| یکشنبه 17 اسفند 1399 | 20:56
تک رمان
دانلود رمان
دانلود دلنوشته نشید

دانلود دلنوشته نشید  

 

مقدمه دلنوشته:

 

ل*ب‌ هایت را تکان نده!

سکوت کن و بشنو، بشنو آن آوازهای طنین انداز روحت را.

نرم، نرمک رام می‌شوی و؛ به سوی او پرواز می‌کنی.

مسحور کننده‌است! به خودت که می‌آیی، می‌بینی عاشق شده‌ای.


اطلاعات فایل دلنوشته


نام دلنوشته: نشید

منبع تایپ: انجمن تک رمان

ژانر (موضوع): عاشقانه، تراژدی

وضعیت: تکمیل شده


اطلاعات تیم اجرایی


نویسنده: فاطمه وفایی پور   

طراح جلد: فاطمه وفایی پور  

ویراستار: گیسو

طراح تکست گرافی: ندارد.

کپیست:.SARISA.

ناظر: ندارد.


سخن نویسنده:


موجود نمی‌باشد.


دانلود دلنوشته

قسمتی از متن دلنوشته:

تو و من، با هم تکمیل می‌شویم!
تو، زینت دنیایم هستی.
بشنو صدایم را، ای دنیا.

***

بی تو، دنیا رنگ و لعابی ندارد.
تو، دل زخمیِ مرا ترمیم کردی. تو زندگی‌ام شدی و من دل باخته‌ی تو.

***

می‌گویم:«‏ تو»‏
چه زیباست این “تو” گفتن‌ها!
نفس که می‌کشم یاد تو می‌افتم، قدم که برمی‌دارم فکرت مرا رها نمی‌کند.
این “تو” هستی که مرا مسخ خود کرده‌ای.

***

چه دل خوش بودم به ماندنت اما؛ غافل بودم از این‌که من خیابان هستم و تو رهگذر.

***

دل من، باز هم زخمی شد. کسی هست که ترمیمش کند؟ نه! نیست.

فقط تو می‌توانستی اما؛ دنیا گاهی لجوج می‌شود. لج‌بازی می‌کند و، خواهرها را از هم جدا می‌کند.

***

زهر خورده‌ام و پادزهر‌ش را، تو در دست داری.

حیف که نیستی تا پادزهر را بدهی! آخر پادزهر من، یک نگاه از سوی تو بود.

***

محتاج شده‌ام! بعد از نبود تو، ذره‌ای محبت می‌خواهم اما نیست‌.

عاشق من بودم و معشوق تو.

لیلی و مجنون؛ بدون هم لیلی و مجنون نیستند، هستند؟

***

به آن روزی رسیده‌ام، که دانه‌های اشک هم می‌خواهند مرا دلداری دهند!


بنر تکست‌گرافی رمان:


موجود نمی‌باشد.

 


پیشنهاد ما برای شما:


 

رمان درحال تایپ وازده نوشته فاطمه وفایی پور

رمان درحال تایپ در انتهای کوهستان سرد نوشته معصومه مولایاری

رمان درحال تایپ قدر مطلق نوشته هانیه اقبالی

دانلود دلنوشته بارانی‌ست نوشته فاطمه وفائی پور

دانلود دلنوشته دروگان پگاه 

دانلود رمان ترجمه شده من آلفا میشوم

 


باکس دانلود فایل


دانلود رمان در تمنای توام

 

بازدیدها: 127

+7
دانلود ترجمه رمان من آلفا میشوم

دانلود ترجمه رمان من آلفا میشوم  

 

 خلاصه رمان:

یه مهمونی احمقانه، یه پسر احمق … زندگی من تقریبا تموم شده بود!
تسا مک‌کید توانایی فوق‌العاده‌ای برای حل مشکلات داره. از طرفی برای دختری مثل اون، آسون نیست که از اتفاق‌هایی که دور و اطرافش میفته به راحتی چشم‌پوشی کنه. خوش‌بختانه تسا و خانواده‌اش تصمیم می‌گیرند که کالیفرنیا رو ترک کنند؛ بیشتر از نصف کشور رو طی می‌کنند و از اون‌جا دور میشن تا تسا بتونه لقبی که به عنوان عجیب و غریب بهش داده میشه رو فراموش کنه؛ اما توی سکونت‌گاه جدید، تگزاس، تسا نمی‌دونه که به خاطر پسر مرموز شهر، به دردسرهایی میفته که هیچ‌وقت تصورش رو هم نمی‌کرده. مثل مجبور شدن برای حضور در آکادمی سنت‌ ایلبه که یه مدرسه‌ی شبانه‌روزی مخفی برای گرگینه‌هاست!

