| دوشنبه 23 فروردین 1400 | 16:55
تک رمان
دانلود رمان

دانلود رمان پاپیون صورتی

دانلود رمان پاپیون صورتی

دانلود رمان پاپیون صورتی

دانلود رمان پاپیون صورتی

خلاصه :

بهار دختر ساده و حاضر جوابی ک هیچوقت کوتاه نمیاد پانزده سالش ک میشه پدر مادرشو از دست میده و با کمک دوست خوانوادگیش نرگس جون ک مثل مادرش براش میمونه ب زندگی ادامه میده ب خاطر هوش بالاش بورسیه کالج امریکا میشه و…

رمان پاپیون صورتی

نویسنده: کیمیا ظاهری

ژانر : عاشقانه، طنز

رمان های درحال تایپ انجمن :

رمان درحال تایپ امید رهایی جلد دوم اثر deimos

رمان درحال تایپ سیب های کال اثر پارسا تاجیک 

رمان درحال تایپ کلاغ زاده اثر نوشین سلماوندی 

رمان درحال تایپ پادام اثر shaghayegh_96

رمان درحال تایپ مترنم اثر ملیکا قائمی

قسمتی از متن:

نرگس جون :همونطور ک میدونید امروز بعد از یک ماه نتایج ازمون بورسیه کالج امریکا مشخص شد همونطور ک خودتون میدونید فردی ک بهترین نمره و بالا ترین ربطه رو ازان خودش کرده بهار تاجیک هست.

از دخترم بهار میخوام بیاد اینجا هم نامه بورسیه و هم جایزه اش رو بگیره.

همه بچه ها و معلمای حاضر توی سالن دست زدن و من بلند،شدم رفتم پیش نرگس جون بالای سکو وایسادم نرگس جون اول من رو ب*و*سید،

بعد نامه بورسیه رو بهم داد خانم مرادی هم جایزه ام رو دادبعد از تشکر از معلما و …رفتم سر جام نشستم بعد از ربع ساعت برنامه تموم شد و ما ب کلاسهامون بر گشتیم تااز هم خداحافظی کنیم موقع خداحافظی از دوستام اشکم در اومدخواستم از در کلاس برم بیرون ک نرگس جون اومد داخل و واسم گفت ک

«تمام نیازهام از جمله خونه و غذا رو از طرف خودشون ب من میدن و هم اینکه هر ماه مقداری پول ب حسابم واریز میکنن و ….در واقع همه کارهارو خودشون میکنن و منم شنبه همین هفته ای ک میاد عاضم میشم برای امریکاپس خودمو باید اماده کنم

«هوووورااااا تبریـــــک؛ممنون بلونا جونمخواهش »

بعد از ی عالمه حرف من باز با اتوب*و*س ب خونه بر گشتم شب خونه نرگس جون برای اخرین بار دعوت بودم.

با خستگی لباسامو عوض کردم ی خورده غذا خوردم وساعت رو روی۶برای رفتن ب خونه نرگس جون تنظیم کردم روی تخت افتادم ک از شدت خستگی بیهوش شدم

زینگــــــــ زینــــــــگـــــــــــــ «میدونم صداش مسخره اس ولی من چ کنم صدا گوشیه بهاره دیه»

با صدای زنگ گوشیم هوشیار شدم برش داشتم و خفش کردم .هنوز خوابم میاد

رفتم توی دسشویی و بعد از انجام کارهای لازماومدم بیرون ی دست مانتو شلوار ساده پوشیدم و رفتم خونه نرگس جون و اقا طاها خونشون طبقه هم کف توی همین ساختمونیه ک خونه ی منه رفتم جلو درشون و زنگ رو زدم احوال پرسی کردیمو من رفتم تو ی عالمه خوش گذشت شب هم غذای مورد علاقه ی من پیتزا رو خوردیم نرگس جون اشپزیش عالیه و من هم ازش یاد گرفتمه بعد از ی شب عالی برگشتم واحد خودم س روز دیگه باید میرفتم امریکا..

لباسامو عوض کردم و مسواک زدم رفتم روی تختم و خودمو ب اغوش خواب سپردم.

– شنبـــــه روز پرواز ب سوی امریکا –

صبح ساعت نه پرواز داشتم ساعت شیش صبح بلند شدم و چمدونم رو از دیشب اماده کرده بودم.

خوبب و حالالباس ی مانتوی مشکی بچه تو کانال هستبا شلوار مشکی و کفشای سفیدو یه روسری تو مایه های زرد و طلایی هم سرم کردم کیف سفیدم رو هم برداشتم و د برو ک رفتیم تا با نرگس جونو اقا طاها برسیم فرودگاه ساعت ۸:۳۰شد …

پرواز تاخیری نداشت?

