تک رمان
دانلود رمان
تک رمان
دانلود دلنوشته تیهاء

خلاصه کتاب:
همان سیزده طرد شده
ام،
که در پس
ماهیت نحسی؛
خودش را نهان کرد
ه
و باانتظار، گردش زمین را حساب می
کند.

  • نام کتاب: تیهاء
  • ژانر: تراژدی، اجتماعی
  • نویسنده: مهاجر.
  • صفحات: 8
دانلود دلنوشته نبض عاشقی

خلاصه کتاب: شب بود. کنار عکس‌ها نشسته بودم. به عکس‌ها نگاه می‌کردم و به یاد لبخندهای تو که با وجود سختی‌ها، همیشه لبخند بر ل*ب داشتی، اشک می‌ریختم. تو آن کسی بودی که در تمام روزهای سخت من، به من گفتی که دوستت دارم. تو آن کسی بودی که من با تمام وجود خواستم به‌خاطر عشق، در کنارش باشم. تو آن کسی بودی که برای لحظه‌هایی که حتی فکرش را نمی‌کردم به تو فکر کنم، به تو فکر کردم. تو آن کسی بودی که من با تمام وجود، در کنار تو نشستم. تو آن کسی بودی که به‌خاطر تو، تمام خستگی‌هایم را به جان خریدم.

  • نام کتاب: دلنوشته نبض عاشقی
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: علی خسروشاهی
  • صفحات: 14
دانلود دلنوشته چند دقیقه تا مرگ

خلاصه کتاب: در این لحظه‌های آخرم، به یاد لحظه‌های ناب زندگی افتادم. یاد روزهای پر از خاطره، لحظه‌های شیرین کودکی، لحظات شاد و شیرین و پر از خنده‌های بچه‌گانه. یاد روزهایی که به سختی باهم بودیم. روزهای شیرین کودکی و روزهای شیرین و رویایی زندگی. یاد روزهایی که باهم شوخی می‌کردیم و بازی می‌کردیم و در کنار هم زندگی می‌کردیم.​

  • نام کتاب: دلنوشته چند دقیقه تا مرگ
  • ژانر: اجتماعی، تراژدی
  • نویسنده: علی خسروشاهی
  • صفحات: 12
دانلود دلنوشته جهان دیوانه

خلاصه کتاب: من کمی عشق پیدا کردم. من‌ کمی درد پیدا کردم. من غم را به چشم دیدم و شادی را تجربه کردم. اما می‌دانید، در کنار همه این‌ها،‌ من هنوز یاد نگرفته‌ام چطور زندگی‌ کنم!

  • نام کتاب: جهان دیوانه
  • ژانر: عاشقانه، اجتماعى
  • نویسنده: ستاره حقیقت جو
  • صفحات: 12
دانلود دلنوشته ساعت عاشقی

خلاصه کتاب: این روزها قِید پتوپیچ خوابیدن مقابلِ شومینه یا بخاری را زده‌ام؛ گرمم نمی‌کند! قیدِ چای دارچین با نبات، حتی قیدِ نقاشی و بامیه را... این روزها از هر آن‌چه که تا چندی پیش، دیوانه‌وار دوست‌شان داشتم گذشته‌ام. دلم را زده‌اند و منشا این دل‌زدگی به تو می‌رسد! بلند خندیدن را ترک کرده‌ام، لاک زدن را ترک کرده‌ام، دیگر بوی خاکِ باران خورده و صدای رعد آرامم نمی‌کند. همه‌شان را از سرم در کرده‌ام. این روزها با خود قهر کرده‌ام. قیدِ نازک‌نارنجی بودن را زده و عادتِ کرانچی خوردن را ترک کرده‌ام. من این روزها حتی خودم را هم ترک‌ کرده‌ام! من... من همه‌چیز و همه‌کس را ترک کرده‌ام و دلم تو را می‌خواهد! می‌خواهم به دیار تو سفر کنم. به جایی حوالیِ بندهای میانیِ انگشتانت؛ یا شاید حتی به جایی حوالیِ گر*دن تا چانه‌ات! من خود را تَرد کرده‌ام. من... من دلم تو را می‌خواهد و من جز تو؛ تمام جهانم را ترک کرده‌ام!

  • نام کتاب: ساعت عاشقی
  • ژانر: عاشقانه، تراژدی
  • نویسنده: صبا نصیری
  • صفحات: 13
متن احساسی در وصف و تبریک روز پدر

متن احساسی در وصف و تبریک روز پدر

متن احساسی در وصف و تبریک روز مادر

متن احساسی در وصف و تبریک روز مادر

  • 368 روز پيش
  • طــلایـــه
  • 24 بازدید
  • ۲ کامنت
دانلود دلنوشته من عاشق یک شیطان شدم

خلاصه کتاب: همه‌چیز در یک‌ لحظه‌ی کوتاه اتفاق افتاد و بعد از آن، تمام دنیایم تیره تار و شد. خانه‌ی گرم و راحتم به جهنمی خوف‌ناک بدل شد. و بو*س*ه‌های یار... امان از عشقی که برایم حکم شکنجه را دارد! در آخرین طبقه‌ی جهنم، من و پادشاهم در کنار هم با درد رنج و شاید نگرانی... اما می‌دانید؟ این درد را دوست دارم! این شکنجه را با جان و دل می‌پذیرم! من او را با تمام وجود می‌پرستم! می‌دانید؟ اگر راستش را بخواهید، من عاشق شیطانم!​

