| دوشنبه 23 فروردین 1400 | 14:49
تک رمان
دانلود رمان
دانلود رمان منطق دلبستگی(ویژه تک رمان)

دانلود رمان منطق دلبستگی  

 

 خلاصه رمان:

گاه دنیا، انسان را بازیچه می‌کند. بازیچه شدن زندگی، ناگهانی‌ست. به خودت که می‌آیی، می‌بینی در جایی هستی که هیچ نمی‌دانی. وارد راهی شدی که نمی‌خواستی. سرناسازگاری بر می‌داری؛ اما دیگر راه برگشتی نیست. راهت را با مشورت از عقل و منطقت شروع کردی و مجبوری تا اتمام راه، با عقلت مشورت کنی. راهی که وجودت را تلخ‌تر و بغض‌ات را شکننده‌تر می‌کند. در آن‌جاست که آرزوی مرگ، شب و روزت می‌شود؛ اما این‌کار را هم نمی‌توانی انجام دهی.


اطلاعات فایل رمان


نام رمان: منطق دلبستگی 

منبع تایپ: تک رمان

ژانر (موضوع): عاشقانه، تراژدی

وضعیت: تکمیل شده


اطلاعات تیم اجرایی


نویسنده: فاطمه وفایی پور

طراح جلد: ملیکا قائمی 

ویراستار: Mr.rad

طراح تکست گرافی: ندارد

کپیست: نگین نوروزی 

ناظر: taniya


سخن نویسنده:


موجود نمی‌باشد.


دانلود رمان منطق دلبستگی قسمتی از متن رمان:

مقدمه: 

 

راه و رسم عاشقی را، باید از منطق یاد گرفت.

منطقی بودن هم، باید از عاشقی یاد گرفت. 

عاشق باش تا عاقل شوی. 

عاقل باش تا عاشق شوی. 

عشق و منطق، منطق و عشق، هر دو بدونِ هم، هیچ‌اند.

با همین‌ها بزرگ شده‌ام؛ اما نمی‌دانم که، شاید با همین‌ها عاشق شوم. با همین‌ها قلب زخم خورده‌ام، ترمیم شود و با همین‌ها بمیرم. 

شروع: 

نگاهی به ساعت مچیم انداختم، رنگ‌ِ سفیدش آرامش رو به من تزریق می‌کرد. آرامشی که همیشه تو این رنگ خارق‌العاده هست. عقربه‌ی کوچیک سیاه‌رنگش روی هشت ایستاده بود، نفس عمیقی کشیدم. هر ثانیه برای من درد بود، دردی که… . 

عصبی سری به طرفین تکون دادم، تا حداقل این چندساعت رو به اون گذشته‌ی مزخرفم فکر نکنم. 

درِ کیف سفیدم رو باز کردم و مشغول گشتن شدم. به قول غزل، توی کیف من شتر با بارش گم میشه و واقعاً، الآن باید بگم حرفش درسته! بالآخره کلید فلزی سرد رو پیدا کردم، تویِ دستم فشردمش و به درِ خونه نزدیک شدم؛ توی قفل در چرخوندمش. 

حتماً تعجب می‌کنن که چرا الآن اومدم. تعجب نکنن! 

با صدای تیک در، از فکر کردن دست برداشتم و با قدم‌هایی آهسته وارد خونه شدم. نیم‌بوت‌های کرمی رنگم رو، از پاهای ظریفم بیرون کشیدم و بدون اینکه پالتوم رو از تنم در بیارم، از اون راهرویِ سه متری گذشتم. 

سرم به طرز فجیعی می‌خواست منفجر بشه، سرم منفجر نشه، چی منفجر بشه‌؟ از صبحِ خروس خون کار بود و کار. واقعاً اگه به کارم علاقه نداشتم؛ الآن خونه‌نشین بودم. 

– مهند؟ 

من؟! پوزخندی زدم، انتظار داشتم؛ حداقل من رو بشناسه‌. پوزخندِ دیگه‌ای زدم؛ واقعاً چه انتظاری از خودم داشتم! یه انتظار فانتزی؛ البته انتظار نبود، یه حدس بود. 

اصلاً هر چی که بود، بره به‌درک.

بدون اینکه اعلام حضوری کنم، به سمتِ چپ خونه که اتاق‌ها بود رفتم. 

من نباید از اون‌ها ناراحت باشم، همه‌ش تقصیرِ خودمه! خودم باید قبول کنم. 

کلافه واردِ اتاقم شدم و در رو محکم به‌ هم کوبیدم. سریع خودم رو به تختِ گرم و نرمم رسوندم.

نه، با این حال نمیشه کار کرد. شایدم میشه کار کرد، آره خوب هم میشه. با سرگرم کردنِ خودت و غرق کردنِ خودت تویِ کلی ایمیل‌، پرونده و کلی چیزِ دیگه‌، می‌شه. 

واقعاً چی شده؟! ساکت شدم و مشغول مرور اتفاقات شدم. وارد شدنم به خونه، صدا کردنِ مامان و عصبانی شدنِ من. 

من حق ندارم عصبی شم! حق با مامانه. عصبی شدنِ من بی‌معنیه! خیلی‌ هم بی‌معنیه. اصلاً معنی نمی‌ده. 