زمان خداحافظی و وداع بود

نرگس جونو ب*غ*ل کردم گریه میکرد ولی من برای اینکه ناراحت ترنشن گریه نمیکردم ولی ی بغض سنگین گلو مو گرفته بود

نرگس جون : دخترم مواظب خودت باش هر چی نیاز داشتی ب منو طاها بگو پسر برادرم سه ماه دیگه میاد پیشت اونوخ تنها نیستی..«پسر برادر نرگس جون نمیدونستم اونم قراره بیاد؛توی ای اینده نقشش پررنگ میشه»و..ـ.«همون نصیحتای مادرانه فدای همه ی مادرا»بعد از ی عالمه گریه و ناراحتی از ب*غ*ل نرگس جون در اومدم اقا طاهاهم سرمو ب*و*سید …..و من برای اینکه مطمئن بشن حالم خوبه با خنده خداحافظی کردم و ب سوی هواپیما رفتم ……

ربع ساعت بعد زمان حرکت هواپیما

واییییییی من تاحالا سوار هواپیما نشدم میترسم «گلم ترس نداره ک زود میگذره»

رمان های پیشنهادی :

دانلود رمان کرانه‌های آرامش اثر ملیحه کرمی 

دانلود رمان آماج نوشته سدنا بهزاد 

دانلود رمان یک سیب و دو آدم 

دانلود رمان نیروی برتر 

دانلود رمان سرکوب 

بازدیدها: 186

+16
  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: پاپیون صورتی
  • ژانر: عاشقانه، طنز
  • نویسنده: کیمیا ظاهری
  • طراح کاور: آتش غلامی
  • تعداد صفحات: ۱۲۲
  • حجم: ۱.۵
لینک های دانلود
https://taakroman.ir/?p=525
لینک کوتاه مطلب:
درباره maryam banoo
Avatar
مریم مرشدزاده هستم، مدیریت کل سایت و سرپرست بخش کتاب
0 0 vote
Article Rating
اشتراک در
اشاره به موضوع
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
↫↫Ď♡ŃŸÄ↫↫
↫↫Ď♡ŃŸÄ↫↫
10 روز قدیمی

سلام نویسنده عزیز خسته نباشی …… رمانت خوب بود گل ….. ولی خلاصه بود مثه تعریف کردن کلی یه داستان یا یه زندگی نامه به نظر من داستانو کامل باز نکردی ……. رمانت خیلی فضا داشت برا بهترین شدن دستت خیلی باز بود از فضا استفاده نکردی قوه تخیلتو بکار بنداز رامانتو خیلی داستانشو دوس داشتم ولی مث یه فیلم رو دور تند بود که من یه ساعته تمومش کردم کاش بشه ویرایش بزنی و دقیق تر وبا انگیزه تر با استفاده از قوه تخیلت یه رمان کاملو بی نقص بزاری فضا رمانت بازه ازش استفاده بکن … من عضو انجمن تک رمانم با همین اسم موفق باشی خواهری

+1
آمار سایت
  • 214,400
  • 168
  • 433
  • ۱۴۰۰-۰۱-۱۹
ورود کاربران

درباره سایت
تک رمان
سایت و انجمن تک رمان در تاریخ 1398/8/20 در راستای هدف ترویج کتابخوانی و ایجاد مکانی برای گرد هم آوری افراد خوش ذوق که علاقمند به قلم هستند و کمک به نویسندگان نو قلم و بی توجه به محدودیت سنی فعالیت خود را آغاز کرده است تک رمان محلی برای درخشش نویسندگان تازه کار...
آخرین نظرات
  • admin : سلام سلامت باشید عزیزم♡ بله تمامی جلدها سانسور شده هستن. متاسفانه نمیشه ما طبق ق...
  • admin : سلام وقتتون بخیر شما الان کامنت رو توی صفحه جلد دوم رمان ارسال کردید....
  • admin : من فدای تو بشم مهربونم😘😘...
  • .SARISA. : مثل همیشه عالی😍 نه چون دوستمی, که داشتن همچین دوست خوش قلمی مایه مباهاته, جدا و...
  • Saba : سلام خسته نباشید دست بوس همه شما عزیزانم خیلی خوبید و خسته نباشید 🥺❤ یه سوال من...
  • عهدیه : من جلددوم روپیدانمیکنم توروخدا برام بفرستید...
  • Melika_Yari : خیلی ممنون همچنین از زحمات شما...
  • admin : سلام وقت بخیر عزیزم، خیر متاسفانه عضو انجمن نیستن‌...
  • Ill rose : سلام، امکان برقراری ارتباط با نویسنده هست؟ ایا از اعضای انجمن تک رمانه؟...
  • .SARISA. : خسته نباشید نویسنده عزیز. قلمتان مانا🍀💚...
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " تک رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.