 


اطلاعات فایل رمان


نام رمان:   من آلفا میشوم

 

منبع تایپ: تک رمان

ژانر (موضوع): فانتزی، عاشقانه

وضعیت: تکمیل شده


اطلاعات تیم اجرایی


نویسنده: آیلین ارین

 مترجم: Elahe_V

طراح جلد: .SARISA.

ویراستار: *SABA*

طراح تکست گرافی: ندارد.

کپیست: .SARISA.

ناظر: ندارد.


سخن مترجم:


مجموعه گرگینه‌ای و ۹ جلدی دختر آلفا
جلد اول به نام “من آلفا میشوم” ترجمه شده و در اختیار خوانندگان قرار گرفته. جلدهای بعدی هم بزودی ترجمه میشه.


دانلود ترجمه رمان من آلفا میشوم قسمتی از متن رمان ترجمه شده:

– بیا بریم داستین.
صدای بم و مردونه‌ای از توی تاریکی شنیده شد. با دقت به همون سمت نگاه کردم تا ببینم این صدا از کجا میاد.
– بعدا بهتون ملحق میشم.
اینو داستین گفت وقتی که به من نگاه می‌کرد. لبخند زدم. فکر نمی‌کنم بتونم طاقت بیارم که اون به این زودی از پیشم بره.
– هی رفیق!
این رو یه صدای دیگه گفت و ادامه داد:
– اصلا فکر خوبی نیست. می‌دونی که…
قبل این‌که حتی متوجه حرکت داستین بشم، اون بهم پشت کرد. یه قدم از داستین دور شدم وقتی که صدای خرخر کردن سگ رو از تو تاریکی شنیدم. اون‌ها همراه خودشون سگ داشتن؟! با هم‌چین صدای خرخر وحشتناکی، احتمالا باید از اون سگ‌های واقعا بزرگ باشه. همون صدا گفت:
– خیلی خب! ولی اگه اتفاقی بیفته خودت رو مرده فرض کن داستین. بیا بریم کودی. بدو!
داستین به سمت من برگشت و کنار پاهام نشست. انگار که اون مکالمه کوتاه که چند لحظه پیش شنیدیم، اصلا اتفاق نیفتاده! گفت:
– امروز چطور بود؟
لبخند زد و دستش رو به سمتم دراز کرد. خندیدم وقتی بعد اتفاقی که چند لحظه پیش افتاد، هم‌چین سوال عادی رو می‌پرسه. گفتم:
– به گمونم خوب بود.
نمی‌تونستم داستین رو درک کنم. یه چیزهایی درمورد اون متفاوت و عجیب بود! هیچ‌کدوم از کاراش شبیه پسرهایی که تاحالا باهاشون آشنا شدم، نبود. سعی کردم به خودم بقبولونم که فقط برای این‌که درموردش کنجکاو بودم، دستش رو گرفتم و این هیچ ارتباطی به این
واقعیت نداشت که من برای اولین بار این‌طور وحشتناک به پسری جذب می‌شدم.


بنر تکست‌گرافی رمان:


موجود نمی‌باشد.