مگه چی شده؟ مگه همین انتظارو نداشتم؟ مگه این هم یکی از حدس‌هام نبود؟ اون‌وقت چرا الآن ناراحت میشم؟ کارم اشتباهه. خیلی‌ هم اشتباهه. یک نفس عمیق کشیدم و با ولع، عطرِ گلِ یاس رو وارد ریه‌هام کردم. عطری که همیشه، توی اتاق من پیداش بود.


بنر تکست‌گرافی رمان:


بنر رمان منطق عاشقی

 


پیشنهاد ما برای شما:


رمان درحال تایپ رویای با هم بودن نوشته شیوا 

رمان درحال تایپ  تخدیرهای ثانیه ای نوشته ماهک

رمان درحال تایپ دریانورد تبهکار نوشته نوشین سلماوندی

دانلود رمان تقاص دل بستن

دانلود رمان از اجبار تا عشق 

دانلود رمان پاییز بی رنگ

 


باکس دانلود فایل


دانلود رمان پاییز بی رنگ

بازدیدها: 435

+19
  • اشتراک گذاری
https://taakroman.ir/?p=1175
لینک کوتاه مطلب:
درباره maryam banoo
Avatar
مریم مرشدزاده هستم، مدیریت کل سایت و سرپرست بخش کتاب
3.7 3 votes
Article Rating
اشتراک در
اشاره به موضوع
guest
14 Comments
جدیدترین نظرات
قدیمی‌ترین نظرات نظرات با تعداد رای بالا
Inline Feedbacks
View all comments
سمانه
سمانه
9 ماه قدیمی

خیلی قشنگ بود ?

+2
chakavak
9 ماه قدیمی
Reply to  سمانه

لطف داری سمانه جان? =°)

+1
Negin_Norouzi
Negin_Norouzi
9 ماه قدیمی

نویسـنده جـآنم مـوفق بـاشــی بہ امیــد چـاپ رمـان هـای زیـبایت ?

+4
chakavak
9 ماه قدیمی
Reply to  Negin_Norouzi

مرسی خواهری?
من هیچوقت رمانم رو چاپ نمیکنم خوشبختانه یا بدبختانه=°) رمان خوب توی مجازی کم شده و اگه من روزی به اون درجه رسیدم، بیست شدن تو مجازی رو بپسندم? مرسی امید مرسی انرژی?

+1
.SARISA.
.SARISA.
9 ماه قدیمی

خسته نباشی عزیزم. قلمت مانا?

+4
chakavak
9 ماه قدیمی
Reply to  .SARISA.

اگ لایک لاو بود من خسته نمیشدم که =/
لایک لاو از آن تو?

+4
ماهک
ماهک
10 ماه قدیمی

مبارک باشه گُلی مهربونم
امیدوارم همیشه موفقیت‌هات رو ببینم:)

+4
chakavak
9 ماه قدیمی
Reply to  ماهک

چرا کامنت تو رو ندیدم من؟??
?مرسی ذوق‌کننده و انرژی‌دهنده??
می‌بینی???

+1
chakavak
10 ماه قدیمی
Reply to  maryam banoo

سماع داره چی میگه؟-_- یا وازده؟???
مرسی عزیزم*-* نمیشه با بودن تو خسته شد که ?

+5
admin
ادمین
10 ماه قدیمی

خسته نباشی عزیزم

+5
chakavak
10 ماه قدیمی
Reply to  admin

با بودن تو و انجمن قشنگت *-* که نمیشه خسته شد=*)

+7
طــلایـــه
10 ماه قدیمی

خسته نباشی نویسنده جانم =*)
 

+5
chakavak
10 ماه قدیمی

با بودن تو که نمیشه خسته شد =*)

+5
آمار سایت
  • 214,321
  • 168
  • 433
  • ۱۴۰۰-۰۱-۱۹
درباره سایت
تک رمان
سایت و انجمن تک رمان در تاریخ 1398/8/20 در راستای هدف ترویج کتابخوانی و ایجاد مکانی برای گرد هم آوری افراد خوش ذوق که علاقمند به قلم هستند و کمک به نویسندگان نو قلم و بی توجه به محدودیت سنی فعالیت خود را آغاز کرده است تک رمان محلی برای درخشش نویسندگان تازه کار...
آخرین نظرات
  • admin : سلام سلامت باشید عزیزم♡ بله تمامی جلدها سانسور شده هستن. متاسفانه نمیشه ما طبق ق...
  • admin : سلام وقتتون بخیر شما الان کامنت رو توی صفحه جلد دوم رمان ارسال کردید....
  • admin : من فدای تو بشم مهربونم😘😘...
  • .SARISA. : مثل همیشه عالی😍 نه چون دوستمی, که داشتن همچین دوست خوش قلمی مایه مباهاته, جدا و...
  • Saba : سلام خسته نباشید دست بوس همه شما عزیزانم خیلی خوبید و خسته نباشید 🥺❤ یه سوال من...
  • عهدیه : من جلددوم روپیدانمیکنم توروخدا برام بفرستید...
  • Melika_Yari : خیلی ممنون همچنین از زحمات شما...
  • admin : سلام وقت بخیر عزیزم، خیر متاسفانه عضو انجمن نیستن‌...
  • Ill rose : سلام، امکان برقراری ارتباط با نویسنده هست؟ ایا از اعضای انجمن تک رمانه؟...
  • .SARISA. : خسته نباشید نویسنده عزیز. قلمتان مانا🍀💚...
14
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " تک رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.