اگه توام میخوای یه نویسنده موفق و محبوب بشی و رمانت رو چاپ کنی همین حالا یک تک رمانی شو! عضویت در انجمن تک رمان
اگه توام میخوای یه نویسنده موفق و محبوب بشی و رمانت رو چاپ کنی همین حالا یک تک رمانی شو! عضویت در انجمن تک رمان

دانلود رمان مرواریدهای احساس

1772 بازدید

دانلود رمان مرواریدهای احساس

دانلود رمان مرواریدهای احساس  

خلاصه رمان:

تو اوج درموندگی و بدبختی، وقتی امیدی برای رسیدن به مطلوب نیست، یه عاجزانه صدا زدن معبود تبدیل میشه به گره گشا و خدا یه ناجی برات میفرسته، کسی که در قبال کمک هاش هیچ انتظاری  ازت نداره فقط…


اطلاعات فایل رمان


نام رمان: مرواریدهای احساس

منبع تایپ: تک رمان

ژانر (موضوع): عاشقانه

وضعیت: تکمیل شده


اطلاعات تیم اجرایی


نویسنده: سید آوید محتشم

طراح جلد: ملیکا قائمی

ویراستار: ندارد.

طراح تکست گرافی: ندارد.

کپیست: ملیکا قائمی

ناظر: ندارد.


سخن نویسنده:


موجود نمی‌باشد.


دانلود رمان مرواریدهای احساس

قسمتی از متن رمان:

بالاخره خر خونیا و شب زنده داریا جواب داد و رشته ی مورد علاقه ام قبول شدم؛ مهندسی کامپیوتر، نرم افزار! ولی متاسفانه فرصتی
برای خوشحالی پیدا نکردم، چون همون روز مامانم بد حال شد و دکتر گفت که تنها راه باقی مونده عمل باز قلبه. وقتی درباره ی
هزینه ازش پرسیدم، رقمی رو گفت که دهنم رسید به کف پام. مسلما اگه کل زندگیمون رو هم می فروختیم، نمی تونستیم اون هزینه
رو پرداخت کنیم. زندگیمون از حقوق کم بابا و خیاطی های مامان می گذشت. نگاهی به صورت خسته ی مامان انداختم، توی سی و
هفت سالگی این طور مریض بودن حقش نبود. آهی کشیدم و از بیمارستان بیرون اومدم. دستام رو توی جیب مانتوم کردم و به زندگیم
فکر کردم. یه زندگی پر از رنج و سختی؛ ولی هیچ وقت ازش گله نداشتم. من به کم قانع بودم.
شفق؛ شفق مشرقی. تک فرزند یه خونواده ی خیلی خیلی معمولی. از بابا خاطره ای نداشتم، چون وقتی دو ساله بودم ترکمون کرده
بود. منو مامانم رو تو اوج جوونی تنها گذاشته بود و رفته بود پیش خدا. مامانم اسوه ی صبر و وفاداری بود؛ بعد از مرگ بابا، با این که
خواستگار زیاد داشت ولی همه رو جواب کرده بود. کسی که برای من از هیچ چیز دریغ نداشت و برای این که کمبودی حس نکنم،
روز و شب خیاطی می کرد. حالا همین مادر روی تخت بیمارستان بود و اگه هر چه زودتر عمل نمی شد… حتی فکر کردن بهش، من
رو تا مرز نابودی می برد. به خودم که اومدم، اشکام روی صورتم روون بودن؛ از ته دل از خدا خواستم کمکم کنه و تنها دلخوشیم رو
ازم نگیره. من بدون مامانم می مردم.


بنر تکست‌گرافی رمان:


موجود نمی‌باشد.


پیشنهاد ما برای شما:


رمان درحال تایپ آتشِ جان نوشته زهرا مرادی‌گرپی

رمان درحال تایپ دزد سفید قلب نوشته سارا البوغبیش

رمان درحال تایپ مرگ در چشمان شهر نوشته سارا محسنی

دانلود ترجمه رمان من آلفا میشوم

دانلود رمان منطق دلبستگی

دانلود رمان پاییز بی رنگ


باکس دانلود فایل


دانلود رمان مرواریدهای احساس

دانلود رمان مرواریدهای احساس

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://taakroman.ir/?p=1225

باکس دانلود

خرید فالوور اینستاگرام / طراحی جلد کناب / ویراستاری کتاب / چاپ رایگان کتاب
admin
فاطمه تاجیکی هستم موسس سایت و انجمن تک رمان؛ نویسنده، منتقد، طراح، مدرس نویسندگی...
مطالب بیشتر
برچسب ها:
اشتراک گذاری:

نظرات

1 نظر در مورد دانلود رمان مرواریدهای احساس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. رمانتون عالیه، بهترین سایت اینجاست بهتر از خیلی سایتای دیگه است که کپی می‌کنن همه چیز رو? بهترینید شما??

    1