 


 پیشنهاد ما برای شما:


رمان درحال تایپ هنگامه‌ی خون نوشتهa-n-c-e-l

رمان درحال تایپ  تخدیرهای ثانیه ای نوشته ماهک

رمان درحال تایپ قلبی که آرامَش تو بودی نوشتهNastaranr

دانلود رمان تقاص دل بستن

دانلود رمان منطق دلبستگی

دانلود رمان پاییز بی رنگ

 


باکس دانلود فایل


دانلود رمان من آلفا می شوم

بازدیدها: 3747

+133
دانلود رمان عناصر موروثی

دانلود رمان عناصر موروثی   

 

 خلاصه رمان:

الان نوزده سال از گمشده دوقلو های ایناز میگذره هر چهار نفری که دارای قدرت کنترل عناصر هستن نگرانن که قدرت انها به کی میرسه عنصر پدرام و نیلو باید به افشین و ارشیا می رسید اما خبری نیست همه نگرانن که نکنه نسل کنترل کنندگان عناصر از بین بره.
تو این بین ایل ناز و الناز مدرسه اشون تموم میشه و پدرشون اجازه ی کنکور دادن نمیده و اونا هم که خودشون مشتاق نبودن میرن دنبال..


اطلاعات فایل رمان


نام رمان: عناصر موروثی

منبع تایپ: نامعلوم

ژانر (موضوع): تخیلی، فانتزی، معمایی

وضعیت: تکمیل شده


اطلاعات تیم اجرایی


نویسنده: sanaz.fm

طراح جلد: Taniya 

ویراستار: ندارد.

طراح تکست گرافی: ندارد

کپیست: SARISA

ناظر: ندارد


سخن نویسنده:


موجود نمی‌باشد.


دانلود رمان عناصر موروثی قسمتی از متن رمان:

به خودش اومد و با گیجی گفت: :الی… الناااز… جوابی نداد… با تعجب سرم و اوردم باال و بهش نگاه کردم که دیدم تو فکره داد زدم: :الی دارم روانی میشم… نشستم… روزنامه بعدی و برداشتم و گفتم: :بس که ما نمونه ایم.. افتادیم… شهریورم قبول نشدیم. :سه سال هنر خوندیم باالخره هم نتونستیم یه بار درست بنویسیم تازه امتحان فزیک هم بوداااا اونم نیشخندی زدم: :اون که بخاطر اون امتحان خط بود. زد زیر خنده: :بی خیال بابا… ما اگه درس خون بودیم سال دوم دبیرستان نمیفتادیم. به پهلو خوابیدم و دستم و زیر سرم گذاشتم… لبخندی زدم: :میریم به ددی میگیم اجازه صادر کنه ما تو کنکور شرکت کنیم اون وقت میریم پی درس مشقمون.. با لحن با نمکی که همیشه من و به خنده می انداخت گفت: :نیست که نیست که نیست. حاال چه غلطی بکنیم؟؟ :پیدا نکردی؟؟؟ پاهام و به دیوار تکیه زدم روزنامه رو پرت کردم یه گوشه الناز صدای خسته ای گفت:


بنر تکست‌گرافی رمان:


موجود نمی‌باشد


پیشنهاد ما برای شما:


رمان درحال تایپ رویای با هم بودن نوشته شیوا 

رمان درحال  تایپ چرخه انتقام نوشته مهدیه قلی زاده  

رمان درحال تایپ دریانورد تبهکار نوشته نوشین سلماوندی

دانلود رمان تقاص دل بستن

دانلود رمان از اجبار تا عشق 

دانلود رمان منطق دلبستگی 

 


باکس دانلود فایل


دانلود رمان پاییز بی رنگ

بازدیدها: 751

+7
دانلود رمان منطق دلبستگی(ویژه تک رمان)

دانلود رمان منطق دلبستگی  

 

 خلاصه رمان:

گاه دنیا، انسان را بازیچه می‌کند. بازیچه شدن زندگی، ناگهانی‌ست. به خودت که می‌آیی، می‌بینی در جایی هستی که هیچ نمی‌دانی. وارد راهی شدی که نمی‌خواستی. سرناسازگاری بر می‌داری؛ اما دیگر راه برگشتی نیست. راهت را با مشورت از عقل و منطقت شروع کردی و مجبوری تا اتمام راه، با عقلت مشورت کنی. راهی که وجودت را تلخ‌تر و بغض‌ات را شکننده‌تر می‌کند. در آن‌جاست که آرزوی مرگ، شب و روزت می‌شود؛ اما این‌کار را هم نمی‌توانی انجام دهی.


