اگه توام میخوای یه نویسنده موفق و محبوب بشی و رمانت رو چاپ کنی همین حالا یک تک رمانی شو! عضویت در انجمن تک رمان
اگه توام میخوای یه نویسنده موفق و محبوب بشی و رمانت رو چاپ کنی همین حالا یک تک رمانی شو! عضویت در انجمن تک رمان

دانلود نمایشنامه خاطرات خیس

180 بازدید

دانلود نمایشنامه خاطرات خیس (ویژه تک رمان)

خلاصه:

نرگس، دختری که بخاطر اتفاقات گذشته‌ی زندگی خود، دچار افسردگی شده‌ است. او یک‌ماهی است که کنج خانه خودش را در تنهایی اسیر کرده است. اما پویا برای نجات او به واسطه‌ی آرمین، برادر بزرگتر نرگس، نزد او می‌رود…

اطلاعات فایل نمایشنامه


 نام نمایشنامه: خاطرات خیس

منبع تایپ: تک رمان

ژانر (موضوع):  عاشقانه، تراژدی

وضعیت: تکمیل شده


 اطلاعات تیم اجرایی


نویسنده: نگین بای

طراح جلد: ملیکه قائمی

ویراستار:  fzramacani

ناظر: ندارد 

کپیست: Nightmare


دانلود نمایشنامه خاطرات خیس ویژه تک رمان

قسمتی از نمایشنامه:

نرگس:
– نمی‌تونم!
پویا: نمی‌تونی نه! نمی‌خوای.
نرگس: ( با بغضی که همچون وبال به گلویش چسبیده بود. )
– شما درکم نمی‌کنید. احساس خفگی می‌کنم.
پویا:
– خب همین، بهم بگو. مطمئن باش من کمکت می‌کنم. بهم اعتماد کن.
نرگس:
– زندگی من… تعریفی نداره!
پویا:
– ناامید شدن هیچی رو بهتر نمی‌کنه. تا همین جا هم که بعد از ده روز بالاخره حرف زدی نظرم رو عوض کرده. درسته گذشته‌ات اونی که می‌خواستی نشده اما اگر آینده‌ات و هم بخوای براساس گذشته و اشتباهات بنا کنی فرقی با یه آدم شکست خورده نداری. چون گذشته و آینده درست دو کلمه‌ی جدا و تضاد از هم هستند.
نرگس: ( به پویا نگاه می‌کند و نگاه خیره‌اش چند دقیقه‌ای طول می‌کشد. )
– م… من ۱۷ سالم بود. برای درس خوندن و تست زدن به کتابخونه می‌رفتم. آ… آخه خانواده‌ی شش نفره بودیم و توی خونه موندن برای منی که به درس و مشقم اهمیت می‌دادم فایده‌ای نداشت. دو تا خواهر کوچیک‌تر از خودم داشتم که، سر و صداهاشون زیاد بود. یک بار که با عجله وارد کتابخونه شدم م*حکم به پسری خوردم و نزدیک بود بیفتم زمین. ولی اون، مچ دستم رو گرفت و من و کشید سمت خودش. درست اونجا بود که با علیرضا آشنا شدم. یه پسر دل پاک و خوش چهره که هم من تو نگاه اول ازش خوشم اومد و هم علیرضا! ازش معذرت خواستم و اونم کتاب‌هام و از روی زمین برداشت و تحویلم داد. سربه زیر از کنارش رد شدم و روی صندلی نشستم. کتابم و باز کردم و مشغول خوندن شدم. دروغ چرا، اون وسط ها هم نگاه می‌کردم ببینم کجا رفته و خیلی دلم می‌خواست باز هم ببینمش و حرف بزنیم. اون روز بی‌حاشیه گذشت ولی من که برگشتم خونه یه جوری بودم. در حدی که صدای مامانم و نمی‌شنیدم. فردای اون روز، دوباره رفتم کتابخونه. دو سه ساعتی اونجا بودم و داشتم کتاب‌هام و داخل کوله پشتیم می‌ذاشتم که با شنیدن صدایی سرم و بالا گرفتم.
علیرضا:
– معذرت می‌خوام.
نرگس:
– بله؟
علیرضا:(دفترچه‌ای را به سمت نرگس می‌گیرد)
– فکر کنم این مال شماست.


پیشنهاد ما برای شما:


رمان های در حال تایپ تک رمان:

رمان درحال تایپ من تمامت کردم  نوشته زهرا اسدی 

رمان در حال تایپ زنجیر نوشته حنانه بامیری

رمان در حال تایپ روباه شیطانی نوشته سمیه علائی

رمان درحال تایپ تردامن نوشته reyhanesamari

رمان های کامل شده تک رمان:

دانلود رمان ترجمه شده جادوگر  

دانلود رمان امیدرهایی (جلد دوم)

دانلود نمایشنامه خاطرات خیس

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://taakroman.ir/?p=1868

باکس دانلود

پسورد: taakroman.ir
خرید فالوور اینستاگرام / طراحی جلد کناب / ویراستاری کتاب / چاپ رایگان کتاب
admin
فاطمه تاجیکی هستم موسس سایت و انجمن تک رمان؛ نویسنده، منتقد، طراح، مدرس نویسندگی...
مطالب بیشتر
برچسب ها:
اشتراک گذاری:

نظرات

2 نظر در مورد دانلود نمایشنامه خاطرات خیس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *