| سه شنبه 30 شهریور 1400 | 17:45
تک رمان
دانلود رمان
دانلود رمان حوالی جهنم

دانلود رمان حوالی جهنم

دانلود رمان حوالی جهنم یادم افتاد وقتی بچه بودم اگه شلوارمو خیسم میکردم مامان عضوش نمیکرد!چه برسه حالا…

بعدازکلی استخاره گرفتن به این نتیجه رسیدم که اول لباس هامو عوض کنم و بعد بخوابم.بلند شدم و به سمت اتاق خودم رفتم.

دانلود رمان حوالی جهنم قسمتی از متن:

از کشو لباس راحتی برای خودم بیرون آوردم پیراهنم رو درآوردم و خواستم با رکابی عوضش کنم که یکدفعه با صدای بسته شدن در اتاق نیم متر جابه جا شدم.

با ترس به پشتم نگاه کردم.عرق سردی رو پیشونیم نشست.

در تراس بسته بود.بااین هوای تابستونی امکان نداشت باد درو بسته باشه.پیراهنم رو روی تخت رها کردم و با تردید به سمت در اتاق برگشتم.

آروم دستگیره رو دادم پایین و درو باز کردم اما کسی نبود!نگاهی گذرا به سالن انداختم و بعد به اتاق احسان که دقیقا روبه روی اتاق خودم بود. وقتی مطمئن شدم خبری نیست برگشتم تو اتاقم.

حسش نبود رو تخت بخوابم واسه همین بالشت و پتوی نازکی برداشتم و رفتم تو پذیرایی.

برق رو خاموش کردم وهمون وسط ولو شدم و طاق باز دراز کشیدم.چشمام رو بستم اما هنوز دقیقه ای نگذشته بود با صدایی که شنیدم چشمام تا آخرین حد بازشد! سرجام نشستم و بیشتر دقت کردم.

صدا ازسمت حموم بود.آره خودش بود.صدای اب ازسمت حموم میومد.ازجاپریدم تاسرو گوشی اب بدم.

مدام به این فکرمیکردم که شاید دزد اومده باشه.هرآن ممکنه دخلم وبیاره.برق پذیرایی رو روشن کردم وبه سمت حموم که ته راهرو روبه روی دستشویی بودرفتم.

برای اولین بار از طراحی خونه ام بدم اومد! راهروی تاریک ترس وتردیدم روبیشترمیکرد.امابه خودم نهیب زدم ناسلامتی هیکل گنده کرده بودم.

یه چپ وراستش میکردم تا بفهمه نبایدبیاددزدی.به درحموم نزدیک شدم نفس عمیقی کشیدم وسریع دروبازکردم.ازترس لب هام رو روی هم فشردم.

کسی تو حموم نبود.نمیدونم چراوقتی دیدم کسی نیست ترسم بیشتر شد!شاید بهتر میشد اگه اینکارا زیر سر دزد باشه تا…

 

پیشنهاد ما برای شما:

دانلود رمان مهمان زندگی

بازدیدها: 567

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: حوالی جهنم
  • ژانر: عاشقانه ترسناک
  • نویسنده: مریم رمضانی
  • تعداد صفحات: 193 پی دی اف
  • منبع تایپ: رمانکده
https://taakroman.ir/?p=141
لینک کوتاه مطلب:
درباره admin
فاطمه تاجیکی هستم موسس سایت و انجمن تک رمان؛ نویسنده، منتقد، طراح، مدرس نویسندگی...
0 0 votes
رأی دهی به مقاله
اشتراک در
اشاره به موضوع
guest
2 نظرات
جدیدترین نظرات
قدیمی‌ترین نظرات نظرات با تعداد رای بالا
Inline Feedbacks
View all comments
Dr.S.A
Dr.S.A
3 ماه قدیمی

سلام روزتون بخیر رمان خیلی خوب پیش رفت ولی سوالی که داشتم این بود که جلد دومی هم داره یا خیر … چون درواقع اصن داستان تموم نشد /:

اگر این رمان جلد دوم داشته باشه میتونم بگم که از زیبا ترین رمان هایی بود که خوندم و قطعا دوباره هم میخونمش ولی اگه فقط همین جلد باشه باید بگم داستان در عین اینکه شروع زیبایی داشت و به خوبی پیش رفت ولی پایانش به این شکل بود که انگار نیمی از کتابی که من خواننده داره میخونه گم شده باشه …

آمار سایت
  • 572,708
  • 189
  • 595
  • ۱۴۰۰-۰۶-۲۵
ورود کاربران

درباره سایت
تک رمان
سایت و انجمن تک رمان در تاریخ 1398/8/20 در راستای هدف ترویج کتابخوانی و ایجاد مکانی برای گرد هم آوری افراد خوش ذوق که علاقمند به قلم هستند و کمک به نویسندگان نو قلم و بی توجه به محدودیت سنی فعالیت خود را آغاز کرده است تک رمان محلی برای درخشش نویسندگان تازه کار...
آخرین نظرات
  • Elisaرها، سامی عزیزم زودتر و پر قدرت تر برگرد...
  • Kimiaمرسی😘...
  • Kimiaمرسی عزیزم😘...
  • Kimiaقربونت توام خسته نباشی😘😘...
  • kiyanaعالی خسته نباشید🌿💜...
  • Elahe_Vنمیتونم زمان دقیقی اعلام کنم عزیزم، به‌دلیل مشغله‌ها و درس‌هام، ممکنه اتمام ترجم...
  • adminسلام روی گزینه دانلود کلیک کنید...
  • اسماسلام ببخشید چطور باید دانلود کرد...
  • برییی1ممنون از خوندن رمان واقعا لذت بردم*-* موفق باشید!...
  • النا❤️😘..جلد هفتم کی ترجمه میشه دیگه باید تا کی صبر کنم🥺..آخه چرا منو اینقدر وابسته...
2
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " تک رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.