اگه توام میخوای یه نویسنده موفق و محبوب بشی و رمانت رو چاپ کنی همین حالا یک تک رمانی شو! عضویت در انجمن تک رمان
اگه توام میخوای یه نویسنده موفق و محبوب بشی و رمانت رو چاپ کنی همین حالا یک تک رمانی شو! عضویت در انجمن تک رمان

دانلود رمان روشنایی مثل آیدین

247 بازدید

دانلود رمان روشنایی مثل آیدین

دانلود رمان روشنایی مثل آیدین

خلاصه رمان:

داستان درباره ی دختری به نام دنیاست که از بچگی با پسر

خاله اش میثاق به شدت مچ بوده و در ادامه میثاق با دختری

به نام فریبا قرار ازدواج داره و دنیا هم با پسر عموی فریبا نامزد میشه.

اما طی شرطی که بابابزرگ فریبا و پسرعموش برای اون ها میذاره، فریبا و پسرعموش با هم عقد میکنن تا به ثروت برسن.

این اتفاق پیامد ها و دردسر های زیادی برای دنیا به دنبال داره؛ دنیایی که کوچکترین تقصیری در این اتفاق نداشت!


اطلاعات فایل رمان


نام رمان: روشنایی مثل آیدین

منبع تایپ: تک رمان

ژانر (موضوع): عاشقانه

وضعیت: تکمیل شده


اطلاعات تیم اجرایی


نویسنده: هانیه وطن خواه

طراح جلد: Essence

ویراستار:ندارد

طراح تکست گرافی: .SARISA.

کپیست: ندارد

ناظر: ندارد


سخن نویسنده:


موجود نمی‌باشد.


دانلود رمان روشنایی مثل آیدین

قسمتی از متن رمان:

لیوان چای را به دستم سپرد.

از گوشه چشم می شد زیرنظرش داشت.

از همان اولین بار که دیدمش ، رفتارش مثل کف دست بود.

– خوبی؟

– چرا باید به نظرت بد باشم؟

دستم را فشرد.

یک ماهی می شد که این قسم محبت های زورکی را به ریشم می بستند.

من که مشکلی نداشتم.

پس چرا تمامش نمی کردند؟

دستم را کشیدم و قدمی سمت پنجره برداشتم.

باران تند شهریور هم رخوتم را به هم نمی زد.

این باران حتی من را به حیاط هم نمی کشاند.

چقدر همه چیز خاکستری شده بود.

زنگ تلفن نگاهم را از چراغ کم سوی کوچه گرفت و پرستو گوشی را میان دستش فشرد و گفت : بیا جواب بده…مامانت نیست.

گوشی را به گوشم چسباندم.

بی شک امشب می مُرد.

– بگو می شنوم.

همیشه دردهایش را می شنیدم.

– بیا پایین.

همین و دیگر هیچ.

پرستو را با نگاه پر سوالش تنها گذاشتم.

می دانست نباید به کسی بگوید همراه او هستم.

می دانست باید بگوید با آرام بخش به خواب مرگ رفته ام.

مانتو را تن زدم.

شال روی سر کشیدم.

کیفم را دست گرفتم.

و…

مهم بود که رژ لب نداشتم؟

پوزخندی حرام خودم کردم.

دل خوش به من می گفتند دیگر.

مگر نه؟

ماشین همایون کمی آن طرف تر پارک بود.

چقدر هر دومان سر به سر همایون گذاشتیم برای این هدیه قبولی در دانشگاه.

آن هم کجا؟

آزاد شیراز.

در ماشین را باز کردم و کنارش نشستم.

نگاهش نکردم.

ندیده می توانستم میزان خرابیش را درک کنم.

– چطوری؟

لحنش سرد بود.

– دقیقا نهمین نفری هستی که از صبح این سوالو می پرسه…به نظرت باید چطور باشم؟

– داغون…داغون باش…مثل من.

پوزخند باز به جان لب هایم حمله کرد.

نفس عمیقش را حس کردم.

ماشین را راه انداخت و من گفتم : کجا میری؟

– یه وری.

صدایش خش داشت.


بنر تکست‌گرافی رمان:



پیشنهاد ما برای شما:


رمان های در حال تایپ:

رمان سیب های کال نوشته پارسا تاجیک

رمان شلیک آزاد نوشته فاطمه تاجیکی

رمان جهان تو نوشته فاطمه تاجیکی

رمان سلطنت آرتنوس نوشته فاطمه تاجیکی

رمان های کامل شده:

دانلود رمان نیروی برتر جلد اول

دانلود رمان یار سست وفا

دانلود رمان بادیگارد


باکس دانلود فایل


دانلود رمان روشنایی مثل آیدین

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://taakroman.ir/?p=653

باکس دانلود

خرید فالوور اینستاگرام / طراحی جلد کناب / ویراستاری کتاب / چاپ رایگان کتاب
admin
فاطمه تاجیکی هستم موسس سایت و انجمن تک رمان؛ نویسنده، منتقد، طراح، مدرس نویسندگی...
مطالب بیشتر
برچسب ها:
اشتراک گذاری:

نظرات

1 نظر در مورد دانلود رمان روشنایی مثل آیدین

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *