۱۸ ماه، منتظر یک پرونده قتل بود که هر بار اتفاقی میافتاد، زنی که در حرفهی خود قطعا به شانس و فرصت مناسبی برای اثبات خود نیاز دارد و حال فرصتی پیش آمده تا بتواند جایگاه اصلیاش را به دست بیاورد؛ اما همکاران مرد او به امید شکستش هستند؛ تا اینکه جسد دوم پیدا میشود …
* فصل اول * خانم کورینا سالبانا¹ وقتی صدایی شنید چشمانش را باز کرد و به ساعت نگاهی انداخت. ساعت دو صبح بود. با عصبانیت از پله ها پایین رفت،
وقتی که از واحد دِلا مورنی² عبور کرد، متوجه روشنایی از خانهاش شد. با خودش گفت : – اون زن! اون به من اجاره بدهکاره و حالا مردها رو به واحدش میبره الانهم نصف شب، در ورودی رو باز گذاشته . چند بار م*حکم در را زد. فریاد کشید: – زود باش، در رو بازکن! میدونم اونجایی. جوابی نشنید، در را هُل داد و بازش کرد. خانه دلا مانند واحدهای دیگر آن خانه، قدیمی وکثیف بود.
لباسها هر کدام طرفی بودند و بوی لوازم آرایش ارزان قیمت هم به مشام میرسید، پتوها کنار تخت روی زمین افتاده بودند. کورینا فریاد کشید : – از اونجا بیا بیرون، همین حالا! باید باهات صحبت کنم. او یکی از پتوها را کنار زد، دهانش را باز کرد تا دوباره فریاد بکشد؛ اما صدایی از او درنیامد. جان شِفورد³، افسر ارشد آگاهی، آخرین نفری بود که به خانه رسید. دو ماشین پلیس و یک آمبولانس نیز آنجا بودند و گروهی از همسایههای کنجکاو دور دروازه ایستاده بودند.
دانلود رمان از طریق سایت تک رمان در دسترس بوده و نویسندگان می توانند رمان خود را در انتشارات تک رمان منتشر کنند. سایت و انجمن تک رمان در تاریخ 1398/8/20 راه اندازی شده است.
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " تک رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
خسته نباشی بینیِ عزیزم🌝💕
وی در انتظار ترجمهی بعدیت، چشم به در میدوزد🌝💜
تشکر خوشگلم
از حمایت شما بسی سپاسگزارم❤️
خسته نباشی عزیزم. عالی بود *-*
مرسی از حمایتت عزیزم❤️
خسته نباشی مترجم عزیز. به امید ترجمههای بعدی💜
تشکر از حمایت شما ❤️