×
وب سایت تک رمان تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران بوده و در ستاد ساماندهی پایگاه های کل کشور ثبت می باشد.

دانلود رمان عشق ناشدنی

  دانلود رمان عشق ناشدنی

خلاصه:

دختر و پسری از شادی ها و زیبایی ها که تا کنون غم و اندوه در خانه
شان را نزده است. این دو نفر سرنوشتشان به هم گره می خورد. دست در
دست هم می گذارند و زندگی را در عشقشان خلاصه می کنند، اما
اشتباهشان همین جا بود. تفاوت بین دنیای این دو نفر اجازه ی چشیدن
طعم عشق را به آنان نمی دهد و با تولد قدرت های خطرناک، دوره ی
جدیدی از سحر و جادو آغاز می شود .

قدرت هایی که کل دنیا را در خطری بزرگ می اندازد. جادوهایی که تا حاال نظیرشان نه دیده شده و نه
شنیده شده. سرانجام عاشق از معشوق جدا می ماند و آن گاه است که…


 اطلاعات فایل رمان


 نام رمان: عشق ناشدنی.

 منبع تایپ: انجمن تک رمان

 ژانر (موضوع): عاشقانه، فانتزی

 وضعیت: تکمیل شده


 اطلاعات تیم اجرایی


 نویسنده: سوما غفاری

 طراح جلد:  .SARISA.

 ویراستار: ندارد.

 طراح تکست گرافی: ندارد.

 کپیست: سدگال

 ناظر: ندارد.


 سخن نویسنده:


موجود نمیباشد.


  دانلود رمان عشق ناشدنی 

قسمتی از رمان:

این رو گفتم و راهی که اومده بودم رو برگشتم . دقایقی بعد از جنگل خارج شدم . سوار ماشین جاش شدم و گفتم :
کاترینا: می تونیم بریم .
جاش حرفی نزد و ماشین رو روشن کرد و حرکت کردیم . در طول راه ، سکوت فضای
بینمون رو پر کرده بود؛ چون به خاطر خستگی َکسی حرف نمی زد. جاش من رو به خونه
رسوند و بعد رفت تا بقیه رو برسونه ، آخه بینمون فقط اون ماشین داشت . در رو با
کلیدهام باز کردم و وارد شدم . تمام چراغ های خونه خاموش بودن و تاریکی به همراه
سکوت در همه جای خونه قدم می زد . مزاحمشون نشدم و به اتاقم پناه بردم . بعد از
عوض کردن لباس هام ، خودم رو روی تخت انداختم و با لذت فراوان در آغوش خواب
فرو رفتم . روز بعد در حالی این که صبحانه می خوردم ، داشتم به این فکر می کردم که
امروز بیکار بودم. پس باید برای امروز یه برنامه ریزی می کردم . سعی کردم کامال در
افکارم غرق بشم تا راحت تر بتونم فکر کنم اما مامانم با حرفش من رو از افکارم به
بیرون کشید و یه سطل آب روی برنامه ریزیم ریخت.
مامان : واسه ی امروز هیچ برنامه ای نریزین چون کار داریم .
پرسیدم :
کاترینا: چه کاری ؟!
مامانم : باید خونه رو تمیز کنیم .
ریتا : چرا ؟!
مامانم : همسایه های جدیدمون رو واسه ی شام دعوت کردم .
یه کمی فکر کردم و گفتم :
کاترینا: همسایه های جدید تو همین خونه ی کناریمون؟
مامانم : آره
بابام : این ها کی اومدن


 بنر تکست‌گرافی رمان:


موجود نمی‌باشد.


 پیشنهاد ما برای شما:


رمان درحال تایپ ماهی ها هم دلتنگ می‌شوند نوشته نارینه

رمان درحال تایپ برده عشق نوشته رابی قلی زاده

رمان درحال تایپ درخشش ماه در سایه انتقام نوشته هدیه صفائی

رمان در حال تایپ یکه‌ سوار نوشته سمیه رضایی(گندم)

دانلود رمان ترجمه شده گریز از آلفا 

دانلود رمان ترجمه شده من آلفا میشوم 


باکس دانلود فایل 


دانلود رمان عشق ناشدنی

بازدیدها: 188

5+
02 آگوست 20 ۳ دیدگاه دسته‌بندی نشده
0 0 vote
Article Rating
اشتراک در
اشاره به موضوع
guest
3 Comments
جدیدترین نظرات
قدیمی‌ترین نظرات نظرات با تعداد رای بالا
Inline Feedbacks
View all comments
سحر
3 ماه قدیمی

خیلی قشنگ بود ممنون

1+
maryam banoo
ادمین
3 ماه قدیمی

عزیزم خسته نباشی 🌺🧡

1+