اطلاعات فایل رمان


نام رمان: منطق دلبستگی 

منبع تایپ: تک رمان

ژانر (موضوع): عاشقانه، تراژدی

وضعیت: تکمیل شده


اطلاعات تیم اجرایی


نویسنده: فاطمه وفایی پور

طراح جلد: ملیکا قائمی 

ویراستار: Mr.rad

طراح تکست گرافی: ندارد

کپیست: نگین نوروزی 

ناظر: taniya


سخن نویسنده:


موجود نمی‌باشد.


دانلود رمان منطق دلبستگی قسمتی از متن رمان:

مقدمه: 

 

راه و رسم عاشقی را، باید از منطق یاد گرفت.

منطقی بودن هم، باید از عاشقی یاد گرفت. 

عاشق باش تا عاقل شوی. 

عاقل باش تا عاشق شوی. 

عشق و منطق، منطق و عشق، هر دو بدونِ هم، هیچ‌اند.

با همین‌ها بزرگ شده‌ام؛ اما نمی‌دانم که، شاید با همین‌ها عاشق شوم. با همین‌ها قلب زخم خورده‌ام، ترمیم شود و با همین‌ها بمیرم. 

شروع: 

نگاهی به ساعت مچیم انداختم، رنگ‌ِ سفیدش آرامش رو به من تزریق می‌کرد. آرامشی که همیشه تو این رنگ خارق‌العاده هست. عقربه‌ی کوچیک سیاه‌رنگش روی هشت ایستاده بود، نفس عمیقی کشیدم. هر ثانیه برای من درد بود، دردی که… . 

عصبی سری به طرفین تکون دادم، تا حداقل این چندساعت رو به اون گذشته‌ی مزخرفم فکر نکنم. 

درِ کیف سفیدم رو باز کردم و مشغول گشتن شدم. به قول غزل، توی کیف من شتر با بارش گم میشه و واقعاً، الآن باید بگم حرفش درسته! بالآخره کلید فلزی سرد رو پیدا کردم، تویِ دستم فشردمش و به درِ خونه نزدیک شدم؛ توی قفل در چرخوندمش. 

حتماً تعجب می‌کنن که چرا الآن اومدم. تعجب نکنن! 

با صدای تیک در، از فکر کردن دست برداشتم و با قدم‌هایی آهسته وارد خونه شدم. نیم‌بوت‌های کرمی رنگم رو، از پاهای ظریفم بیرون کشیدم و بدون اینکه پالتوم رو از تنم در بیارم، از اون راهرویِ سه متری گذشتم. 

سرم به طرز فجیعی می‌خواست منفجر بشه، سرم منفجر نشه، چی منفجر بشه‌؟ از صبحِ خروس خون کار بود و کار. واقعاً اگه به کارم علاقه نداشتم؛ الآن خونه‌نشین بودم. 

– مهند؟ 

من؟! پوزخندی زدم، انتظار داشتم؛ حداقل من رو بشناسه‌. پوزخندِ دیگه‌ای زدم؛ واقعاً چه انتظاری از خودم داشتم! یه انتظار فانتزی؛ البته انتظار نبود، یه حدس بود. 

اصلاً هر چی که بود، بره به‌درک.

بدون اینکه اعلام حضوری کنم، به سمتِ چپ خونه که اتاق‌ها بود رفتم. 

من نباید از اون‌ها ناراحت باشم، همه‌ش تقصیرِ خودمه! خودم باید قبول کنم. 

کلافه واردِ اتاقم شدم و در رو محکم به‌ هم کوبیدم. سریع خودم رو به تختِ گرم و نرمم رسوندم.

نه، با این حال نمیشه کار کرد. شایدم میشه کار کرد، آره خوب هم میشه. با سرگرم کردنِ خودت و غرق کردنِ خودت تویِ کلی ایمیل‌، پرونده و کلی چیزِ دیگه‌، می‌شه. 

واقعاً چی شده؟! ساکت شدم و مشغول مرور اتفاقات شدم. وارد شدنم به خونه، صدا کردنِ مامان و عصبانی شدنِ من. 

