اگه توام میخوای یه نویسنده موفق و محبوب بشی و رمانت رو چاپ کنی همین حالا یک تک رمانی شو! عضویت در انجمن تک رمان
اگه توام میخوای یه نویسنده موفق و محبوب بشی و رمانت رو چاپ کنی همین حالا یک تک رمانی شو! عضویت در انجمن تک رمان

دانلود رمان دست خط زندگی

503 بازدید

 دانلود رمان دست خط زندگی ویژه تک رمان

خلاصه:

آرزو دختری است که قدم در راهی گذاشته، که نامنتهی است. کاوش و تحقیق، و پی در پی به دنبال سرنخ‌های بیشتر…​

آرزو یک دختر است. آیا می‌تواند زنده بماند؟ آیا همچنان می‌تواند قدم‌هایی استوار در این مسیر بگذارد؟ در همین راه قتل‌های سریالی و همکاری با امید و آرزو… ستوان آرزو اقبالی هیچ‌گاه آینده خویش را این‌گونه نمی‌اندیشید.​


 اطلاعات فایل رمان


 نام رمان: دست خط زندگی

 منبع تایپ: تک رمان

 ژانر (موضوع):  پلیسی، جنایی/عاشقانه، معمایی

 وضعیت: تکمیل شده


 اطلاعات تیم اجرایی


نویسنده: کیانا سبزی

طراح جلد: Katrina

ویراستار: م.صالحی

ناظر: وانیا

کپیست: kiyana


 دانلود رمان دست خط زندگی ویژه تک رمان

قسمتی از رمان:

با کمک پاهام میز رو به عقب هل دادم. صندلی رو کنار پنجره کشیدم. عجب شهر شلوغی بود، پر از ظلم. حوصله بیرون و نداشتم. داخل اون، شهر شلوغ، چیز جالبی برای یافتن نبود. پس برگشتم پشت میزم. داد زدم و گفتم:​

-جناب آقای امید، قهوه من چی شد؟​

اومد تو و قهوه هم دستش بود. زل زدم بهم و با خشم گفت:​

– ستوان اقبالی من سروان این اداره هستم نه آبدارچی.​

همین جوری خیره شده بود بهم.​

– خب ببخشید امید. حالا قهوه رو بده.​

با لبخندی اومد سمتم. گذاشت روی میزم و رفت نشست روی میز کنار من. قهوه رو با شکلات تلخ خوردم. که امید برگشت و انگار می‌خواست دوباره چرت و پرت بگه:​

– ستوان اقبالی کم خودتون تلخ هستین قهوه تلخ و با شکلات تلخ هم می‌خورین.​

و کل همکارها خندیدن با خودش. حوصلش رو نداشتم. چرت و پرت زیاد می‌گفت. خودمم خنده‌ی ریزی کردم. با خشم نگاهش کردم.​

– شما صحبت نکنی، نمی‌گن لالی.​

برگشت و گفت:​

– بله ستوان اقبالی، چشم.​

و لبخندی زد.​

– از دست تو امید.​

قهوه رو خوردم. امید یک دفعه برگشت با ترس گفت:​

– آرزو پرونده جدید رو دیدی؟​

نگاه کردم و تا دیدم خیره شدم بهش.​

– نه امکان نداره.​

همینجوری توی فکر بودم،سرم تیر می‌کشید. چند دقیقه‌ای توی تعجب بودم که اداره تعطیل شد. کیفم رو برداشتم و داشتم می‌رفتم؛ ذهنم بدجور درگیر بود. به سمت در می‌رفتم که یک دفعه امید گفت:​

– ستوان اقبالی بیاین، من شما رو می‌رسونم. مسیرمون یکی هست.​

حوصله نداشتم. لبخندی روی صورتم نمایش دادم و گفتم:​

…..


 پیشنهاد ما برای شما:


رمان های در حال تایپ تک رمان:

رمان درحال تایپ من تمامت کردم  نوشته زهرا اسدی 

رمان درحال تایپ تو رویا نیستی نوشته منیره صالحی

رمان در حال تایپ صلیب شکسته نوشته مهدیه سیف‌الهی

رمان در حال تایپ رنگین کمان خاکستری نوشته میلاد سرداری

رمان های کامل شده تک رمان:

دانلود رمان تخدیر های ثانیه‌ای

دانلود رمان رستاخیز دیمون

دانلود رمان ترجمه شده گریز از آلفا 

دانلود رمان سقوط نرم

دانلود رمان زندگی دووجهی


باکس دانلود فایل 


دانلود رمان دست خط زندگی

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://taakroman.ir/?p=1628

باکس دانلود

پسورد: taakroman.ir
خرید فالوور اینستاگرام / طراحی جلد کناب / ویراستاری کتاب / چاپ رایگان کتاب
برچسب ها:
اشتراک گذاری:

نظرات

9 نظر در مورد دانلود رمان دست خط زندگی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

  1. نِهههه
    بارک الله!!!
    نٍهههههه کِری نَرَم! بارک الللههه
    نهههه بارک االه

    2