| سه شنبه 30 شهریور 1400 | 17:56
تک رمان
دانلود رمان
دانلود ترجمه رمان خانه‌ی بغلی

دانلود ترجمه رمان خانه‌ی بغلی(ویژه تک رمان)

 

 خلاصه رمان:

داستان از زبان‌ زنی جوان به‌نام ‌جو روایت می‌شود که چند سالی در کنار خانه‌ی تسخیر شده‌ای به نام مارویک زندگی می‌کند. او در نیمه‌های شب از صدای جیغ و گریه‌ی ساکنان خانه‌ی مارویک، بیدار می‌شود. آن‌ها همان شب باعجله از خانه فرار می‌کنند و هرگز حتی برای جمع‌کردن وسایل خانه‌شان به آن‌جا برنمی‌گردند.
هشت ماه بعد، زنی جوان به نام آنا به‌تنهایی به آن‌جا نقل‌مکان می‌کند. جو تصمیم می‌گیرد به آنا سر بزند و راجع‌به خانه به او هشدار دهد. جو هرگز نمی‌خواست خودش را درگیر کند؛ اما وقتی به خودش آمد که دیگر دیر شده بود.

بازدیدها: 337

دانلود رمان بازگشت تاریکی(جلد دوم دامگستران) 

  دانلود رمان بازگشت تاریکی(جلد دوم دامگستران) 

خلاصه:

حیله، خیانت، رسوایی و دردسرهایی عظیم، دامنگیر خانوادهی کلارکسون و اطرافیان آنها خواهد شد و کلارا بار
دیگر خود را در میان زندگی فرو پاشیدهاش خواهد دید. چهرههای نو و خطر آفرین بر شهر سیاتل سایه خواهد
افکند و در این میان پر*ده از رازها و پنهانکاریهای بزرگتری برداشته خواهد شد.

بازدیدها: 416

دانلود مجموعه اشعار کشتی نهان

  دانلود مجموعه اشعار کشتی نهان

 مقدمه:

ای‌روح، مرا ببر
به جاهای دور
به نقطه‌های کور
به بیشه‌ای سوت‌وکور
به ماه پرنور
ای‌روح، مرا ببر

بازدیدها: 70

دانلود دلنوشته داهلان یخی

  دانلود دلنوشته داهلان یخی 

 مقدمه:

از بهر این داهلان یخی، اشمئزاز در بطن وجودم رسوب زده است!
داهلانی که قرحه و ریم بسیاری در دلهای آدمیان گذاشتهاند،
آنهم ناسورانی که تسکینش هم بسی زجرآور است
.
نکته: داهلان یخی بهمعنای مترسکهای سرد و بیروح میباشد

بازدیدها: 163

دانلود دلنوشته پیله‌ی زخمی

  دانلود دلنوشته پیله‌ی زخمی 

 مقدمه:

از یک پیله‌ی زخمی افتاده‌ام
روی یک دیوانگیِ احساس.
کلاغ‌ها صدایشان به پر*ده‌های آویخته در گوشم نمی‌رسد.
مغز زخمی شده است.
قسمتی از آن کنده شده است.
و خ*ون روی کاغذ‌های سفید
می‌چکد.
پیله زخمی‌تر،
در حصار تنهاییِ لحظاتم
شکافته می‌شود.
ثناء(جیرجیرکِ آبی)

بازدیدها: 283

دانلود داستان کودکانه جهانگرد

  دانلود داستان کودکانه جهانگرد

خلاصه:

در روزگاران کهن، یک جهانگرد تصمیم گرفت که تمام جهان را سفر کند. جهانگرد راهی سفر شد. کوله‌بار خود را پر از طعام‌های گوناگون و جامه‌هایی برای هوای سرد و گرم کرد و به راه افتاد.
جهانگرد پیش خود فکر کرد که در این سفر چه رویدادهایی برای او پیش می‌آید. همان‌طور که در این فکر بود، وارد جنگلی از انبوه تمشک شد. پرندگان باهم هم‌نوا آهنگ جنگل را می‌ساختند. او درحالی که هنوز غرق فکر کردن بود، به یک‌باره پایش به تکه‌سنگی گیر کرد و بر روی صخره‌ای در جنگل افتاد. بعد از کمی مکث کردن دستانش را روی زمین فشار داد و بر روی دو پای خود بلند شد. آن‌گاه هنگامی که به دست خود خیره شد، متوجه شد دستش خ*ون‌آلود است.
گرسنه و تشنه بر روی زمین افتاد. با خود گفت که روی سنگی می‌نشینم و کمی استراحت می‌کنم.

بازدیدها: 70

آمار سایت
  • 572,721
  • 189
  • 595
  • ۱۴۰۰-۰۶-۲۵
ورود کاربران

درباره سایت
تک رمان
سایت و انجمن تک رمان در تاریخ 1398/8/20 در راستای هدف ترویج کتابخوانی و ایجاد مکانی برای گرد هم آوری افراد خوش ذوق که علاقمند به قلم هستند و کمک به نویسندگان نو قلم و بی توجه به محدودیت سنی فعالیت خود را آغاز کرده است تک رمان محلی برای درخشش نویسندگان تازه کار...
آخرین نظرات
  • Elisaرها، سامی عزیزم زودتر و پر قدرت تر برگرد...
  • Kimiaمرسی😘...
  • Kimiaمرسی عزیزم😘...
  • Kimiaقربونت توام خسته نباشی😘😘...
  • kiyanaعالی خسته نباشید🌿💜...
  • Elahe_Vنمیتونم زمان دقیقی اعلام کنم عزیزم، به‌دلیل مشغله‌ها و درس‌هام، ممکنه اتمام ترجم...
  • adminسلام روی گزینه دانلود کلیک کنید...
  • اسماسلام ببخشید چطور باید دانلود کرد...
  • برییی1ممنون از خوندن رمان واقعا لذت بردم*-* موفق باشید!...
  • النا❤️😘..جلد هفتم کی ترجمه میشه دیگه باید تا کی صبر کنم🥺..آخه چرا منو اینقدر وابسته...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " تک رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.