| جمعه 28 خرداد 1400 | 03:10
تک رمان
دانلود رمان

دانلود داستان کوتاه شآه بآبآ

  • چهارشنبه, 2 بهمن 1398
  • 21:31
  • طنز
دانلود داستان کوتاه شآه بآبآ

دانلود داستان کوتاه شآه بآبآ

دانلود داستان کوتاه شآه بآبآ این داستان کوتاه در خصوص خاطراتی هست، که من از کودکی تا به این سن،از پدر بزرگم که چند ماه پیش عمرش رو داد به شما نوشتم.
پیرمردی که از داشتن و فهم و شعور زبان زد همه بود.
البته نوه‌اش که من باشم خیلی سعی می‌کردم، مثل اون باشم اما نمی‌شد.

پس بشنو از وی.

دانلود رمان

داستان کوتاه: شاه بابا
خالق اثر: نَوِه بویوک بابا کاربر انجمن تک رمان
ویراستار: queen lovely و مریم مرشدزاده
سبک اثر: طنز
لحن گفتار: اول شخص
بافت اثر: غیر ادبی

یادم میاد وقتی من و داداشم بچه بودیم، پدر بزرگم الان دوست نداشته باشه خیلی دوستمون داشت.

از کارهایی که می‌کردیم تعریف می‌کرد.

دانلود رمان

همیشه پشتمون بود و هیچ‌وقت از گل نازک‌تر چیزی بهمون نمی‌گفت.
خیلی آروم بود و بزرگ خاندان بودنش به ابهت زیادش اضافه می‌کرد.
اما این آرومی و از گل نازک‌تر نگفتن، توی یک روز، تبدیل به از گل نازک‌تر گفتن و ناآرومی شد!
من و داداشم جلوی تلویزیون رنگی کوچولویی که داشت جومونگ رو نشون می‌داد، نشسته بودیم و همین‌طور که فیلم نگاه می‌کردیم از توی قابلمه بزرگی که توش برنج بود و ما اون رو به دو قسمت تقسیم کرده بودیم، با هم برنج می‌خوردیم.
این تقسیم غذا چیزی بود که باید بهش پا قرص می‌کردیم.
یعنی باید باید بهش عمل می‌کردیم!
من مواظب بودم تا داداشم از خط وسط، با قاشقش این‌طرف نیاد و داداشمم همین کار رو می‌کرد!
اگه یک دونه برنج هم به سمت من می‌اومد، جزوی از میراث غذاییم به حساب می‌اومد و قابل برگشت نبود.
من عاشق جومونگ بودم و وقتی نگاهش می‌کردم، فقط با چشمام نگاه نمی‌کردم!
پای گوش و دهن و دماغ و گردو و… هم وسط بود.
اصلا حواسم به غذام و داداشم، که درحال قاچاق برنج از زمین من به زمین خودش بود نبود.
وقتی تموم شد، سر برگردوندم که بقیه غذام رو بخورم، دیدم نیست!
از یقه داداشم گرفتم و پنج، شیش تا چک زدم تو صورتش.
هر چند ازم بزرگ بود؛ اما قدرت من ازش بیشتر بود.
شروع کرد به گریه کردن.
حاج بابام روی تشک کنار بخاری نشسته بود و نگاه‌مون می‌کرد.
بعد از این‌که داداشم گریه کرد، رفت دراز کشید و پتو رو هم روی خودش کشید.
رمان های پیشنهادی:

بازدیدها: 42

+23
  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: شآه بآبآ
  • ژانر: طنز
  • نویسنده: پوررضا کاربر تک رمان
  • ویراستار: queen lovely و مریم مرشدزاده
  • طراح کاور: تحت تعقیب
  • منبع تایپ: www.taakroman.ir
لینک های دانلود
https://taakroman.ir/?p=200
لینک کوتاه مطلب:
درباره admin
فاطمه تاجیکی هستم موسس سایت و انجمن تک رمان؛ نویسنده، منتقد، طراح، مدرس نویسندگی...
0 0 votes
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اشاره به موضوع
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
View all comments
آمار سایت
  • 334,753
  • 174
  • 500
  • ۱۴۰۰-۰۳-۲۶
ورود کاربران

درباره سایت
تک رمان
سایت و انجمن تک رمان در تاریخ 1398/8/20 در راستای هدف ترویج کتابخوانی و ایجاد مکانی برای گرد هم آوری افراد خوش ذوق که علاقمند به قلم هستند و کمک به نویسندگان نو قلم و بی توجه به محدودیت سنی فعالیت خود را آغاز کرده است تک رمان محلی برای درخشش نویسندگان تازه کار...
آخرین نظرات
  • Kimia : ممنونم عزیزم😘...
  • پروانه : خیلی عالی و زیبا نوشتی کلی لذت بردم نویسنده عزیز آرزوی موفقیت در تمام کاراتون رو...
  • پروانه : درجه یک و عالی بود رمان زیباتون نویسنده عزیز آرزوی موفقیت در تمام کاراتون رو دار...
  • admin : خسته نباشی نویسنده عزیز قلمت مانا♡...
  • Elahe_V : سلام عزیزم❤خوشحالم که خوشتون اومده و این مجموعه رو دنبال میکنید🌹 ترجمه جلد ششم ه...
  • admin : وقت بخیر؛ نویسنده هنوز اقدام به تایپ جلد سوم نکردن و قراره پس از مدتی استراحت جل...
  • مینا : جلد سوم امید رهایی رو میخوام...
  • admin : وقت بخیر روی لینک های دانلود قسمت باکس دانلود کلیک کنید....
  • Hami : خیلی عالیه واقعا از نویسنده تشکر میکنم...
  • شیوا : خیلی رمانتون عالیه فقط جلد ششم اسمش چی هست ؟...
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " تک رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.