اگه توام میخوای یه نویسنده موفق و محبوب بشی و رمانت رو چاپ کنی همین حالا یک تک رمانی شو! عضویت در انجمن تک رمان
اگه توام میخوای یه نویسنده موفق و محبوب بشی و رمانت رو چاپ کنی همین حالا یک تک رمانی شو! عضویت در انجمن تک رمان

دانلود دلنوشته شانه‌های خیابان

243 بازدید

دانلود دلنوشته شانه‌های خیابان ویژه تک رمان

مقدمه:

دانلود دلنوشته شانه‌های خیابان

بیش از پیش به جانم فشار می‌آید
وقتی که می‌دانم هست؛
اما دست‌های من خالی است.
در این شب تیره و تار،
دل نیز گرفتار،
جان شده غرقِ درد،
جسم شده گرفتارِ مرگ،
تنها شانه‌ی خیابان است که می‌کشد بار گران مرا به دوش،
تنها شب‌های مسکوت است که می‌کند درد مرا خاموش.
دستی به سویم دراز شد؛
اما وقتی آن را گرفتم،
خرد شد، فرسوده‌ شد، محو شد…

 


اطلاعات فایل دلنوشته


نام دلنوشته: شانه‌های خیابان

منبع تایپ: انجمن تک رمان

ژانر (موضوع): تراژدی

وضعیت: تکمیل شده


اطلاعات تیم اجرایی


نویسندگان: ستاره لطفی، مهنا عزیزی

طراح جلد: ~tarlan~

ویراستار: گلبرگ

کپیست: Angle wings


دانلود دلنوشته لبخندم

قسمتی از دلنوشته:

دلنوشته‌ی یک:

خیلی وقت است که جهانم بوی ماتم می‌دهد.
سیاهی چشمانم به دلم رخنه کرده، روحم در خلعی عمیق دست و پنجه نرم می‌کند؛
در تاریکی محض گم شده‌ام، غرق شده‌ام.
صدایی نجوا گونه نامم را فریاد می‌زند، گاهی هم صدای عربده‌اش گوش فلک را کَر می‌کند.
این شب‌ها سر بر شانه‌ی هر خیابان که گذاشتم،
صح*نه تدفین آرزوهایم دلم را چنگ زد و داستان من از نو آغاز شد؛
گویی زمان راهی برای رفتن پیدا نمی‌کند.​

*********

دلنوشته‌ی دو:


در پَس تک به تک اجزای قلبم،
دلخوشی نمادین از غم می‌گذارم.
چهره‌ی غم‌زده‌ام را با نقابی از خوشحالی مفرط می‌پوشانم.
به دلم قول داده بودم تنها زمانی به سراغش می‌روم که شادی‌هایم را با او قسمت کنم.
انسان‌های اطرافم مرا به سخره‌ی محبت از ته دلشان گرفته‌اند و من خرسند به باور دروغین محبت آن‌ها، چهره‌ای بشاش از خود به نمایش می‌گذارم
و آن‌ها چه می‌دانند از آتش سوزانی که دلم را به پرتگاه دوزخ هیزم شکنان جهنم نزدیک می‌کند
و من دلخوشی‌هایم را در دنیایی به نام ناکامی‌های بی‌اساس به یادگار می‌گذارم.
چه زمان باید صدای شاد خنده‌هایم را از اسارت غم رهایی بخشم و سر بردارم از شانه‌های سرد خیابان‌های شب‌گردی‌ام.

**********

دلنوشته سه:

خزان غم رمیده در حالم،
من به ناتوانی، ای خدا گرفتارم!
می‌دانی؟
حال این روزهای من،
بسی ناجوانمردانه خ*را*ب است؛
تنفس می‌آید و در خروجش،
به مشکل بر می‌خورم.
عمق وجودم در این برزخ وجود می‌سوزد و جانم تکه‌تکه می‌شود.
در این خیابان تاریک،
در بین این جماعت مغزهای فرسوده،
جای عاشق شدن نبود.
ما در جای بدی دل باختیم و غم به جان خریدیم؛
جایش اشتباه بود،
حسش درست بود.
در این روزها،
آبرو بر احساس حکم می‌کند
و همانا حس شیفتگی خرد و خاکشیر می‌شود،
چرا که ما نمی‌توانم از حسمان بگویم؛
چون آبرو مهر خاموشی به ل*ب‌هایمان می‌زند و باید در قلبمان را قفل و زنجیر کنیم.
جماعت پوسیده‌ای که مانند اراح سرگردان در هم می‌لولند،
سال‌هاست که عشق را در زیر پاهایشان له کرده‌اند و آن را به کلمه‌ای پوچ مانند آبرو،
فروخته‌اند.
چه کنم در بین این پوسیده‌های بی‌افکار؟

دانلود رمان


پیشنهاد ما برای شما:


رمان‌های درحال تایپ:

رمان اسرار فوق محرمانه(جلد سوم حلقه جادویی) نوشته س.زارعپور

رمان درحال تایپ خدیو ماه نوشته مهدیه سیف‌الهی

رمان پیست مرگ | @Saba.N کاربر انجمن تک رمان

رمان مسخ لطیف| ~kosar~ کاربر تک رمان

رمان های کامل شده:

دانلود رمان کوتاه سینستزیا

دانلود رمان درخشش ماه در سایه انتقام

دانلود رمان خواهر خوانده

دانلود رمان شلیک آزاد

دانلود رمان صلیب شکسته

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://taakroman.ir/?p=3141

باکس دانلود

پسورد: taakroman.ir
خرید فالوور اینستاگرام / طراحی جلد کناب / ویراستاری کتاب / چاپ رایگان کتاب
برچسب ها:
اشتراک گذاری:

نظرات

1 نظر در مورد دانلود دلنوشته شانه‌های خیابان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.