من حق ندارم عصبی شم! حق با مامانه. عصبی شدنِ من بی‌معنیه! خیلی‌ هم بی‌معنیه. اصلاً معنی نمی‌ده. 

مگه چی شده؟ مگه همین انتظارو نداشتم؟ مگه این هم یکی از حدس‌هام نبود؟ اون‌وقت چرا الآن ناراحت میشم؟ کارم اشتباهه. خیلی‌ هم اشتباهه. یک نفس عمیق کشیدم و با ولع، عطرِ گلِ یاس رو وارد ریه‌هام کردم. عطری که همیشه، توی اتاق من پیداش بود.


بنر تکست‌گرافی رمان:


بنر رمان منطق عاشقی

 


پیشنهاد ما برای شما:


رمان درحال تایپ رویای با هم بودن نوشته شیوا 

رمان درحال تایپ  تخدیرهای ثانیه ای نوشته ماهک

رمان درحال تایپ دریانورد تبهکار نوشته نوشین سلماوندی

دانلود رمان تقاص دل بستن

دانلود رمان از اجبار تا عشق 

دانلود رمان پاییز بی رنگ

 


باکس دانلود فایل


دانلود رمان پاییز بی رنگ

بازدیدها: 421

+19

دانلود رمان پاییز بی رنگ

دانلود رمان پاییز بی رنگ

دانلود رمان پاییز بی رنگ 

 

 خلاصه رمان:

آن روزها انگار واقعا در اوج اسمانها بودم…
چه بی دردسر میگذشت زندگی!
و من بی خبر روزها را پشت سر میگذاشتم؛
هنوز معنی روزهای سخت را نچشیده بودم؛
معنای بدبختی، برایم نخواندن درس بود و امتحان فردایش…


اطلاعات فایل رمان


نام رمان: پاییز بی رنگ

منبع تایپ: تک رمان

ژانر (موضوع): عاشقانه، اجتماعی

وضعیت: تکمیل شده


اطلاعات تیم اجرایی


نویسنده: آدرین امیری

طراح جلد: pedramzandii

ویراستار: ندارد.

طراح تکست گرافی: ندارد

کپیست:ندارد.  

ناظر: ندارد.


سخن نویسنده:


موجود نمی‌باشد.


دانلود رمان پاییز بی رنگ قسمتی از متن رمان:

مقابل ایینه ایستادم به خودم نگاه کردم چقدر در این دوسال شکسته
شده ام؛ انگار این دوسال اندازه بیست سال مرا پیر کرد!…
همه چیز خوب پیش میرفت؛ روزها را یکی پس از دیگری پشت سر
میگذاشتم؛
مهمانی هفتگیمان با بچه های دانشگاه بود.
جو خوبی داشت، من و بارانا کنار بقیه ایستاده بودیم؛ از مهمانی لذت
میبردیم.
نگاه شیرینی را روی خودم احساس کردم؛ به سمت نگاه برگشتم؛ پسری
با چشمهای به رنگ عسل را دیدم، که تا به حال در مهمانی هایمان
ندیده بودم.
لبخند ملیحی زد؛ با لبخند جوابش را دادم؛ انصافا پسر خوشتیپ و خوش
هیکلی بود؛ چشم بعضی از دخترها را گرفته بود با ارنچ ارام به پهلوی
بارانا زدم. تا حواسش را به من بدهد.
نگاه شاکیاش را به من انداخت، لب زدم
-بارانا اون پسره کیه اونجاست تا حالا ندیدمش تو میشناسیش؟
با چشم به او نشانه دادم تا متوجه شود چه کسی را میگویم.
بارانا زیر چشمی نگاهش کرد لب زد.


بنر تکست‌گرافی رمان:


موجود نمی‌باشد.

