از پا درآوردند.
گر گرفته با حجمی بزرگ از بغض در گلو، روبه‌روی آيینه قدی ديوار، روی دو زانو افتاد. هق اول را كه زد نگذاشت ناله دوم را سر دهد. دندان‌هايش را بهم فشرد! مشت‌ها دستش را روي زانوانش گره كرد. به خودش آمد، گنگ سرش به طرفين تكان داد؛ نبايد بشكند! مشت گره كرده‌اش را جلوی دهانش گرفت و محكم بر دهانش كوبيد. دردش به حدی بود كه چشمانش را محكم فشرد. مهم نبود، فقط مي‌خواست نشكند. بلند در تنهايیش غريد:
– خفه شو، خفه شو، چه به روز خودت آوردی؟ احمق! بلند شو جمع كن خودت رو.
سنگين، نفسي سر داد. قطره اشكش اما لجباز‌تر از او بود؛ با بی‌تابی از گونه‌اش ترسان پايين لغزيد. نفس محكمی‌ بيرون داد، سريع از جايش پريد. به سمت درب خروجي رفت. بي‌وقفه با دهاني باز نفس می‌کشید، می‌ترسيد قطره دوم اشك بريزد. سريع به حياط ويلا می‌دود. كنار استخر حياط می‌نشيند، شلنگ آب درون استخر را روی صورتش می‌گيرد. كمی حرارت بدنش افت می‌كند، اين خنكی برايش خوشايند بود. از خدايش كمك می‌خواهد:
– خدايا نذار بشكنم.
بر می‌خيزد. آهسته از خانه ويلايی‌اش بيرون می‌زند، آرام و بی‌هدف شروع به حركت می‌كند.
از كوچه‌های تنگ و باريك سنگی، از ميان خانه‌های كاه گلي قرمز رنگ می‌گذرد. در مزررعه زنان و كودكان در زير آفتاب ملايم تير ماه مشغول كارند.
طبعيت بكر، چشمه‌هاي ريز جوشان در كوچه‌ها، صداي جيك جيك گنجشك‌ها، سر و صداي خبر چيني كلاغ‌ها و همهمه‌ی بازي كودكان در مزرعه، كمي، فقط كمي روحش را به آرامش دعوت كرد.


 بنر تکست‌گرافی رمان:


موجود نمی‌باشد.


 پیشنهاد ما برای شما:


رمان درحال تایپ ماهی ها هم دلتنگ می‌شوند نوشته نارینه

رمان درحال تایپ برده عشق نوشته رابی قلی زاده

رمان درحال تایپ دستخط زندگی نوشته کیانا سبزی 

دانلود رمان ترجمه شده گریز از آلفا 

دانلود کتاب آموزشی واژگان چند شکلی زبان پارسی 

دانلود رمان ترجمه شده من آلفا میشوم 


باکس دانلود فایل 


دانلود رمان این بود زندگی

بازدیدها: 754

+30

دانلود رمان دختران سرکش

دانلود رمان دختران سرکش

 دانلود رمان دختران سرکش  

 

 خلاصه:

داستان سه دختر خوشگل و بازیگوش است که برای گرفتن لیسانس به شیراز میروند و آنجا
در آپارتمانی که یکی از واحدهایش را اجاره کردند با سه پسر همسایه میشوند و به واسطه ی این، یک سری اتفاقات میافتد.


اطلاعات فایل رمان


نام رمان: دختران سرکش

منبع تایپ: نامشخص

ژانر (موضوع): عاشقانه

وضعیت: تکمیل شده


اطلاعات تیم اجرایی


نویسنده: نادیا روزبه

طراح جلد: KatRinA

ویراستار:  ندارد.

طراح تکست گرافی: ندارد.

کپیست:  ملیکا قائمی

ناظر: ندارد.


سخن نویسنده:


موجود نمیباشد.


  دانلود رمان دختران سرکش

قسمتی از رمان:

اون روز کلاس تموم شد وروز های بعدهم به همین منوال گذشت هرروزم بانفس خانم یک کافی شاپی پیدا میکردیم به قول خودش کشف میکردیم
همیشه ام یه بدبختی روسوژه خنده امون میکرد
سه تامون آروم بودیم ولی وقتی پاش میفتاد خیلی شیطون میشدیم.
نفس یکم درصدش بیشتر از منو کیانابود یعنی ظاهرخیلی آرومی داشت ولی بر عکس ظاهرش،خیلی شیطون بود.
مثلا داشتم درس میخوندم حواسم کلا پرت شد.
نفس_بچه ها من مخم پوکید..سطح یادگیریم پایین اومده.
کیانا_منم مغزم دیگه جواب نمیده.

