| جمعه 17 اردیبهشت 1400 | 16:03
تک رمان
دانلود رمان
دانلود رمان آرام نا آرام

دانلود رمان آرام نا آرام

دانلود آرام نا آرام دختری که سکوت کرده، آرام نیست! او درد دارد…

دردی از جنس عشق، غم و خشم… پسری که در تالش به زبان آوردن دختر است، تنها یک مرد نیست! او نیز درد دارد…

دردی از جنس عشق، خواستن و جبران…
دختر و پسر داستان در پیچ و خم زندگیشان به هم بر میخورند!

مردانگی پسر دختر را به وجد می آورد و زنانگی دختر پسر را! اما آیا به وجد آمدن آنها به عشق میرسد؟

دانلود رمان آرام نا آرام

مقدمه:
به نام خدایی به نوشتن شروع میکنم که عشق را در وجود هر آدمی کاشته است.

زندگی آرام بود برای آرام آرام آن روزها؛ اما ناگهان توفانی که تحمیل شد، آن آرام را به نا آرام تبدیل کرد.

فصل اول:
باید رفت! از جایی به جای دیگر باید رفت تا تحول را احساس کرد…
***
(پرهام)
– مامان به خدا دارم میترکم، بسه، سیر شدم واقعا!
مامان: حرف نزن بچه، بخور! ببین پوست استخون شدی، از بس خودت رو درگیر اون انتقالی کوفتی کردی. اگر تو راه ضعف کنی، تصادف کنی بمیری، چه کنم؟
– مامان من، چرا داستان میسازی؟! بابا من به این گندگی کجا شبیه پوست
استخونیهام؟
مامان کف گیر رو بلند کرد.
– پرهام اینقدر با من بحث نکن بچه!
از پشت میز بلند شدم و رفتم تو اتاقم.
کت رو تن کردم و کیف سامسونتم رو برداشتم.
– خداحافظ.
– وایسا پرهام.
ایستادم و برگشتم.
مامان با یک ظرف کوچیک در دست، سمتم اومد.
– این دیگه چیه؟
– صبحانه که درست حسابی نخوردی، حال هم تو راه میری از بیرون میخوری
مسموم میشی، من چه کنم؟ این رو ببر بخور. پرهام قبل خوردن دستت رو بشوری ها.
بو*س*های به گونش زدم و گفتم:
– خدایا! مامان شما این داستانها رو چجوری میسازی؟ خب من برم، دیرم شد، با احمد قرار دارم. فعال خداحافظ.
– خدا به همرات. پرهام تلفنت رو برداری ها!
– چشم گلم!
رفتم تو حیاط و دستم رو تو جیبم کردم، سوییچ نبود. کمی گشتم؛ اما نبود. برگشتم تو اتاقم که روی پادری پیداش کردم، برش داشتم و از خانه زدم بیرون.
موزیکی رو گذاشتم و زیاد کردم. خب، فکر کنم وقت این رسیده که خودم رو معرفی کنم!
من پرهام فرهادی، 34 ساله از نیشابور هستم. روانپزشکی خوندم و میخوام از
نیشابور انتقالی بگیرم و برم مشهد.

شاید براتون سوال بشه که از کجا میخوای انتقالی بگیری؟ خب جواب این است که بنده روانپزشک یک تیمارستان در نیشابور بودم که حال با کمک دوستم احمد، میخوام بیام یک تیمارستان در مشهد.

حال هم دارم میرم مشهد که خونهای رو که احمد پیدا کرده رو اجاره کنم.
در فکر بودم که با تماس پریناز موزیک قطع شد.
تماس رو وصل کردم که صدای شهاب تو ماشین پیچید.

رمان های پیشنهادی:

رمان شلیک آزاد

رمان استراتگوس مرگ

رمان در امتداد مرگ

رمان نمیتونی منو نبینی

بازدیدها: 87

+15
  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: آرام نا آرام
  • ژانر: عاشقانه، تراژدی
  • نویسنده: t.sh
  • طراح کاور: ~sunny girl~
  • تعداد صفحات: 402
لینک های دانلود
https://taakroman.ir/?p=166
لینک کوتاه مطلب:
درباره admin
admin
فاطمه تاجیکی هستم موسس سایت و انجمن تک رمان؛ نویسنده، منتقد، طراح، مدرس نویسندگی...
0 0 votes
Article Rating
اشتراک در
اشاره به موضوع
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
آمار سایت
  • 242,623
  • 172
  • 462
  • ۱۴۰۰-۰۲-۰۶
ورود کاربران

درباره سایت
تک رمان
سایت و انجمن تک رمان در تاریخ 1398/8/20 در راستای هدف ترویج کتابخوانی و ایجاد مکانی برای گرد هم آوری افراد خوش ذوق که علاقمند به قلم هستند و کمک به نویسندگان نو قلم و بی توجه به محدودیت سنی فعالیت خود را آغاز کرده است تک رمان محلی برای درخشش نویسندگان تازه کار...
آخرین نظرات
  • ↫↫Ď♡ŃŸÄ↫↫ : سلام عزیزم خیلی عالی بود ایشالله همیشه موفق باشی...
  • Elahe_V : ممنونم عزیزم❤خوشحالم که خوشتون اومده و امیدوارم این مجموعه رو تا انتها مطالعه کن...
  • Sara : دقیقا منم همینطور الهه جان دستت دردنکنه با امید موفقیت های بیشتر🌹🌹🌟❤...
  • .SARISA. : از باکس دانلود نسخه pdf رمان رو دانلود کنید....
  • .SARISA. : سلام عزیز. مجدد امتحان کنید....
  • سوگند : سلام چطوری میتونیم دانلود کنیم ؟ لینک دانلود کار نمیکنه...
  • WolfA : سلام ببخشید من تازه عضو شدم چطوری میتونم رمان رو بخونم؟...
  • Mahdeih : 😘😍جگرت را قربان...
  • admin : خسته نباشی عزیزم عالیه رمانت...
  • Mahdeih : ممنون دلبرم😍😘...
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " تک رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.