اگه توام میخوای یه نویسنده موفق و محبوب بشی و رمانت رو چاپ کنی همین حالا یک تک رمانی شو! عضویت در انجمن تک رمان
اگه توام میخوای یه نویسنده موفق و محبوب بشی و رمانت رو چاپ کنی همین حالا یک تک رمانی شو! عضویت در انجمن تک رمان

دانلود دلنوشته شرم کنید!

356 بازدید

دانلود دلنوشته شرم کنید! ویژه تک رمان

مقدمه:

دانلود دلنوشته شرم کنید!

تمامی‌تان یک مشت خطاکار هستید که سر خود را زیر برف نموده‌اید.
نقاب شرم را بر روی پوسته‌ی بی‌حیایی کشیده‌اید و نمی‌خواهید بفهمید با این یاوه‌گویی‌ها به جایی نمی‌رسید. اندکی افکارتان را رشد دهید در این جامعه‌ی بسی ویران.

 


اطلاعات فایل دلنوشته


نام دلنوشته: شرم کنید!

منبع تایپ: انجمن تک رمان

ژانر (موضوع): تراژدی، اجتماعی

وضعیت: تکمیل شده


اطلاعات تیم اجرایی


نویسنده: ستاره لطفی

طراح جلد: طلا

ویراستار: pegah.a

کپیست: kiyan


دانلود دلنوشته شرم کنید

قسمتی از دلنوشته:

دلنوشته‌ی یک:

«جای شیفتگی نبود. تمام‌شان خنجر زدند بر احساساتمان!»
نمی‌دانم چرا شمایی که ذهنتان جا مانده‌ است، برای چه حق نظر دارید؟!
البته هزاران درود بر شرف گذشته!
در زمان فعلی که شما غرق در خرافات و جهل و نادانی هستید؛
تیشه می‌زنید به ریشه‌ی نسل جدیدتان!
به گفته‌ی شما آبرو حکم می‌کند بر احساس و تمامی عاشقان باید چنگ بزنند بر گلوی احساس‌شان. نکند آبرو خدشه بردارد و د*ه*ان یک مشت یاوه‌گوی باز شود!
پا بر روی دند‌ه‌ی عقب گذاشته‌اید و می‌شتابید به سوی نادانی.
در جامعه‌ای که عشق، منفور و بدنام نامیده شده است، جای زیستن نیست.
عشق همان دارایی است که قوت می‌بخشد به عمق جانت.
و حال با گفته‌ی چند یاوه‌گوی خرافات‌پسند،
نامش بد شده.
دوست عزیزی را دیدم.
با جهل و نادانی تمام،
عشق را منفور می‌دانست و با وقاحت تمام از آن بدگویی می‌کرد.
گویی با این حس لطیف پدرکشتگی داشت!
و اما از تک‌تک سخنانش،
بیماری و خرافات‌پسندی می‌ریخت و می‌شد به راحتی حدس زد که چقدر بی‌آگاهی است.
گر نباشد نان شب و امید به سر آمدن حیات،
تپش‌‌ دل‌ گرمی هست که جانت را غرق در آرامش کرده و بازهم امید تلاش را به تو می‌دهد و آن چیزی نیست جز همان حس «عشق!»

*********

دلنوشته‌ی دو:


«جای شیفتگی نبود. تمام‌شان خنجر زدند بر احساساتمان!»
نمی‌دانم چرا شمایی که ذهنتان جا مانده‌ است، برای چه حق نظر دارید؟!
البته هزاران درود بر شرف گذشته!
در زمان فعلی که شما غرق در خرافات و جهل و نادانی هستید؛
تیشه می‌زنید به ریشه‌ی نسل جدیدتان!
به گفته‌ی شما آبرو حکم می‌کند بر احساس و تمامی عاشقان باید چنگ بزنند بر گلوی احساس‌شان. نکند آبرو خدشه بردارد و د*ه*ان یک مشت یاوه‌گوی باز شود!
پا بر روی دند‌ه‌ی عقب گذاشته‌اید و می‌شتابید به سوی نادانی.
در جامعه‌ای که عشق، منفور و بدنام نامیده شده است، جای زیستن نیست.
عشق همان دارایی است که قوت می‌بخشد به عمق جانت.
و حال با گفته‌ی چند یاوه‌گوی خرافات‌پسند،
نامش بد شده.
دوست عزیزی را دیدم.
با جهل و نادانی تمام،
عشق را منفور می‌دانست و با وقاحت تمام از آن بدگویی می‌کرد.
گویی با این حس لطیف پدرکشتگی داشت!
و اما از تک‌تک سخنانش،
بیماری و خرافات‌پسندی می‌ریخت و می‌شد به راحتی حدس زد که چقدر بی‌آگاهی است.
گر نباشد نان شب و امید به سر آمدن حیات،
تپش‌‌ دل‌ گرمی هست که جانت را غرق در آرامش کرده و بازهم امید تلاش را به تو می‌دهد و آن چیزی نیست جز همان حس «عشق!»

دانلود رمان


پیشنهاد ما برای شما:


رمان‌های درحال تایپ:

رمان اسرار فوق محرمانه(جلد سوم حلقه جادویی) نوشته س.زارعپور

رمان درحال تایپ خدیو ماه نوشته مهدیه سیف‌الهی

رمان پیست مرگ | @Saba.N کاربر انجمن تک رمان

رمان مسخ لطیف| ~kosar~ کاربر تک رمان

رمان های کامل شده:

دانلود رمان کوتاه سینستزیا

دانلود رمان درخشش ماه در سایه انتقام

دانلود رمان خواهر خوانده

دانلود رمان شلیک آزاد

دانلود رمان صلیب شکسته

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://taakroman.ir/?p=3330

باکس دانلود

پسورد: taakroman.ir
خرید فالوور اینستاگرام / طراحی جلد کناب / ویراستاری کتاب / چاپ رایگان کتاب
برچسب ها:
اشتراک گذاری:

نظرات

11 نظر در مورد دانلود دلنوشته شرم کنید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.