_منم همینطور…کال حواسم پرت شده بود.
کیانا_ساعت چنده??
نگاه ساعت گوشیم کردم:

_دو ونیم

نفس با نیش باز گفت_بریم دوردور
_آخه عقل کل کی ساعت دو نصف شب میره دوردور
نفس باهمون حالت گفت_ما
کیانا_بروبابا
نفس با یه حالت مسخره ای روبه کیانا گفت_پس چی کار کنیم?
کیانا_بخوابیم
نفس_نه
کیانا_اره
همینطور داشتن با هم. بحث میکردن که فکری به سرم زد
با اخم دوتاشونو نگاه کردم
_بچه ها بسه
کیانا_بس نیست گلرنگه
نفس خودشو مظلوم کردو گفت_جونم

 


بنر تکست‌گرافی رمان:


موجود نمی‌باشد.


پیشنهاد ما برای شما:


رمان درحال تایپ مرگ در چشمان شهر نوشته سارا محسنی

رمان درحال تایپ ماه بی ستاره نوشته bi..ta

رمان درحال تایپ مقبره‌ای برای تو نوشته سارا مقصودی 

دانلود رمان ترجمه شده گریز از آلفا 

دانلود کتاب آموزشی واژگان چند شکلی زبان پارسی 

دانلود رمان ترجمه شده من آلفا میشوم 


باکس دانلود فایل


دانلود رمان دختران سرکش

بازدیدها: 1051

+9
دانلود رمان خوشبختی های کوچک

  دانلود رمان خوشبختی های کوچک

 

خلاصه:

فیروزه، یه زن امروزیه. درس خونده و حالت هم کسب و کار کوچیک خودش رو راه انداخته اما در باطن هنوز یه زن سنتیه. از همون زنا که هویتش در گرو هویت شوهرشه. این فیروزه خانم
قراره بیفته توی سراشیبی و ببینیم می تونه از سراشیبی بالا بیاد یا نه. ..


 اطلاعات فایل دلنوشته


 نام رمان: خوشبختی های کوچک

 منبع تایپ: نامشخص

 ژانر (موضوع): عاشقانه، اجتماعی

 وضعیت: تکمیل شده


 اطلاعات تیم اجرایی


 نویسنده: مژگان زارع

 طراح جلد:  Essense

 ویراستار: ندارد.

 طراح تکست گرافی: ندارد.

 کپیست: poliouchos

 ناظر: ندارد.


 سخن نویسنده:


موجود نمیباشد.


  دانلود رمان خوشبختی های کوچک

قسمتی از رمان:

سمیه در ماشین را به ضرب باز می کند و خودش را عین یک گونی پر از خرت و پرت توی‌صندلی پرت می کند. منتظرم دوباره کرکر بخندد به سرکار خانم فیروزه صبور و فروشگاه نمونه اش. خودم هم نیشم تا بناگوش باز است ولی سمیه نمی خندد.
هی سمی چی شده؟
شانه بالا می اندازد: خوشم نیومد
دقیق می شوم در اجزای صورتش. به لب هایش و خط های نازک کنارش و به پل شکسته ی روی
بینی اش. صورتش وقتی ناراحت است واقعا وحشتناک می شود و حالا ناراحت است. نگران می
گویم: از چی خوشت نیومد؟
دستش را توی هوا تکان می دهد: از همین لوس بازیا … چند ماهه جون کندم واسه شوی زنده، مجوز ندادن بعد میان پشت تریبون فرت فرت ….
حرفش را می خورد و به آدم هایی نگاه می کند که حالا یا مثل من از اینکه اسمی ازشان برده اند
خوشحالند یا مثل سمیه از هزار و یک چیز ناراحت و شاکی اند. آدم هایی که از آسانسور برج میلاد بیرون می آیند و میروند سوار ماشینشان شوند. ماشین را روشن می کنم. اینجور وقتها باید ساکت بمانم.

یک جورهایی بهم برخورده، حداقل حالا می توانست دلخوری مجوز نگرفتنش را نگه دارد
برای یک وقت دیگر … تا بخواهم بقیه فکرم را بگیرم دستش می نشیند روی دستم و صورتش از
هم باز میشود: آفرین، خیلی خوب بود. خیلی خوشم اومد.


 بنر تکست‌گرافی رمان:


موجود نمی‌باشد.