  • نام کتاب: من عاشق یک شیطان شدم
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: ستاره حقیقت جو
  • صفحات: 17
دانلود دلنوشته فراموشی

خلاصه کتاب: هنگام طلوع خورشید و آغاز فروغ، چشمانم به ساعت دیواری دوخته می‌شوند. زیر ل*ب با خود تا عدد سه می‌شمارم. سه ثانیه از کرورها ثانیه‌ای که به زیستن مشغول هستم گذشته؛ اما ل*ب‌های من به خنده مهمان نشده است. همچنان چهره‌ای عبوس، چشمان گود افتاده و ماهیچه‌های دهانی که به سمت پایین خم شده است؛ مهمان صورتم است‌. آه! ده ثانیه شد و من خبر ندارم که پس از این ده ثانیه، زیستنم پنج قرن ادامه می‌یابد یا پنج ثانیه. خبر دارم که ثانیه‌ای دیگر جزء‌ وقایع زندگی‌ام محسوب می‌شود؟ ثانیه‌ها به‌سرعت برق و باد می‌گذرند و مانند گردبادی مرا گیج می‌کنند؛ اما همچنان صورتم، میزبان چهره‌ای عبوس است. پس از سالیان سال به پایین خم کردن آن ماهیچه‌ها دیگر به سمت بالا نمی‌آیند. خبر ندارم تکان خوردن عقربه‌های بعدی ساعت دیواری را در تیله‌‌ی چشمانم نظاره‌گر هستم یا ثانیه‌ای دیگر وجود ندارد؛ اما بازهم دچار احساس زیبایی به نام.‌.. یاد نمی‌آید؛ فراموشش کرده‌ام. چه می‌نامیدم‌اش؟ لبخند؟! واژه‌ای غریب است؛ واژه‌ای که علی‌رغم گذر طوفانی ثانیه‌ها هنوز با آن آشنا نشده‌ است‌. نگاهی به دیوارهای ترک‌خورده می‌اندازم. به تار عنکبوت‌ها، در نیمه‌باز زنگ‌زده و پالتویی که سال‌‌هاست روی چوب لباسی آویزان شده و خاک گرفته است. فراموش کرده‌ام! این‌ها چه زمانی پدید آمده‌اند؟ این‌جا کجاست؟ از چه زمانی روی این صندلی چوبی نشسته‌‌ام؟ حافظه‌ی خود را از دست داده‌ام. فراموش کرده‌ام. فراموش کرده‌ام در چه زمان و مکانی زندگی می‌کنم. فراموش کرده‌ام. چه کسی هستم. فراموش کرده‌ام چگونه با لبخند به صورت عبوس‌ خود زینت دهم. فراموش کرده‌ام خودم را دوست داشته باشم‌. ذهنم بی‌وقفه در حال به یاد آوردن وقایع است. در بیشه‌ی فراموشی گم گشته‌ام.

  • نام کتاب: فراموشی
  • ژانر: تراژدی
  • نویسنده: Catbird
  • صفحات: 13
دانلود دلنوشته شرم کنید!

خلاصه کتاب: تمامی‌تان یک مشت خطاکار هستید که سر خود را زیر برف نموده‌اید. نقاب شرم را بر روی پوسته‌ی بی‌حیایی کشیده‌اید و نمی‌خواهید بفهمید با این یاوه‌گویی‌ها به جایی نمی‌رسید. اندکی افکارتان را رشد دهید در این جامعه‌ی بسی ویران.

  • نام کتاب: شرم کنید!
  • ژانر: تراژدی_اجتماعی
  • نویسنده: ستاره لطفی
  • صفحات: 19
ورود کاربران

  • Kiyanعالی بود خسته نباشید...
  • طــلایـــهسلام وقت بخیر جلد هفتم خیلی وقته منتشر شده: https://taakroman.ir/%d8%af%d8%a7%d9...
  • طــلایـــهسلام وقت بخیر جلد هفتم منتشر شده: https://taakroman.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%...
  • طــلایـــهسلام وقت بخیر جلد هفتم خیلی وقته منتشر شده: https://taakroman.ir/%d8%af%d8%a7%d9...
  • طــلایـــهسلام وقت بخیر جلد هفتم خیلی وقته منتشر شده: https://taakroman.ir/%d8%af%d8%a7%d9...
  • طــلایـــهسلام وقت بخیر جلد هفتم: https://taakroman.ir/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%a...
  • طــلایـــهسلام وقت بخیر جلد هفتم خیلی وقته منتشر شده: https://taakroman.ir/%d8%af%d8%a7%d9...
  • طــلایـــهسلام وقت بخیر جلد هشتم در دست ترجمه و ویرایش قرار گرفته و به محض اتمام روی سایت...
  • Parhamسلام عزییییییز جان جانانان میگم جلد هشت کی میاد...
  • طــلایـــهسلام وقت بخیر لینک دانلود تست و اشکالش برطرف شد می‌تونید دانلود کنید🌹...
درباره سایت
تک رمان
سایت و انجمن تک رمان در تاریخ 1398/8/20 در راستای هدف ترویج کتابخوانی و ایجاد مکانی برای گرد هم آوری افراد خوش ذوق که علاقمند به قلم هستند و کمک به نویسندگان نو قلم و بی توجه به محدودیت سنی فعالیت خود را آغاز کرده است تک رمان محلی برای درخشش نویسندگان تازه کار...
آمار سایت
  • 242 نوشته
  • 9 محصول
  • 792 کامنت
  • 7 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " تک رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.