 


پیشنهاد ما برای شما:


رمان درحال تایپ سیب های کال نوشته پارسا تاجیک

رمان درحال تایپ  تخدیرهای ثانیه ای نوشته ماهک

رمان درحال تایپ چرخه انتقام نوشته مهدیه قلی زاده

دانلود رمان تقاص دل بستن

دانلود رمان از اجبار تا عشق 

دانلود دلنوشته اندکی هیچ

 


باکس دانلود فایل


دانلود رمان پاییز بی رنگ

بازدیدها: 424

+11
دانلود رمان عشقی در پس ابهام (ویژه تک رمان)

دانلود رمان  عشقی در پس ابهام  

 

 خلاصه رمان:

 

این مجموعه روایتی است از چندین نامه عاشقانه یک دیوانه آزرده حال، برای معشوقی که برای همیشه رفته است. مردی که انگار از پس اندوهش بر نمی آید و واژه ها راه نفسش را بسته اند، شرح شوریدگی، جنون، دلبستگی و ویرانی بعد از فراق…


اطلاعات فایل رمان


نام رمان: عشقی در پس ابهام

منبع تایپ: نامشخص

ژانر (موضوع): عاشقانه

وضعیت: تکمیل شده


اطلاعات تیم اجرایی


نویسنده: ‌آدرین امیری کاربر انجمن تک رمان  

طراح جلد: پدرام زندی

ویراستار: ندارد.

طراح تکست گرافی: ندارد

کپیست: ندارد   

ناظر: ندارد.


سخن نویسنده:


موجود نمی‌باشد.


دانلود رمان عشقی در پس ابهام قسمتی از متن رمان:

_سلام…

یارو دکتر خوشتیپه گفته به هرکی میرسم سلام نکنم!

ولی من میگم به شما شما که هرکسی نیستین!

سلام…

جات خالی، پری‌شب باد زد برگ درخت پیر رو ریخت تو حیاط آسایشگاه، یهو دیدم همه جا شد برگ های چروک زرد و نارنجی، خسه‌ی خسه…

فهمیدم پاییز شده!

پاییز یهو میاد، میدونی که وقتی میاد که بدونی رفته واسه همیشه….


بنر تکست‌گرافی رمان:


موجود نمی‌باشد.

 


پیشنهاد ما برای شما:


رمان درحال تایپ سیب های کال نوشته پارسا تاجیک

رمان درحال تایپ  تخدیرهای ثانیه ای نوشته ماهک

رمان درحال تایپ چرخه عاشقی نوشته مهدیه قلی زاده

دانلود رمان تقاص دل بستن

دانلود رمان از اجبار تا عشق 

دانلود رمان به نجابت مهتاب

 


باکس دانلود فایل


دانلود رمان در تمنای توام

بازدیدها: 173

+12
آمار سایت
  • 171,385
  • 164
  • 400
  • ۱۳۹۹-۱۲-۱۵
درباره سایت
تک رمان
سایت و انجمن تک رمان در تاریخ 1398/8/20 در راستای هدف ترویج کتابخوانی و ایجاد مکانی برای گرد هم آوری افراد خوش ذوق که علاقمند به قلم هستند و کمک به نویسندگان نو قلم و بی توجه به محدودیت سنی فعالیت خود را آغاز کرده است تک رمان محلی برای درخشش نویسندگان تازه کار...
آخرین نظرات
  • maryam banoo : خسته نباشی عزیزمممممم😍😍😍😍😍😍❤️❤️❤️❤️...
  • Elahe_V : خیلی خیلی ممنونم از کادر زحمتکش تک‌رمان❤❤ آرزوی موفقیت روزافزون برای سایت خوبتون...
  • لیلی : واییی اومد؟😍 خیلی منتظرش بودم بریم که بخونیم...
  • PeRle : تولدت مبارک رفیق ناپیدا💝...
  • admin : خسته نباشی الهه جان تولدت مبارک با آرزوی بهترین‌ها🌹...
  • .SARISA. : تولدت مبارک الهه نازنینم🎂😍 ممنون که انقد برای کاربرای سایت تک رمان ارزش قایلی ود...
  • Zahra.jafari : عالی دوستان خسته نباشید...
  • admin : خسته نباشید عزیزان...
  • maryam banoo : عالی عزیزانم 😍😍😍 خسته نباشید همگی🌹🌹🌹❤️❤️❤️...
  • تمنا : خیلی قشنگ بود😍...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " تک رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.