 پیشنهاد ما برای شما:


رمان درحال تایپ دلبر جذاب من نوشته مهسا 

رمان درحال تایپ شوکران نوشته کاف_طوفان 

رمان درحال تایپ مقبره‌ای برای تو نوشته سارا مقصودی 

دانلود رمان ترجمه شده گریز از آلفا 

دانلود کتاب آموزشی واژگان چند شکلی زبان پارسی 

دانلود رمان ترجمه شده من آلفا میشوم 


باکس دانلود فایل 


دانلود رمان خوشبختی های کوچک

بازدیدها: 168

+4
دانلود دلنوشته ویران دل است

 دانلود دلنوشته ویران دل است  

 

مقدمه:

تو می‌روی، می‌روی و می‌روی…
و بگذار پوزخند آخر را من نصیبت کنم.
به‌خیالت رفتی و مرا با روح مُرده و قلب تکه‌تکه شده‌ام جا گذاشته‌ای؛ اما بازی آخر را باختی!
چون نفهمیدی آن‌قدر خودم را به تو کوک زده‌ام که رفتنت هست و نیست مرا می‌بَرَد.
چیزی برای جا ماندن نیست.


اطلاعات فایل دلنوشته


نام دلنوشته: ویران دل است.

منبع تایپ: انجمن تک رمان

ژانر (موضوع): عاشقانه، تراژدی

وضعیت: تکمیل شده


اطلاعات تیم اجرایی


نویسنده: روناهی بازگیر

طراح جلد: چکاوک وفائی‌پور

ویراستار: چکاوک وفائی پور

طراح تکست گرافی: ندارد.

کپیست:  .SARISA.  

ناظر: ندارد.


سخن نویسنده:


موجود نمیباشد.


  دانلود دلنوشته ویران دل است

قسمتی از دلنوشته:

نبودنت مرا به آن جا کشانده است که هر بار ابر تیره در آسمان می‌بینم، قسم‌ش می‌دهم نبارد!
مبادا باز بوی نمِ خاطرات بلند شود…

****

می‌دانی جان من؟!
عجیب نیست صبح‌هایی که بیدار می‌شوم را با چشمان خون‌شده آغاز می‌کنم.
من عادت دارم شب‌های بی‌تو، ساعت‌ها خوابِ پیاز خورد کردن را بببینم…

****

زمانی که رفتی، بهار هم رفت و من حالا سال‌هاست در زمستان مانده‌ام!.

نگاهم به آخرین آدم‌برفی در حال آب شدن است. نه! این‌جا خورشیدی نیست.  

فقط آدم‌برفی‌ها هم، هم‌پایم اشک ریختند برای بهار رفته‌شان!

دانلود رمان


بنر تکست‌گرافی رمان:


موجود نمی‌باشد.


پیشنهاد ما برای شما:


رمان درحال تایپ دلبر جذاب من نوشته مهسا 

رمان درحال تایپ شوکران نوشته کاف_طوفان 

رمان درحال تایپ مقبره‌ای برای تو نوشته سارا مقصودی 

دانلود رمان ترجمه شده گریز از آلفا 

دانلود کتاب آموزشی واژگان چند شکلی زبان پارسی 

دانلود رمان ترجمه شده من آلفا میشوم 


باکس دانلود فایل


دانلود دلنوشته ویران دل است

بازدیدها: 136

+5
آمار سایت
  • 334,771
  • 174
  • 500
  • ۱۴۰۰-۰۳-۲۶
درباره سایت
تک رمان
سایت و انجمن تک رمان در تاریخ 1398/8/20 در راستای هدف ترویج کتابخوانی و ایجاد مکانی برای گرد هم آوری افراد خوش ذوق که علاقمند به قلم هستند و کمک به نویسندگان نو قلم و بی توجه به محدودیت سنی فعالیت خود را آغاز کرده است تک رمان محلی برای درخشش نویسندگان تازه کار...
آخرین نظرات
  • Kimia : ممنونم عزیزم😘...
  • پروانه : خیلی عالی و زیبا نوشتی کلی لذت بردم نویسنده عزیز آرزوی موفقیت در تمام کاراتون رو...
  • پروانه : درجه یک و عالی بود رمان زیباتون نویسنده عزیز آرزوی موفقیت در تمام کاراتون رو دار...
  • admin : خسته نباشی نویسنده عزیز قلمت مانا♡...
  • Elahe_V : سلام عزیزم❤خوشحالم که خوشتون اومده و این مجموعه رو دنبال میکنید🌹 ترجمه جلد ششم ه...
  • admin : وقت بخیر؛ نویسنده هنوز اقدام به تایپ جلد سوم نکردن و قراره پس از مدتی استراحت جل...
  • مینا : جلد سوم امید رهایی رو میخوام...
  • admin : وقت بخیر روی لینک های دانلود قسمت باکس دانلود کلیک کنید....
  • Hami : خیلی عالیه واقعا از نویسنده تشکر میکنم...
  • شیوا : خیلی رمانتون عالیه فقط جلد ششم اسمش چی هست ؟...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " تک رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.